۱ تیر ۱۳۹۵

سابقه‌ی درگیری خمینی با مجاهدین وبازنگری به این وقایع تاریخی


به تابستان سال 1358 رسیدیم. به وقایعی رسیدیم که با وقوع آنها، بوی فصل خزان انقلاب به مشام می‌رسید. آیا قهر و خشونتی که در صحنه‌ی سیاسی ایران به‌وجود آمد، اجتناب‌پذیر بود یا نه؟ همه‌ی اتفاقات نشان دادند که آخوندها اهل منطق و کوتاه آمدن نیستند. مجاهدین چه می‌توانستند بکنند تا کار با خمینی به خشونت نکشد؟

حالا باید پرسید آیا آن فضای باز سیاسی، رؤیا بود؟ اگر بود، رؤیای چه بود؟ آیا هیچ ایرانی زیر40سالی هست که نداند رؤیای آزادی چیست؟ الآن که در انتهای یک تاریخ 40ساله هستیم، می‌توانیم مطمئن باشیم که تمام ایرانی‌های زیر40سال، از اول عمرشان تا حالا فقط کابوس دیده‌اند! کابوس سرکوب و دیکتاتوری!

در شامگاه 30خرداد1360آخرین تلاش مجاهدین برای احیای فضای مسالمت در عرصه‌ی سیاسی ایران، توسط خمینی نابود شد و کابوس دیکتاتوری، ایران گستر! و این، داستان زندگی دو سه نسل از جوانان ایران تا امروز است؛ یعنی در پایان یک تاریخ 40ساله.

خمینی دستگاه سرکوب و گسترش خفقان و حذف مخالفانش را از مدتها قبل از 30خرداد، نظم داده و نیروهایش را توجیه کرده بود. به همین دلیل بود که همه‌ی راههای مسالمت‌جویانه‌ی مجاهدین را با سرکوب و چماق و بگیر و ببند جواب می‌داد. تا قبل از سی خرداد60، حدود 10-15 مجاهد را فقط در شهرهای مختلف شمال شهید کرده بودند.

برای بهتر نشان‌دادن آن روزها ـ و روزهای بعد از آن ـ و آشنا شدن با مواضع مختلفی که از جانب مجاهدین و رژیم بیان شد، چند روایت‌ مختلف از آن روزها را مرور می‌کنیم:

مسعود رجوی: «چنان‌که خوب می‌دانید، ما دوران کار سیاسی و به‌اصطلاح فاز سیاسی را در فاصله‌ی بین 22بهمن 1357 تا 30خرداد1360 طی کردیم. یعنی مضمون این کار سیاسی را که افشای حکومت آخوندی بود، با موفقیت پشت سر گذاشتیم. به همین دلیل رژیم که دیگر چاره‌ی دیگری نداشت و در میدان سیاسی از ما شکست خورده بود، نمی‌توانست به حرکت مسالمت‌آمیز، حتی به بازی مسالمت‌آمیز ادامه بدهد؛ ناگزیر در 30خرداد با گلوله به جان‌ ما افتاد. قبل از آن هم می‌کرد، اما دیگر آن قدم آخرش بود».

تلویزیون رژیم، 31خرداد 60، هاشمی رفسنجانی: «دیروز من از لحظاتی که درگیری شروع شد تا اواخر وقت تا نیمه‌شب در جریان برخوردهای تهران بودم و اخبار را با صدای خودشان می‌شنیدم. از مراکز تصمیم‌گیری منافقین و پیکاریها، به افرادشون دستور داده می‌شد اتوبوسها را، باجّه‌های تلفن را به آتش بکشید! از هرجا که شد، از بیمارستانها هر طور شده یک جنازه‌یی به‌دست بیارید و سر دست بگیرید و به خیابانها ببرید و مثل دوران انقلاب، مردم را با رنگ خون آشنا کنید و هیجانی کنید»

خمینی درباره‌ی سی خرداد: «منافقینی که دیروز پریروز ریختند در خیابانها و جوانان ما را سر بریدند»...

