۹ خرداد ۱۳۹۴

مافياي حذف فيزيكي وتروردر نظام ولايت فقيه( 3مصطفي چمران جرا كشته شد


 خميني  چمران را بخاطر نامه اعتراضي در رابطه با ليبي كشت
 رسام؛

به گزارش فردا نیوز مصطفی چمران در روزهای پایانی زندگی خود نامه ای به آیت الله خمینی نوشته واز وی به دلیل نزدیکی به معمر قذافی، رهبر لیبی، بشدت انتقاد کرده بود.
 دراین نامه مصطفی چمران با لحنی سرزنش آمیز آیت الله خمینی را به دلیل نادیده گرفتن مسأله ربایش آیت الله  موسی صدر توسط رژیم قذافی، بشدت مورد انتقاد قرار می دهد.
به گزارش فردا به نقل از یکی از نزدیکان مصطفی چمران، این دست نوشته دردمندانه به دنبال انتشار خبر تجدید روابط ایران با لیبی و سفر عبدالسلام جلود نخست‌وزیر وقت رژیم قذافی به تهران، نگاشته شده است.
در این نامه آمده است:
نمی‌دانم چگونه ممکن است که رهبر انقلاب اسلامی ایران دست خود را در دست مجرمین بگذارد؟ مگر ما به خاطر خدا قیام نکرده‌ایم؟ مگر به راه علی و حسین نمی‌رویم؟ مگر نمی‌خواهیم که ارزش‌های خدایی را استقرار دهیم؟ چگونه می‌خواهیم که انقلاب اسلامی ایران را با کثافات مجرمین آلوده کنیم؟ چگونه می‌توانیم طهارت و اخلاص بی‌نظير شهدای انقلاب ایران را لجن‌آلود کنیم؟
معمر قذافی رئیس دولت لیبی، با کمال بی‌شرفی و بی‌انصافی، هفت ماه پیش رهبر شیعیان لبنان را دزدیده است. دلایل متقن بر این حقیقت وجود دارد و همه دولت‌های مرتبط نیز بر این قضیه گواهی می‌دهند. 
چه کسی است در عالم که به جرم لیبی در نابودی موسی صدر آگاه نباشد؟ و تازه اگر کسی تردید داشته باشد، باید تحقیق کند؛ و در حالت شک صلاح انقلاب ایران نیست که خود را به چنین جنایتکارانی آلوده نماید.
حضرت آیت‌الله بارها درخواست زیارت معمر قذافی را به ایران رد کرده‌اند؛ و دولت ایران نیز بارها درخواست تجدید روابط دو دولت را موکول به بازگشت موسی صدر کرده است. چطور یک‌باره خبر تجدید روابط با لیبی انتشار می‌یابد و جلود معاون معمر قذافی رهسپار ایران می‌شود؟ مگر تغییری در برنامه و خط مشی بوجود آمده است؟ یا مگر آدم‌دزدی و یا آدم‌کشی دیگر جرم نیست؟
راستی حرام است که طهارت انقلاب ما به کثافات این جنایت‌کاران آلوده گردد. راستی حرام است که این مصلحت‌طلبان بی‌دین، انقلاب اسلامی ایران را ملعبه سیاست‌بازی‌های خود کنند تا در دنیای ظلمانی و طوفانی موجود ندای اسلام و انقلاب در دهند و ستمدیدگان محروم و مظلوم را بفریبند.
ای محمد (ص)، ای خاتم‌النبیین، ای سرور انسان‌ها، تو کجایی که ببینی چه کسانی رسالت پاک تو را برای خودخواهی‌های خود آلوده می‌کنند و به نام اسلام بزرگترین ضربه‌ها را به اسلام می‌زنند. ای علی (ع)، ای مظهر اسلام راستین، ای رمز انسانیت ...
چنانکه متن نامه هم گویاست چمران درروزهای پایانی عمر خود حتی احترامات عرفی را با آیت الله خمینی به کناری نهاده وبرخلاف دیگر انقلابیون که وی را با پیشوند امام مخاطب قرار می دادند، وی آیت الله خمینی را نه امام وحتی نه آیت الله العظمی وبلکه تنها آیت الله مخاطب قرار داده است.
لحن پرخاشگرانه این نامه حکایت از تجدید نظر عمیق کسانی مانند چمران دربارۀ آیت الله خمینی وانقلابش دارد ومی تواند پاسخ معمای حذف زودهنگام مصطفی چمران از صحنه سیاست درجمهوری اسلامی باشد.
همچنانکه این نامه را می توان یکی از مهمترین اسناد همکاری حکومت ایران با رژیم قذافی درجهت جذف آیت الله موسی صدر از صحنه سیاسی لبنان وباز کردن فضا برای فعالیت آزادتر طیف عاملان رژیم مطلقه فقیه درلبنان دانست.
لحن کنایه آمیز مصطفی چمران دراین نامه مهر تأییدی براین مدعاست.
 

