۳۱ شهریور ۱۳۹۴

نگراني حيدر عبادي از كودتا عليه او توسط عوامل قاسم سليماني در عراق


روز دوشنبه حيدر العبادي رئيس دولت عراق گفت او در انتظار تعدادي از اشخاص نزديك به اوست كه عليه او كودتا كرده و او را از حاكميت بركنار كنند. 
 اظهارات عبادي در جريان سخنراني او در كنفرانس ”دولت بايد خدماتي ”باشد ايراد شد كه طي آن گفت: محافظين برخي از مسئولين معادل تعداد سربازان 3 تيپ نظامي هستند او افزود كه اين موضوع با هر معياري غيرمعقول است. عبادي افزود، همه مي دانند كه بسياري به خاطر اصلاحات زيان مي بينند با توجه به اين كه بعيد نيست به اين دليل جهت كودتا عليه او تلاش كنند.
عبادي طي ماههاي گذشته برخي بسته هاي اصلاحات كه مجلس نمايندگان آن را تاييد نمود را به اجراء گذاشته است   كه علاوه بر لغو مناصب معاونين رئيس جمهور و نخست وزير شامل تصميماتي در كاهش تعداد مسئولين و اتخاذ سريالي از اقدامات قانوني ديگر  مي باشد
قاسم سليماني فرمانده سپاه قدس در جلسه ائتلاف ملي عراق در كنار عواملش مثل مالكي و هادي عامري كه شركت كرده بود كه حيدر العبادي بخاطر شركت غير قانوني اش در جلسه داخلي ائتلاف عراق به او اعتراض كرد در حاليكه از جلسه خارج ميشد، حيدر العبادي را تهديد كرد. بدنبال اين تهديد، خبرهائي حاكي از اينكه مالكي (كه تعداد محافظين او بيش از 3 تيپ نظامي است) قصد كودتا عليه عبادي را دارد در روزهاي گذشته شايعه شده بود.

جزئيات ترور العبادي نقشه خامنه اي قاسم سليمانيوسپاه تروريستي قدس در عراق

جزئيات ترور العبادي  نقشه خامنه اي قاسم سليماني 
وسپاه تروريستي قدس در عراق



به گزارش العربيه یک مقام ارشد عراقی روز سه شنبه 22 سپتامبر 2015 فاش کرد که سفارت آمریکا در بغداد تاکنون سه بار طرح توطئه برای ترور حیدر عبادی نخست وزیر این کشور را با درز اطلاعات آن به مقامات عراقي خنثی کرده است.
این مقام ارشد عراقی در مصاحبه با روزنامه فرامنطقه ای "شرق الاوسط" ، گفت:« اولین سوء قصد توسط سازمان های وابسته به خود حیدر عبادی بود. اما دومین سوء قصد توسط تعدادی از افسران عراق در منطقه "الخضراء" در بغداد روی داد که در رابطه با این سوء قصد چند تن از افسران دستگیر شدند».
 منبع مطلعي از درون سپاه پاسدار به ايران اسرار خبر داد كه نفرات نزديك به عبادي در سوء قصد اول از عوامل سرلشگر پاسدار قاسم سليماني در حزب الدعوه عراق و نزديك به مالكي بودند كه بعداز رفتن مالكي، نزديك به عبادي شده بودند. و در دومين سوء قصد نفرات قاسم سليماني در افسران عراق در منطقه الخضراء در اين توطئه نقش داشتند
نخست وزیر عراق روز گذشته گفت: «اخیرا مطلع شدم که به خاطر اصلاحاتی که در داخل حکومت انجام می دهم برخی از سیاستمداران نزدیک تصمیم دارند علیه من کودتا کنند.»
وی تاکید کرد: «هیچ جایگزینی به غیر از اصلاحات برای خروج از وضعیت کنونی وجود ندارد. جایگزین اصلاحات هرج و مرج و دیکتاتوری است بنابرین ضروری است که روند اصلاحات در ساختار سیاسی عراق ادامه یابد».
گفتنی است که حیدر عبادی نخست وزیر عراق طی ماه های گذشته اقدام به انجام اصلاحاتی محدود در سطح وزارتخانه های عراق کرد. از جمله اصلاحات وی که از سوی پارلمان عراق تایید و تصویب شد، لغو برخی پست های اضافی مانند کم کردن معاونان رئیس جمهوری و نخست وزیری و برخی مسئولان در وزارتخانه ها این کشور بود.