حتی رفسنجانی هم که تلاش می‌کند گزارش مستند بدهد، هیچ اشاره‌یی به یک گلوله از جانب مجاهدین نمی‌کند. اگر بود، بی‌تردید در تلویزیون و رسانه‌هایشان بعد از 30خرداد، نمونه‌ی مشخص آن را توی بوق می‌کردند. در روزنامه‌های رسمی رژیم در فردای 30خرداد، حتی نام یک پاسدار کشته شده نیست. شهیدان همه مجاهدند. حرفهای رفسنجانی بهترین شاهد است که مجاهدین حتی یک تیر هم شلیک نکردند.



نگاهی به‌ خاطرات چند شاهد درباره‌ی 30خرداد:

یک شاهد صحنه: انتظار نداشتیم به این سرعت مردم را به گلوله ببندند؛ چون تظاهرات مسالمت‌آمیز بود.

یک شاهد صحنه: یک آن چشمم را برگرداندم، دیدم حداقل 7-8نفر از مجاهدین حول و حوش ما به‌شهادت رسیدند.

یک شاهد صحنه: در اوین، پشت سلول ما جاده‌یی بود که به محل اعدام زندانیان ختم می‌شد... خودم به‌طور مشخص500تیر خلاص شنیدم و علامت زدم.

«پانصد اعدامی» در یک شب! این عدد و آن روزها و سالها را که ادامه دهیم، به شب‌ها و سالهای بعد می‌رسیم که در جریان یک نسل‌کشی بی‌سابقه، از 120هزار نفر هم گذشت! تعداد زندانی‌ها از این هم بیشتر شد. از تعداد آنهایی که سر به‌نیست شدند یا مهاجرت کردند، آماری در دست نیست. اما به آمار اعدامی‌ها تا همین الآن هم روز‌به‌روز، اضافه می‌شود.

۲۹ خرداد ۱۳۹۵

خبر فوری ومهم - گسترش درگیری های حزب الله ونیروهای حافظ اسداز جنوب حلب به شمال حلب


گسترش درگیری های حزب الله ونیروهای حافظ اسداز جنوب حلب به شمال حلب

برخی از رسانه‌های عربی در روزهای گذشته خبر داده بودند که پیکارجویان حزب‌الله در خاک سوریه با سربازان ارتش این کشور درگیر شدند و شماری از نیروهای سوری از جمله یکی از فرماندهان میدانی کشته شده و ارتش سوریه به تلافی مواضع حزب‌الله را بمباران هوایی کرد.
 
در این گزارش‌ها آمده بود که حزب‌الله با «احساس قدرت» از مداخله خود در سوریه، خواهان نقش فرماندهی در برخی از جبهه‌های جنگی شده و همین درخواست به درگیری مسلحانه با ارتش اسد انجامیده است.
 
طبق این گزارش‌ها که گروه حزب‌الله تکذیب کرده است، درگیری‌های مذکور بامداد پنج‌شنبه، ۲۶ خرداد، در دو روستای جنوبی حلب رخ داده است.
 
به نوشته وب‌سایت «آینه سوریه»، شریف شحاده یک نماینده مجلس شعب از طرفداران بشار اسد در صفحه فیس‌بوک خود نوشته بود که حزب‌الله «سیادت ملی سوریه را، که خط قرمز است، زیر پا گذاشته است».
 