حذف فيزيكي در مافياي ولايت فقيه شماره (2) مصاحبه آقاي شانه چي در رابطه با چگونگي شهادت آقاي طالقاني كه بعدها مردم ميگفتندبهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی

۸ خرداد ۱۳۹۴

ترور وحذف فيزيكي در مافياي ولايت فقيه بيشمار است شماره (1) ابوشريف از جان بدر بردگان اين مافياست

عباس آقازمانی مشهور به ابوشریف اولین فرمانده سپاه

پاسداران  پس از سال‌ها اقامت در پاكستان هفته گذشته به كشور بازگشت سال 90.او توسط محسن رضايي كه خودش هم بعدابريدبا يك كودتاي درون سپاهي كنارگذاشته وتصيفيه شدبراي اينكه ابو شريف از كارهاي دزدي وجنايت وكودتاي عليه خودش سر در نياورد او را دنبال  نخود سياه فرستادند به او گفتند يا زندان يا پاكستان كه تا سال 90 طول كشيد واين مجموعه تصوير باندهاي سياسي نظامي بكار گرفته شده توسط خميني دجال ضد بشر را براي تثبيت حاكميت نشان ميدهد كه بر گرده آنها پا گذاشته وحق حاكميت مردمي را يكجا دزديد همه نفرات زير به نحوي ابزار دست خميني وولايت فقيه شدند وشخص ابو شريف هم مانند دستمال چند بار مصرف بذلت حماقتها وجنايتهايش گرفتار شد اين است سيستم آخوندي ومحصولات ولي فقيه آخوندي
سايتهاي رژيم نوشتند كه ابو شريف گفته من نميتوانم خليل چيزها را بگويم وبه من گفته شد يا زندانم يا پاكستان ومنهم فهميدم يعني تبعيد وظلم ها بر من شده است كه نميتوانم همه چيز را بگويم

تصــاویـر بازگشـت عباس آقازمانی ( ابوشریف ) مــرد رازآلـــود!
عکس بازگشـت عباس آقازمانی ( ابوشریف ) مــرد رازآلـــود!عباس آقا‌زمانی ازجمله چهره‌های رازآلود دوران معاصر است كه در اوایل انقلاب نیز مسؤولیت‌های متعدد مهمی را بر عهده داشته، اما از سال‌ها پیش در کشور پاکستان، کنج عزلت گزید و...مشغول شد.



عباس آقازمانی (ابوشریف) به همراه سرهنگ عطاریان، موسی کلانتری و محمدعلی رجایی در صبحگاه مشترک نیروهای مسلح 
شاید به خاطر همین شخصیت راز آلودش هست که عده ای بر این باورند که  وی چون ارتباط نزدیکی با مرحوم حسینعلی منتظری  داشت پس از اتفاقاتی که برای ایشان پیش آمد، از جمله جریانات مهدی هاشمی كه ايران گيت خميني را افشاكرد و نهایتا عزل ایشان  به نوعی دلسرد و شاید دلگیر شد و به خاطر همین در پاکستان سکنی گزید و برخی دیگر بر این باورند که به خاطر این ارتباط با منتطری به نوعی نگران از برخورد های احتمالی با خویش بوده  و نهایتا این نگرانی موجب  اقامت برای مدتی طولانی در پاکستان شد.
مصاحبه خبرنگاران با عباس آقازمانی (ابوشریف) در غرب کشور

گروه سومی هم هستند که بر این باورند که وی طی این سالها در پاکستان به فعالیت در راستای همان اهداف خود می پرداخته اما این بار به دور از حواشی  فعالیت های سیاسی و رسمی.