در ادامه يك توطئيه كثيف خامنه اي و روسيه - روسیه ۲۸ فروند جت جنگنده‌ به سوریه فرستاده است

Image
تحولات سوریه
روسیه ۲۸ فروند جت جنگنده‌ به سوریه فرستاده است
خبرگزاری فرانسه به نقل از یک مقام آمریکایی که خواسته نامش فاش نشود، گزارش داد که روسیه ۲۸ هواپیمای جنگنده را در استان لاذقیه، واقع در غرب سوریه، مستقر کرده است.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع آمریکایی دیگر نوشت که علاوه بر جت‌های جنگنده، شماری هلی‌کوپتر نیز به این منطقه ارسال شده و پهپادهای روسی در حال انجام ماموریت تجسسی در سوریه هستند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که این روند ادامه خواهد یافت و روسیه به طور مستقیم وارد جنگ داخلی سوریه خواهد شد.
خبرگزاری ایسنا به نقل از یک وبسایت خبری عربی گزارش داد که روسیه در حال آماده ساختن ۹۵ هزار نیرو از یگان‌های ویژه برای ماموریت در سوریه و مبارزه علیه "دولت اسلامی" (داعش) است.
روزنامه روسی "کومرسانت" نیز روز دوشنبه (۲۱ سپتامبر / ۳۰ شهریور) نوشت که روسیه ۱۷۰۰ متخصص نظامی را در بندر طرطوس، واقع در شمال غرب سوریه، مستقر کرده است. این روزنامه منبع خبر خود را ملوانان روسی مستقر در پایگاه دریایی طرطوس ذکر کرده است.
این خبر تاکنون از سوی منبع مستقلی تایید نشده است.
دیپلمات‌های غربی به‌ویژه جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با چنین اقداماتی مخالف هستند، زیرا به گفته آنها، دخالت نظامی روسیه در سوریه اوضاع را از آنچه هست بدتر خواهد کرد.
ادعاي پوتين
در مقابل دولت روسیه معتقد است که پشتیبانی این کشور از رژیم سوریه جلوی وخیم‌ترشدن اوضاع را گرفته است. ولادیمیر پوتین روز ۱۵ سپتامبر مدعی شد که اگر روسیه در سوریه دخالت نمی‌کرد، الان وضعیت این کشور "بدتر از لیبی می‌بود".

خامنه اي وتوطئيه جديد - هماهنگی ایران و روسیه برای حمایت از نظام اسد در سوریه

هماهنگی ایران و روسیه برای حمایت از نظام اسد در سوریه
دبى – العربيه.نت فارسى
روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» نوشته است که ایران و روسیه اقدامات خود در خاک سوریه در راستای حفظ رژیم بشار اسد را هماهنگ می کنند.  

به نوشته «وال استریت ژورنال»، اقدامات مشترک و هماهنگ دو کشور در سوریه موانعی برای تحقق اهداف دیپلماتیک آمریکا در منطقه به وجود می‌آورد. 

برپایه این گزارش این روزنامه آمریکایی، دیپلمات‌ها، ژنرال‌ها و نظریه پردازان نظامی روسیه و ایران چند بار در مسکو دیدار و مذاکره کرده و در جریان این دیدار‌ها امکان دفاع از اسد و همچنین استقرار نظامیان روسیه در خاک سوریه را مورد بحث قرار داده‌اند. 

بنا بر این گزارش، استان لاذقیه محل اصلی برای هماهنگی اقدامات روسیه و ایران بوده است. استان لاذقیه تحت کنترل اسد قرار دارد و نیروهای مخالف رژیم اسد تلاش می‌کنند لاذقیه را از دمشق جدا کنند. 