آقای شحاده نوشته بود: «تصمیم‌گیری در صحنه های میدانی باید از سوی ارتش سوریه گرفته شود و هر گونه اختلاف با هم‌پیمانان باید زودتر فیصله یابد.»
گفته میشود تا کنون بیش از 50کشته وزحمی از طرفین بجا گذاشته شده است

خبر فوری- درگیریهای حزب الله ونیروهای اسد ادامه دارد ماز منطقه الحاضر تا نبل الزهرا امتداد پیدا کرده است


خبر فوری- درگیریهای حزب الله ونیروهای اسد ادامه دارد ماز منطقه الحاضر تا نبل الزهرا امتداد پیدا کرده است

اورینت نت
حدود 3روزاست که درگیری خونینی بین حزب الشیطان در سوریه ونیروهای اسد در مناطق جنوب حلب رخ داده وادامه دار میباشد  .
این درگیری منجر به هلاکت تعدادی از افسران اسد ونفرات حزب الشیطان شده است عددوآماری که خودشان رسما اعلام کرده اند بالغ بر 50کشته وزخمی است .
خبرهای رسیده از جبهات جنوبی حلب توسط اپوزیسون سوریه حاکیست که این درگیری ها بین حزب الله وافسران اسد از منطقه الحاضر که اخیرا توسط ارتش آزاد سوریه محاصره شده است، گسترده شده وبه نبیل الزهرا در شمال حلب نیز کشیده شده است.
حزب الله میگوید اینهمه ما برای اسد جنگیدیم ولی الان افسران اسد به ما خیانت میکنند ولی موضوع را باز نکرده اند که منظور از خیانت چسیت؟
حزب الله همچنین میگوید که هواپیماهای اسد وروسیه مواضع حزب الله را در دفاع از نیروهای اسد بمباران کرده است
مفسران وافراد خبره میگویند شکستهای پی در پی در جبهه های حلب وپیشروی های نیروهای ارتش آزاد سبب شده که بین سپاه واسد وحزب الله اختلاف وشقه منجر به درگیری وکشتارایجاد شود.
سپاه پاسداران نتوانسته اختلاف بین آنها را حل کند وتاکنون نسبت به این درگیری ها بین اسد وحزب الله سکوت کرده است.

كشف مصدر مقرب من "حزب الله" أن سبب الاشتباكات بين ميليشيا الحزب وقوات الأسد في ريف حلب تعود إلى العملية النوعية التي قامت بها الفرقة 13 من الجيش الحر عندما تسللت من جبهة خان طومان عبر خطوط النظام، وضربت مجموعة من حزب الله متمركزة في موقع خلفي بصاروخ تاو موجه، مما أدى لمصرع 8 منهم على الفور وجرح 6 معظمهم في حالة الخطر.

وتابع المصدر أن "حزب الله" وجه التهمة مباشرة إلى كتيبة النظام التي حدث الخرق عبرها، واتهم عناصره الضابط المسؤول عنها بالخيانة، فهاجموا مركزها الرئيسي وقتلوا الضابط المسؤول عن الكتيبة وهو برتبة مقدم، إضافة إلى 6 من العناصر انتقاما لما حدث لرفاقهم.

وبحسب موقع جنوبية فإن الاشتباكات بين عناصر "حزب الله" وقوات النظام توسعت في اليومين الماضيين لتشمل أكثر من نقطة بحلب، كان أعنفها في منطقة حاضر في ريف حلب الجنوبي، وامتدت إلى بلدتي نبل والزهراء في ريف حلب الشمالي.

وتابع الموقع بأن طيران النظام رد بثلاث غارات متتالية على مواقع "حزب الله" كان أخلاها سابقاً.

وكانت مواقع تابعة لميليشيا "حزب الله" اللبناني اعترفت أمس بمقتل 8 من عناصرها، وذلك تأكيداً لما نشره المكتب الإعلامي لـ"الفرقة 13" التابعة للجيش السوري الحر في شريط فيديو أمس، حيث أظهر التسجيل لحظات استهداف مجموعة من عناصر الميليشيات الشيعية بصاروخ تاو في محيط منطقة خان طومان بريف حلب الجنوبي.

يذكر أن قتلى ميليشيا الحزب هم "محمد نوار قصاب الملقب بـ(الحاج باسم) وهو قيادي بارز في الحزب، وعبدو جعفر(الحاج أبو زينب)، ومحمد أحمد إبراهيم، وحسن احمد، وعلي رمضان عرب، وعلي مرعي، ومحمد حكيم، وعلي ترمس.