ابوشریف پیش از انقلاب در قالب گروه‌های مختلفی مانند حزب ملل اسلامی و گروه حزب الله به مبارزه با رژیم ستم‌شاهی پرداخت، بعد از آن در تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش اساسی داشت و در اردیبهشت 1358 از طرف شورای انقلاب به سمت فرماندهی عملیات سپاه پاسداران منصوب شد.
ابوشریف اولین فرمانده سپاه در کنار ابولحسن بنی صدر

 او همچنین در سركوب  گنبد، کردستان و غائله حزب جمهوری خلق مسلمان تبریزوهواداران آيه الله شريعت مداري به عنوان فرمانده عملیات سپاه نقش اساسی داشت و در کنار آزادسازی پاوه در کنار مصطفی چمران بود .

در نهایت نکته ای که در میان این شبهات و شایعات مورد غفلت واقع می شود اين است كه او يك مهره اي بود براي سفت كردن پايه هاي قدرت خميني وخميني ديگر به او نياز نداشت اين رسم خميني بود ووارثانش هم يادگرفتند كه منافع فردي وقدرت حاكميت مهم است انسانها ارزشي ندارند ميتوان يك يا چندبار مصرف كرد وميشود مانند نردبان از آن بالا رفت به مقصد رسيد بهد او را بدورانداخت اگر نميتواني بسوزاني
 
ابو شريف سال 90به ايران آمد ولي خامنه اي يقه او را گرفت واز او يك فيلم گرفتندكه از ولي فقيه خميني وخامنه اي تعريف كرد كه اگر غلط اضافي كرد بفرستند پيش سعيد امامي يا مهدي هاشمي يا قطب زاده و...
حضور عباس آقا زمانی (ابوشریف) در رژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میدان آزادی
عباس آقازمانی  در حال عیادت از مجروحان جنگی در غرب کشور
  خمینی در حال سخنرانی برای نیروهای سپاه پاسداران
عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) در اولین رژه سپاه پاسداران سال 58
عباس آقازمانی ( ابوشریف ) و جواد منصوری در مصاحبه مطبوعاتی
عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) ، عبدالسلام جلود ( نخست‌وزیر لیبی ) و دکتر هادی نجف‌آبادی در محضر امام خمینی (ره)
عباس آقازمانی ( ابوشریف ) در اولین رژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سخنرانی سید احمد خمینی در کنار ابوالحسن بنی‌صدر و عباس آقازمانی (ابوشریف)
عباس آقازمانی ( ابوشریف ) ، یوسف کلاهدوز و عباس دوزدوزانی در جبهه‌های غرب کشور
عباس آقازمانی ( ابوشریف ) در بیت خمینی به همراه تعدادی از اعضای سپاه قبل از اعزام به غرب کشور
عباس آقازمانی ( ابوشریف ) ، دکتر مهدی بازرگان ، عبدالمجید معادیخواه و سرلشگر شهید فلاحی
عباس آقا زمانی ( ابوشریف ) ، ظهیرنژاد و علی قدوسی در مجلس شورای اسلامی
 او حالا برگشته است...
دیدار ابوشریف با  مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان 




Iran: Khamenei opposes inspections of military sites and interviews with nuclear experts

Iran: Khamenei opposes inspections of military sites and interviews with nuclear experts

Implementation of UN resolutions and unrestricted inspections are preconditions for lifting sanctions

Recent remarks by Iranian supreme leader Khamenei once again revealed his intention to acquire the nuclear bomb and demonstrated that absent a firm approach on part of the international community and in particular the United States, this regime will do its outmost effort to use the negotiations to advance its nuclear projects.

In his remarks on 20 May Khamenei stated: “We shall not allow any military site to be inspected by foreigners. They say that they should come and interview our scientists — meaning to interrogate them. We shall not allow the slightest insult towards our nuclear scientists or our scientists in any sensitive area. I shall not allow foreigners to come here and sit down and talk with our scientists, with the prominent and beloved children of the Iranian nation who have brought this immense science this far… The shameless and arrogant adversary expects the path to be opened for them to come and speak with our scientists, our professors, our scholars… such permission shall never be given. The only way to confront the hideous enemy is through our unwavering determination and impassiveness…”

Khamenei’s enormous fear of inspection of the military sites and interviewing his nuclear scientists more than anything demonstrates his resolve to continue with deceptions and clandestine work in order to acquire the nuclear bomb. Otherwise, if his regime were not after the bomb or if it had ceased such attempts, there would be no reason for such huge concern.