اخیرا گزارش‌هایی از افزایش شمار نظامیان روسیه در سوریه منتشر شده است. پیشتر مسئولان آمریکایی گفته بودند ایالات متحده تعدادی هلیکوپتر روسی را در یکی از فرودگاه‌های سوریه رصد کرده‌است.

گزارش‌های پیشین مقام‌های آمریکایی از ارسال حدود ۲۰۰ تن از نیروهای زمینی و تعدادی تانک و توپخانه به فرودگاه نظامی نزدیک شهر لاذقیه سوریه از سوی روسیه حکایت داشت.

لاذقیه شهری ساحلی است که پایگاه اصلی خاندان بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به شمار می‌آید.

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون)‌می‌گوید که اقدام روسیه در ارسال مهمات و نیرو نشان از آن دارد که می‌خواهد یک پایگاه عملیات هوایی در سوریه برپا کند. این در حالی است که ائتلاف بین‌الملل به رهبری آمریکا مواضع شبه‌نظامیان گروه دولت اسلامی موسوم به داعش را بمباران می‌کند.
مسکو می‌گوید دشمن اصلی داعش است و قصد دارد به دولت سوریه برای جنگ با این گروه کمک کند.

روسیه از نظام اسد حمایت می‌کند در حالی که ایالات متحده می‌گوید ادامه حضور اسد در قدرت باعث تشدید جنگ داخلی در سوریه می‌شود.

خامنه اي 2هدف در عراق دارد كف ترور عبادي سقف كودتا عليه حكومت عبادي-2 سوء قصد به جان عبادی خنثي شد

سفارت آمریکا درعراق 2 سوء قصد به جان عبادی را خنثی کرد
یک مقام ارشد عراقی روز سه شنبه 22 سپتامبر فاش کرد که سفارت آمریکا در بغداد با درز اطلاعاتی به مسئولان امنیتی عراق تاکنون سه بار طرح توطئه برای ترور حیدر عبادی نخست وزیر این کشور را خنثی کرده است.
دبى – العربيه.نت فارسى
این مقام ارشد عراقی در مصاحبه با روزنامه فرامنطقه ای "شرق الاوسط" ، گفت:« اولین سوء قصد توسط سازمان های وابسته به خود حیدر عبادی بود. اما دومین سوء قصد توسط تعدادی از افسران عراق در منطقه "الخضراء" در بغداد روی داد که در رابطه با این سوء قصد چند تن از افسران دستگیر شدند».
 نخست وزیر عراق روز گذشته گفت: «اخیرا مطلع شدم که به خاطر اصلاحاتی که در داخل حکومت انجام می دهم برخی از سیاستمداران نزدیک تصمیم دارند علیه من کودتا کنند».
وی تاکید کرد: «هیچ جایگزینی به غیر از اصلاحات برای خروج از وضعیت کنونی وجود ندارد. جایگزین اصلاحات هرج و مرج و دیکتاتوری است بنابرین ضروری است که روند اصلاحات در ساختار سیاسی عراق ادامه یابد».
گفتنی است که حیدر عبادی نخست وزیر عراق طی ماه های گذشته اقدام به انجام اصلاحاتی محدود در سطح وزارتخانه های عراق کرد. از جمله اصلاحات وی که از سوی پارلمان عراق تایید و تصویب شد، لغو برخی پست های اضافی مانند کم کردن معاونان رئیس جمهوری و نخست وزیری و برخی مسئولان در وزارتخانه ها این کشور بود.

احمد خمينی( شماره 2)بدستور خامنه اي وتوسط تيم ترور قتل های زنجيره ای وزارت اطلاعات کشته شدچرا؟.