فوری - پیشروی جدید رزمندگان سوری وتلفات سنگین پاسداران وفتح نقاط استراتژیک در حلب جنوبی

فوری - پیشروی جدید رزمندگان سوری وتلفات سنگین  پاسداران وفتح نقاط استراتژیک خلصه وحومه در حلب جنوبی
سحرگاه امروز صبح یعنی روز شنبه انقلابیون سوری منطقه استراتژی خاصه وتعدادی از روستاهای اطراف آن را در جنوب حلب طی یک نبرد دلاورانه وسخت از دست پاسداران ایران ونیروهای مزدور ووابسته به آنها خارج وآزاد کردند.
بدین صورت دومسیر استراتژیک به روی نیروهای خامنه ای واسد بسته شده است .در این نبرد که پاسداران بیش از 100کشته وزخمی داشته اند،تعدادی دیگرنیز پابه فر گذاستند .
نیروهای انقلابی بطرف الحاضر در حال پیشروی هستند قابل توجه است که الحاضر محل تجمع سپاه پاسداران جنایت کار خامنه ای میباشد
 أعلن الثوار فجر اليوم السبت السيطرة على بلدة خلصة الاستراتيجية وعدة مواقع في ريف حلب الجنوبي بعد معارك مع الميليشيات الشيعية، قتل على إثرها العشرات من الأخيرة.

وقال مراسل أورينت، إن جيش الفتح بالاشتراك مع فصائل الثوار تمكنوا من استكمال السيطرة على بلدة خلصة وقتل 40 عنصراً من الميليشيات الشيعية واغتنام دبابتين، وبعد ساعات من تحريرها قام الثوار بالسيطرة على قرية زيتان.

وأضاف مراسلنا أن فصائل الثوار تمكنت من السيطرة أيضاً على قرية برنة إثر هروب جماعي للنظام وميليشياته من المنطقة، فالوجهة القادمة لـ "جيش الفتح" بلدة الحاضر والتي تعتبر تجمعاً لعناصر الحرس الثوري الإيراني وميليشيا حزب الله اللبناني.


وكان "جيش الفتح" وفصائل الثوار أطلقوا الأسبوع الماضي معركة جديدة ضد الميليشيات الشيعية بهدف تحرير بلدة "خلصة" الاستراتيجية المطلة على سد الحاضر في ريف حلب الجنوبي. 

وتمكن "جيش الفتح" مؤخراً من تحرير قرى "القراصي والقلعجية ومعراتة" وبلدة الحميرة إلى جانب تحرير مستودعات خان طومان وتلة المحروقات وتلال القراصي وكتيبة الدفاع الجوي في محيط خان طومان، بالإضافة إلى  منطقة الساتر في ريف حلب الجنوبي، وذلك بعد هجوم كبير خلف عشرات القتلى والأسرى في صفوف ميليشيات إيران.

۲۸ خرداد ۱۳۹۵

خامنه ای وانتهای «تنزل بی‌پایان» ؟ يعني مجبور است پی‌درپی زهرهای بعدی را سر بکشد.

انتهای «تنزل بی‌پایان» ؟ يعني مجبور است پی‌درپی زهرهای بعدی را سر بکشد.


خامنه‌ای در بخشی از صحبتهایی که 25خرداد داشت، صحبت از «تنزلی» کرد که پایانی هم ندارد. به‌راستی منظور خامنه‌ای از تنزل بی‌پایان چیست و چرا چنین حرفی را می‌زند. ؟

یکی از کسانی که به‌خوبی معنی موضوع تنزل بی‌پایان را هم فهم و هم لمس می‌کند، خود خامنه‌ای است. چون این موضوعی ساده نیست. یک مسیری است که در برابر رژیم قرار دارد و انتهایش همان چیزی است که خامنه‌ای مکرر به آن اشاره داشته و در همین اظهارات اخیر هم با این عبارت که مسأله «موجودیت جمهوری اسلامی ایران است» آن را تکرار کرده است.

طبعا این حرف که دشمنان خواهان نابودی نظام هستند حرف جدیدی نیست و همیشه هم خامنه‌ای و هم سردمداران نظام آن را بیان کرده‌اند، اما بحث تنزل بی‌پایان حداقل با این عبارت جدید است و باید دید که منظور  ولی‌فقیه ارتجاع  چیست؟

در پاسخ باید گفت که منظور خامنه‌ای از تنزل بی‌پایان این است که اگر رژیم وارد مسیر زهرخوری بشود، که الآن شده، این مسیری است شیبدار که رژیم نمی‌تواند در یک جا متوقف شود و مجبور است پی‌درپی زهرهای بعدی را سر بکشد. شخص خامنه‌ای در همین صحبت 25خرداد گفت: «این تنزل پایانی ندارد، همان‌گونه که اکنون بعد از موضوع هسته‌ای، موضوع موشکی را پیش کشیده‌اند، بعد از موشک، نوبت به حقوق‌بشر می‌رسد، بعد از حقوق‌بشر، موضوع شورای نگهبان، سپس موضوع ولایت‌فقیه» . بعد هم روی نتیجه این تنزل انگشت می‌گذارد و می‌گوید: «در نهایت قانون اساسی و حاکمیت اسلام مطرح خواهد شد» . یعنی پایان حاکمیت ولایت‌فقیه.

خامنه‌ای البته قبلاً صحبت از زنجیره عقب‌نشینیها را کرده بود ولی این بیان در حال حاضر یک تفاوت بسیار مهم و اساسی با قبل دارد. قبلاً خامنه‌ای می‌گفت برای این‌که نتیجه بگیرد هرگز به این مسیر پا نخواهد گذاشت، اما الآن در حالی می‌گوید که وارد این مسیر شده، زهر خورده و برجام را تصویب و امضا کرده و به اجرا در آمده است. و هربار هم به چشم‌اندازی بسیار خطرناکی که در انتهای همین مسیر برای رژیم وجود دارد اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد.

طبعا هدف خامنه‌ای از مطرح کردن چشم‌انداز خطرناکی که در برابر نظام هست یک دلیلش

هشدار به باند رقیب است، همان‌طور که جنگ قدرت با تمام بحرانهای رژیم قاطی شده و به همه این بحرانها ضریب زده، اما دلیل دیگر مطرح کردن این خطر، نوعی اعتراف ناگزیر به واقعیت خطیری است که نظام ولایت را به‌طور جدی تهدید میکند و البته این خطر روح و روان دلواپسان و ریزشی‌ها را پر کرده. خامنه‌ای مجبور است خودش این خطر را بیان کند، تا بتواند به‌اصطلاح برای آن راه‌حل بدهد و تا جایی که می‌تواند، نگرانی را از این ریزشیها رفع کند

اما این‌که خامنه‌ای برای این مسیر بی‌پایان که الآن در سراشیبی آن قرار گرفته راه‌حل و یا راه برون‌رفت مشخصی دارد، باید گفت که هیچ راه برون رفتی ندارد و حتی نمی‌تواند به زبان بیاورد. در همین اظهارات اخیر چند جا به‌اصطلاح صحبت از راه‌حل کرده. مثلاً این جمله تلویزیون رژیم به‌نقل از خامنه‌ای: «ایشان تقویت مصونیت و اقتدار کشور را علاج واقعی همه دشمنی‌های مستکبران خواندند... » یا چند جمله بعد می‌گوید: «باید هرچه می‌توانیم قوت و قدرت ”ایمانی، اقتصادی، دفاعی، علمی، سیاسی و جمعیتی “خود را افزایش دهیم» .

یا مثلاً در جای دیگر می‌گوید: «برای مقابله با جفاها و اقدامات طرف مقابل باید توانایی‌های خود را حفظ کنیم» .