 احمد خمينی(شماره 2) بدستور خامنه اي وتوسط تيم ترور قتل های زنجيره ای وزارت اطلاعات کشته شدچرا؟.
به نقل از سايت اخبار روز

http://www.iran-chabar.de/1383/05/19/mohajer830519.htm
بخش اول: چرا و چگونه با احمد خمينی مذاکره کردم؟
اوايل پائير سال 1370 بود که طبق قرار قبلی به همراه سه نفر از همکارانم به جماران رفتم، اما هرچه منتظر مانديم انصاری نيامد.... پيش مسئول حفاظت جماران آقای صادق ترکاشوند رفتم و ضمن بيانی خيرخواهانه، از او خواستم تا ترتيب ملاقات با احمد خمينی را بدهد... پس از دقايقی مسئول حفاظت جماران آمد و گفت: حاج آقا می گويد بيايند من آن ها را ببينم
م. مهاجر
دوشنبه ١۹ مرداد ١٣٨٣ – ۹ اوت ٢٠٠۴
اشاره: گزارشی که در چند شماره در اخبار روز خواهد آمد، ياداشت ها و روايت های آقای مهاجر که خود را عضو بلندپايه سابق سپاه پاسداران معرفی کرده در مورد دلايل قتل احمد خمينی به دست تيم ترور قتل های زنجيره ای است. آن چه جامعه ما در مورد مرگ اسرارآميز فرزند آيت الله خمينی شنيده است، آن است که مرگ وی توطئه ای از سوی حاکمان وقت در چارچوب جنگ قدرتی بود که با حذف آيت الله منتظری در زمان حيات آقای خمينی آغاز شد. مطلعين مختلفی در يادداشت ها و اظهارات خود به اين موضوع اشاره داشته اند که سعيد امامی معاون علی فلاحيان وزير وقت اطلاعات، در اقارير خود در زندان به قتل احمد خمينی نيز اعتراف کرده است. اين اظهارات به دليل آن که بخش های مهمی از پرونده سعيد امامی مفقود شد و در اختيار هيچ کس قرار نگرفت، در هاله ای از ابهام باقی ماند. اما مفقود شدن بخش های مذکور از پرونده وی، اين گمانه را تقويت کرد که در آن اعترافات نکاتی بوده که افشای آن ها برای بقای حاکميت اسلامی در ايران بسيار سنگين تمام می شده است.
آقای م. مهاجر نيز در يادداشت های خود همين فرضيه را مطرح کرده و علت آن را روی گردانی احمد خمينی از علی خامنه ای و آغاز مخالفت وی با جانشين آيت الله خمينی دانسته است.
برای اخبار روز، امکان تاييد مستقلانه اطلاعات ارايه شده در اين گزارش وجود نداشته است و نويسنده مسئوليت تمام گفته های خويش را بر عهده گرفته است.

مقدمه:اين جانب نگارنده مطالب زير از سال 1361 به عضويت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمدم که بخشی از سوابق شغلی و مسئوليتی ام به شرح ذيل است:
- مربی عقيدتی سياسی در مراکز آموزش تخصصی، رسته ای واحد آموزش نظامی ستاد مرکزی سپاه،
- فرماندهی آموزش سپاه و فرماندهی آموزش نيروی زمينی سپاه،
- مربی عقيدتی سياسی در مرکز تداوم آموزش عقيدتی سياسی افسران ارشد نيروی زمينی سپاه،
- استاد معارف اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی بقيه الله سپاه
- جانشين معاونت فرهنگی فرماندهی آموزش سپاه
- جانشين معاونت عقيدتی سياسی فرماندهی آموزش نيروی زمينی سپاه
- مسئول مرکز تداوم آموزش عقيدتی سياسی نيروی زمينی سپاه
مسئول معاونت عقيدتی سياسی فرماندهی آموزش نيروی زمينی سپاه