با یک نگاه می‌توان فهمید که این حرفهای کلی و شعارگونه هیچ دردی از نظام دوا نخواهد کرد. ممکن است برخی از ریزشیها را آنهم برای یک یا دوبار کمی آرام کند، اما این کلی‌گوییها دوای درد نظام و برون‌رفت از مسیر سراشیب تنزل بی‌پایان نیست. وقتی می‌تواند مسیر تنزل بی‌پایان را دور زده و به عقب برگردد، که توانسته باشد در شرایط خفگی فزاینده راه نفسی برای خود باز کند. قرار بود برجام راه نفسی باشد که اکنون به اعتراف خودشان باتلاق و بن‌بستی بیش نیست

۲۷ خرداد ۱۳۹۵

تریتا پارسی ونایاک لابی ملاها وبی اعتبار در نزد ایرانیان



تریتا پارسی ونایاک لابی ملاها وبی اعتبار در نزد ایرانیان


 
این گزارشی است از قدرت نمائی نایاک که با ادعای 4000 عضو و 43000 
هوادار فعال،پس از دو ماه بسیج و تبلیغات گسترده، توانسته بین 15 تا 20 نفر
 را گرد آورد. حال،بی اعتباری نایاک را با حمایت رسمی مسئولان وزارت خارجه
 از این سازمان کنار همبگذارید تا با سیاست مماشات بهتر آشنا شوید
----------------------------------------------------------------------------
از دو ماه پیش، سازمان لابی نایاک که بخاطر روابط پنهان و آشکار تریتا پارسی 
با سران جمهوری اسلامی بشدت بی اعتبار شده است، تصمیم گرفت تا با بسیج
 سراسری اعضا و هواداران خود، یک نمایش قدرت در واشنگتن براه بیندازد. از 
همین رو، با رزور هتل و سالن کنفرانس در کنگره، یک کنفرانس سه روزه در 
واشنگتن براه انداخت.
این سازمان مدعی داشتن 4000 عضو و 43000 هوادار فعال در آمریکاست.
 ادعائی که بر طبق اسناد داخلی خود نایاک، دروغی گزاف بیش نیست.
طی دو ماه گذشته، این سازمان با ارسال دهها ایمیل و دعوتنامه، از همه 
اعضاء و هواداران درخواست کرد که در این کنفرانس حضور یابند. عکس زیر 
یکی از این آگهی هاست:


عکس زیر مجموعه کسانی است که روز اول همایش برای بازدید از کنگره جمع 
شده اند که رویهم 36 نفرند. حال در نظر بگیرید که در این عکس، نزدیک به 20 
نفرشان کارمندان حقوق بگیر نایاک در واشنگتن و کارآموزان این سازمان در کنگره
 میباشند. بنابراین، معلوم میشود که تعداد اعضای نایاک که برای شرکت در این
 کنفرانس از سراسر آمریکا به واشنگتن آمده اند 15 نفر بیشتر نمی باشد











در این عکس تریتا پارسی برای حاضران در کنگره صحبت میکند

عکس زیر کلاس آموزشی برای شرکت کنندگان در کنفرانس است

برای جذاب کردن این کنفرانس و جلب ایرانیان برای شرکت در آن، نایاک دو جلسه
 سخنرانی نیز ترتیب داد. در اولین جلسه، هنری ووستر مسئول میز ایران در وزارت خارجه، 
جان لیمبرت، آلن ایر یکی از سخنگویان وزارت خارجه، رامین عسگرد مسئول صدای آمریکا،
 روزبه پارسی (برادر تریتا) که از اروپا آمده بود و ... سخنرانی کردند. عکس های زیر مربوط
 به این جلسه سخنرانی است که شامل کارمندان نایاک، اعضای سازمان، میهمانان و 
کارمندان کنگره است


روز بعد، جلسه سخنرانی دوم برگزار شد. این بار، بیژن خواجه پور رئیس کمپانی آتیه بهار
 در تهران که دلال جمهوری اسلامی است بهمراه چند نفر دیگر سخنرانی کرد. خواجه پور
 کارفرمای سابق تریتا پارسی است که طبق اسناد دادگاه به وی حقوق میداده است

عکس زیر کل شرکت کنندگان در سخنرانی دوم است که شامل کارمندان کنگره و دیگر
 میهمانان نیز میشود.

در پایان، نایاک اعضا و میهمانان خود را برای صرف شام به رستوران برد.

در این عکس لیلا زند - نفر سمت چپ - یکی از همکاران لابی نایاک و از همکاران نزدیک 
رحیم مشائی در کنار آلن ایر در ضیافتی که در رستوران برگزار شده دیده میشود.

این یکی از آخرین عکس های لیلا زند عضو نایاک و همکار لابی تریتا پارسی با 
رحیم مشائی در تهران است
این گزارشی است از قدرت نمائی نایاک که با ادعای 4000 عضو و 43000 هوادار فعال،
 پس از دو ماه بسیج و تبلیغات گسترده، توانسته بین 15 تا 20 نفر را گرد آورد. حال،
 بی اعتباری نایاک را با حمایت رسمی مسئولان وزارت خارجه از این سازمان کنار هم
 بگذارید تا با سیاست مماشات بهتر آشنا شوید.

۲۵ خرداد ۱۳۹۵

خامنه ای وسپاه پاسداران ویک گزارش تحقیقی در رابطه و اهتمام ایران نسبت به شبه نظامیان فرقه گرا عراقی و...

خامنه ای وسپاه پاسداران ویک گزارش تحقیقی در رابطه و اهتمام ایران نسبت به شبه نظامیان فرقه گرا عراقی و...




رژیم ایران نظامی است که بر طرز تفکر شبه نظامیان تسلط دارد، طرز تفکری که از تروریسم تغذیه می شود. 
در نتیجه بقای صاحبان چنین طرز تفکری در گرو بقای تروریسم می شود. ایران دولت نهادمند نیست بلکه دولت شبه نظامیان فرقه گراست که تمایلی به پایان و ریشه کنی تروریسم ندارد. 
در رابطه حشد الشعبی ، شبه نظامیان فرقه گرا به مطالب زیر حتما مراجعه نمائید

حشد الشعبي بد تر از داعش (قسمت اول) (گروههاي دست ساز ومزدورشبه نظاميان شيعي عراق (ماعش)تحت امر رژيم خامنه اي در قتل كشتار غارت وجنايت).


ایران پیشینه ای دراز در عملیات تروریستی دارد که به واسطه مزدوران و شبه نظامیان خود انجام گرفته است و برخی از آنها عبارتند از:
• حمله به سفارت آمریکا در تهران در سال 1979 م (1358 شمسی) و گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی به مدت 444 روز.
13 آبان  |  سفارت آمریکا در تهران اشغال شد



• حمله به سفارت پادشاهی عربستان سعودی در تهران در سال 1987 م (1366 شمسی). یکی از دیپلمات های عربستان سعودی در جریان این حمله کشته و کاردار سفارت زخمی شد، و برخی خانواده ها و کودکان و زنان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

• حمله به سفارت فرانسه در سال 2010 م (1389 شمسی)
• حمله به سفارت بریتانیا در سال 2011 م (1390 شمسی) که توسط همان افرادی صورت گرفت که هر بار راهپیمایی و به ساختمان یکی از سفارتخانه ها حمله می کنند.
• حمله به سفارت عربستان سعودی در سال 2015 م (1394 شمسی)، تلاش برای حمله به مقر کنسولگری عربستان سعودی در مشهد.