ذکر اين عناوين و مشاغل برای شناخت خوانندگان محترم از خودم بود، اما همين مسئوليت ها و سابقه ی طولانی تدريس در سپاه حکايت از آن دارد که اينجانب در بخش های عمده ای از سپاه به ويژه در ستاد نيروی زمينی و بسياری از رده های تابعه ی آن و در دانشگاه علوم پزشکی بقيه الله فرد شناخته شده ای بودم، فلذا حفظ موقعيت های شغلی مذکور اقتضاء می کرد که به هيچ وجه دنبال مسايل سياسی نباشم، اما به خاطر آن که هيچ گاه به دنبال حفظ موقعيت شغلی و ارتقاء رتبه و درجه به هر قيمتی نبودم، و نمی خواستم حقيقت را فدای منافع شخصی و کسب موقعيت های زودگذر کنم، در جهت تبيين حقايق پشت پرده ی عزل آيت الله منتظری (ايشان در سپاه به عنوان مهم ترين خطر سياسی معرفی و اصلی ترين سوژه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه محسوب می شود که به تفصيل می توان شواهد و قرائنی برای آن ارايه داد، اما جای آن در اين مجال نيست) از قائم مقام رهبری برآمدم که در اين مسير به صورت غيرمترقبه مذاکراتی با احمد خمينی داشتم که مواضع او در اين مذاکرات که به صراحت عليه علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و تا حدی به نفع آيت الله منتظری بود، پس از دستگيری ها و بازجويی هايی که از من صورت گرفت برای مسئولان جمهوری اسلامی به ويژه علی خامنه ای آشکار گرديد، از اين رو مجوز قتل احمد خمينی صادر و توسط سربازان گمنام وزارت اطلاعات به مرحله ی اجرا در آمد.