• کشف سه هسته جاسوسی برای ایران در عربستان سعودی و هفت هسته جاسوسی برای ایران در کویت و دو هسته جاسوسی برای ایران در یمن و یک هسته جاسوسی برای ایران در امارات و دو هسته جاسوسی برای ایران در بحرین.
• به اینها باید انجام 18 عملیات تروریستی در کویت و 6 عملیات تروریستی در عربستان سعودی و 4 عملیات تروریستی در لبنان را افزود.
• ترور نافرجام دیپلمات ها از جمله سفیر سابق عربستان سعودی در واشنگتن که وزیر امور خارجه کنونی عربستان است.


حتما بخوانبد

حمله به سفارتخانه‌ها و دیپلوماتها، شیوه رایج دیکتاتوری تروریستی آخوندها

• ترور مصطفی المرزوقی دبیر اول سفارت کویت در کشور هند در سال 1980 م (1359 شمسی) و نجیب الرفاعی دیپلمات کویتی در مادرید در سال 1982 م (1361 شمسی).
• دامنه تروریسم دولتی ایران در خود این کشور هم گسترده شده است که به دو طریق اعمال می شود: هدف قرار دادن اقلیت های نژادی و قومی در ایران، عرب ها، بلوچ ها و آذری ها. و هدف قرار دادن اقلیت های دینی: سنی ها، صابئین مندایی و بهائیان.
• تروریسم دولتی ایران شامل حال برخی شیعیان معترض به سیاست های این کشور شد. نمونه این اقدام را در سرکوب جنبش سبز در سال 2009 م (1388 شمسی) دیدیم. رژیم ایران دست به تصفیه شیعیان در اقلیم احواز زد، و ایران در جریان نبرد مسلحانه حزب الله و جنبش امل در لبنان در سال 1985 م (1364 شمسی) از حزب الله جانبداری کرد. ایران به حمایت از کشور مسیحی ارمنستان در برابر کشور “با اکثریت شیعه” آذربایجان پرداخت.[15] این، سابقه رژیم فرقه گرا و تروریست ایران است. بنا بر این وجود ایران بسته به وجود شبه نظامیان و بقای آن در گرو بقای تروریسم است. در این صورت، تشکیل ارتشی از افراد تروریست و شبه نظامیان فرقه گرا توسط ایران عادی به نظر می رسد. آنان بازوی ایران برای ارتکاب جرم و جنایت هستند. ایران برای ارایه حمایت های مالی و لجستیکی به گروه های تروریستی و تندروی شیعه کوتاهی نکرده است تا بدین وسیله به بسط نفوذ خود در منطقه و ایجاد ناآرامی در آن و محیط مجاور و در بسیاری اوقات به هم زدن فرآیند سیاسی مبادرت ورزد، که نمونه آن را اکنون در سوریه و یمن می بینیم. گزارش ها حاکی از آن است که ایران تنها در کشور سوریه به حمایت از 15 جریان فرقه گرا می پردازد که عبارتند از (حزب الله لبنان، سپاه پاسداران ایران، انصار الله “عواملی حوثی در یمن”، لشکر ابو الفضل عباس، لشکر ذو الفقار، گردان های حزب الله عراق، گردان های سید الشهدا، نیروهای شهید محمد باقر صدر، عصائب اهل الحق، جنبش حزب نجبا، فیلق وعده صادق، لشکر اسد الله، یگان واکنش سریع، و جیش المهدی) [16]. ایران در عراق هم از برخی گروه های تروریستی فرقه ای حمایت می کند. این ها که همچون گروه های مشابه در سوریه عملیات کشتار دسته جمعی و جنایت های جنگی مرتکب می شوند عبارتند از (فیلق بدر، گردان سرایا السلام، عصائب اهل الحق، گردان های حزب الله عراق، سرایا الدفاع الشعبی، لشکر ابو الفضل العباس، حشد شعبی) [17].





ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین

ترور وتروریزم رژیم حاکم بر ایران - نقش آخوند روحانی در ترور آمیا در آرژانتین

10931322_405913659568879_9104875039611193117_n

مرگ مرموز آلبرتو نیسمان، دادستان پرونده انفجار «آمیا»، مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس، برای دولت آرژانتی