بخش اول:
چرا و چگونه با احمد خمينی مذاکره کردم؟
بعد از آن که توطئه ی برکناری آيت الله منتظری از قائم مقام رهبری در سال 1368 عملی گرديد، هميشه ذهن من به اين مساله مشغول بود. از اين رو تلاش می کردم حتی الامکان حقايق پشت پرده ی آن را از لابلای گفتار و اعمال طراحان و مجريان غوغاسالار اين توطئه به دست آورده و در حد امکان در اختيار افکار عمومی قرار دهم.
در شرايطی که ذکر نام يا داشتن رساله و يا عکس آيت الله منتظری جرم نابخشودنی محسوب می گرديد و عواقب سنگين در برداشت، به چالش کشاندن طراحان اين توطئه به ويژه احمد خمينی به صورت مستقيم غيرممکن بود، و نيز در شرايطی که طراحان توطئه، حقايق را مقلوب و عوام را مفتون و خواص را مرعوب و مخالفان را ملکوک و مطرود و محبوس ساخته بودند، و تصور مناظره ی برابر و شنيدن حرف مخالفان برای آن ها مردود بود، در صدد برآمدم تا نه از موضع مخالف که حساسيت آن ها را بر انگيزد، بلکه از موضع متعصبانه دفاع از اقدام خمينی عليه آقای منتظری که در نظر طراحان توطئه مقبول بود در اين راه قدم بگذارم. اين در حالی بود که از زمان برکناری آيت الله منتظری از قائم مقام رهبری تا آن زمان که من با احمد خمينی ملاقات کردم، مواضع من در سپاه در تاييد اقدام خمينی در عزل آقای منتظری بود که همين امر باعث عدم حساسيت نسبت به من می گرديد، در عين حال موقعيت شغلی من هم که در آن زمان مسئوليت معاونت عقيدتی سياسی فرماندهی آموزش نيروی زمينی سپاه را بر عهده داشتم، زمينه هرگونه سوءظنی را از ميان بر می داشت و اطمينان زا بود. البته اين را هم می دانستم که به خاطر اتخاذ چنين تاکتيکی به زودی تاوان سنگينی خواهم پرداخت.
ورود به اين عرصه با ايده ی مزبور خالی از اشکال راهبردی هم نبود، زيرا در چنين شرايطی فرد پرسش شونده کاملا به چالش کشيده نمی شد، از اين رو بخش عمده ای از حقايق همچنان مکتوم می ماند، اما نکته های مثبتی هم وجود داشت:
از جمله آن که به حداقل هايی دست می يافتم که در آن وانفسا کم ارزش نبودند، همچنين اين تجربه هم وجود داشت که چنين افرادی اگر کسی در مقابلشان قرار دارد، نه تنها مخالف خود نبينند بلکه هم فکر و مدافع اقداماتشان و حتی تندروتر از خودشان ببينند، آنگاه مافی ضمير خود را بهتر بروز می دهند که من شاهد چنين قضيه ای در مذاکرات خودم با احمد خمينی بودم، زيرا او در اين ملاقات ها مطالبی را گفت که هيچ گاه در مقام مباحثه با يک مدعی بر زبان نمی آورد.
وقتی که در 8/1/68 پس از چند سال دسيسه ی سياسی، آيت الله منتظری از قائم مقام رهبری برکنار شد، نه تنها به سوالات بی شماری که در اين زمينه وجود داشت پاسخ داده نشد، بلکه سعی شد تا با شانتاژ و تهديد و ارعاب اين اقدام خمينی به همگان قبولانده شود. علاوه بر وسايل ارتباط جمعی و تريبون های عمومی که هر چه خواستند نوشتند و گفتند، احمد خمينی نيز که در واقع تعزيه گردان و يکی از مجريان اصلی اين توطئه بود با انتشار جزوه ای در توجيه اقدام پدرش هر چه خواست نوشت و از هرگونه هتاکی دريغ نکرد و بر آن نام «رنجنامه» هم گذاشت.
انتشار به اصطلاح «رنجنامه» از سوی احمد خمينی بيش از هر چيز حکايت از آن داشت که او برای توجيه اقدام خودش (عزل آقای منتظری) اين جزوه را نوشته، هر چند در ظاهر اين کار توسط پدرش صورت گرفته بود.
رنجنامه احمد خمينی بدون کسب مجوز قانونی و صرفا به استظهار نويسنده ی آن و با حمايت ارگان ها و سازمان های دولتی و نظامی در تيراژی بسيار انبوده چاپ و به طور رايگان در اختيار مردم قرار می گرفت، اين در حالی بود که اگر طرفداران آيت الله منتظری می خواستند کمترين پاسخی به آن همه سيل اتهامات بدهند با تهديد و ارعاب و زندان رو به رو می شدند. عليرغم تمامی اين فشارها پاسخ مستدل و منطقی به رنجنامه ی احمد خمينی اجتناب ناپذير بود چرا که رنجنامه ی او با مظلوم نمايی و تحريک احساسات عمومی، مستند تمام جوسازی ها عليه ايت الله منتظری قرار گرفته بود.
مدتی پس از انتشار رنجنامه، جزوه ای مفصل به نام «واقعيت ها و قضاوت ها» در رد رنجنامه و شبهات مطروحه عليه آقای منتظری به صورت مخفيانه و بدون نام نويسنده ی آن منتشر شد.
استدلال های محکم و ارائه ی اسناد و مدارک روشن در جزوه ی «واقعيت ها و قضاوت ها» برای پاسخ به رنجنامه و ساير شبهه های شايع عليه آقای منتظری کافی بود، اما مشکل اصلی اين بود که تيراژ جزوه ی مذبور بسيار کم و انتشار و پخش آن نيز جرم سنگينی محسوب می شد و ريسک بالايی را طلب می کرد.
انتشار جزوه ی «واقعيت ها و قضاوت ها» فرصت مغتنمی بود، چرا که عليرغم تيراژ کم آن، قطعا اين جزوه به دست مسئولان جمهوری اسلامی به ويژه احمد خمينی رسيده بود و آن ها از محتوای آن اطلاع داشتند. از اين رو می توانستم از آن به عنوان مستمسک بسيار خوبی (برای به چالش کشاندن طراحان توطئه ی عزل آقای منتظری، البته به صورت غيرمستقيم و در پوشش دفاع از خمينی) استفاده کنم.
از جزوه «واقعيت ها و قضاوت ها» حدود صد و بيست سوال اساسی استخراج کردم – متاسفانه در تفتيش خانه ی من هنگام دستگيری، سوالات مزبور به دست حفاظت اطلاعات سپاه افتاد – سپس از يکی از همکارانم در معاونت عقيدتی سياسی فرماندهی آموزش نيروی زمينی سپاه که ارتباط زيادی با محمد علی انصاری (از اعضای دفتر خمينی و نيز رئيس موسسه ی تنظيم و نشر آثار خمينی) داشت، درخواست کردم تا از او وقت ملاقات بگيرد که خوشبختانه اين کار انجام گرفت و انصاری وقت ملاقات را مشخص کرد.
دليل انتخاب محمدعلی انصاری آن بود که با طرح سوال ها برای او و استنطاق وی، به بعضی از حقايق پشت پرده ی عزل آقای منتظری از قائم مقام رهبری دست يابم و در حد امکاناتم آن ها را در اختيار افکار عمومی قرار دهم. بديهی است که من احتمال نمی دادم که بشود در اين زمينه با احمد خمينی صحبت کرد، از اين رو انصاری را حداقلی دست يافتنی تشخيص دادم، زيرا او علاوه بر اطلاعات لازم که در اين ماجرا داشت، چه قبل و چه بعد از مرگ خمينی از نزديکان احمد خمينی بود. از اين رو می توانست تا حدی نظرات او را منعکس نمايد، اما بر خلاف تصور من اين مسير به صحبت با احمد خمينی منجر گرديد.
اوايل پائير سال 1370 بود که طبق قرار قبلی به همراه سه نفر از همکارانم (به دليل شرايط مذکور و تاکتيکی که در پيش گرفته بودم آن ها نيز از اهداف من آگاهی نداشتند) به جماران رفتم، اما هرچه منتظر مانديم انصاری نيامد. در نهايت يکی از همکارانش آمد و گفت که او امروز نمی تواند بيايد. اين حادثه ی ناخواسته برای من فرصت مغتنمی بود تا توپ را در زمين حريف اصلی بيندازم. از اين رو به همراهانم گفتم: اکنون که انصاری نيست بايد ببينيم که آيا احمد خمينی هست؟ اگر او باشد و ما بتوانيم با او صحبت کنيم، ديگر واسطه ای در ميان نخواهد بود لذا بهتر پاسخ خواهيم گرفت. پيش مسئول حفاظت جماران آقای صادق ترکاشوند (از دوستان قديمی اينجانب بود) رفتم و ضمن بيانی خيرخواهانه، از او خواستم تا ترتيب ملاقات با احمد خمينی را بدهد.
او گفت: بگذاريد با احمد خمينی صحبت کنم، در صورتی که او قبول کرد، شما را برای ملاقات خواهم فرستاد. ما منتظر مانديم، پس از دقايقی مسئول حفاظت جماران آمد و گفت: حاج آقا می گويد بيايند من آن ها را ببينم

م. مهاجر ادامه دارد

۳۰ شهریور ۱۳۹۴

خامنه اي وحذف وترور مخا لفات( 1) كشتن احمد خميني توسط مافياي بيت ولايت ووزارت.

قاتل احمد خميني كيست؟
بخشی از اعترافات سعید امامی در مورد قتل های زنجیره ای و قتل احمد خمینی
خامنه اي در هنگام قتل احمد خميني ولي فقيه وحسن روحاني در راس ارگانهاي امنيتي بوده است

بخشي از پاسخهاي سعيد امامي به پرسشهاي بازجوي خود در باره قتلهاي زنجيره اي و حذف احمد خمینی.
 پاسخ های سعید امامی به خوبي مكانيزم تصميم گيري در مورد حذف مخالفان و نارضیان حكومت را به تصوير مي كشد و از مهمترين اسناد موجود در اين رابطه است. سعيد امامي پس از افشاي بخشي از جناياتي كه رژیم انجام داده است،  بصورت مرموزي به قتل رسيد.

متن بخشی از اعترافات سعید امامی: " من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت … حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد.

احکام اعدام سایر محاربین قبلا” در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا” صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود. وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد
در جلد 16 پرونده صفحه 384 پرونده بازجويي سعيد امامي نيز ، هنگامی که بازجو از امامي سؤال می كند كه آیا اعدامها رویه امنیتی داشت و با حکم “حفظ نظام از واجبات است” انجام می‌شد یا حکمهای موضوعی نیز داشت ، سعيد امامي پاسخي مي دهد كه شايد بتوان آنرا مهم ترين  فراز بازجوئی‌های وی تلقي نمود.  وی در جواب می‌گوید

فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا” و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا” صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا” وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشبخت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد…"

دست خط سعيد امامي وبازجوئي هائي كه بعد از قتل هاي زنجيره پس داده بود