Given the experience of the past three decades that has proven the Iranian regime untrustworthy, we emphasise that extending this regime’s breakaway time for another 6 to 9 months will solve no problem whatsoever. The sole solution lies in enforcing the UN Security Council resolutions, putting a definite end to regime’s uranium enrichment, and dissolving its nuclear sites. In addition, the Iranian regime should:

Present to the International Atomic Energy Agency (IAEA) all warranted clarifications regarding the possible military dimensions (PMD) of its nuclear program;
Disclose to the IAEA a list of all of its nuclear experts and its networks involved in smuggling nuclear equipment so that they could be interviewed and investigated;
Sign the Additional Protocol to the Non-Proliferation Treaty and accept unnoticed inspections at any time and any site, military or civilian.
Until implementation of the above mentioned points, no sanctions against Iran should be lifted, otherwise all the income derived from lifting the sanctions will be spent on purchase of weapons and equipment for military nuclear projects.

 

Alejo Vidal-Quadras
President of International Committee In Search of Justice (ISJ)
Vice-President of European Parliament (1999-2014)

http://isjcommittee.com/2015/05/press-release-21-may-2014/


بسيار آموزنده ومهم -تفسیر ایت الله طالقانی از آخوندخميني ود جاليت خمینی دروغگوئي وفريب او وقتي كه سوار اوضاع شود به هيچ كس رحم نخواهد كردهمراه با بخشهايي از سخنان خود خميني

مافیای پشت پرده “بیت خامنه اي” غارت وجنايت ونابود كردن حرث ونسل

مافیای پشت پرده “بیت خامنه اي” غارت وجنايت ونابود كردن حرث ونسل

ناشناخته ترین فرمانده سپاه به روایت دیگران+جدیدترین تصاویر از آقا«مرتضی رضایی»

سردار مرتضی رضایی و مافیای پشت پرده “بیت رهبری ”

در طول عمر حکومت ولايت فقيه و انقلاب 1357 همواره بودند اشخاصی که در پشت پرده حضور داشته و دارند و همین افراد در پس پرده نقش فعال و مهمی را در شکل گیری جریانات سیاسی، اقتصادی و . . . داشته و دارند. در این میان با جرات می توان گفت: که یکی از این اشخاص پشت پرده نظام، سردار سپاه پاسداران مرتضی رضایی بوده است. سرداری که هیج جا نیست ولی همه جا حضور فیزیکی اش حس می شود و در پشت پرده حضور داشته و ایفاء نقش کرده است .
سرداری که به همراه افرادی چون محسن سازگارا از بنیانگذاران سپاه پاسداران بوده. سال ها فرمانده سازمان اطلاعات و امنیت سپاه( از سال 1372تا 1385) بوده و مدتی هم قائم مقامی فرمانده کل سپاه را بر عهده داشت.
مرتضی رضایی، از همان بدو تولد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور سازماندهی بخش اطلاعاتی و امنیتی سپاه پاسدران می شود، بخشی که امروزه به موازات وزارت اطلاعات عمل می کند و نام سازمان اطلاعات و امنیت سپاه را یدک می کشد. مرتضی رضایی از همان ابتدا مستقیم و غیر مستقیم در راس امور مسایل امنیتی سپاه قرار داشته است. سرداری که از همان روزهای نخستین شخصیتی مرموز و پیچیده داشته و به عنوان فردی امنیتی در تصمیم گیری های سیاسی و امنیتی کشور مستقیم و غیر مستقیم فعال بوده است و تا کنون هم از چهره های کاملا اطلاعاتی و امنیتی کشور است .
پس از مرگ خمینی و تکیه زدن خامنه ای بر تخت خلافت، از همان آغاز روشن بود که خامنه ای توان تحمل رقیب را ندارد. پس باید کاری می کرد و رفته رفته با برنامه هایی که مشاورانش به او می دادند جایگاه خود را مستحکم نماید. کار به جایی رسید که هاشمی رفسنجانی طراح اصلی “به رهبری رسیدن خامنه ای آن هم با یک روایت جعلی” نیز این اواخر احساس امنیت نکرده و حتی فرزندانش توسط عوامل رهبری خوار و خفیف شوند.
خامنه ای هیچ گاه در طول این سال ها از مشورت با سرداری چون مرتضی رضایی غافل نبود و بنابر روایتی که در زندان از دهان یکی از فرماندهان ارشد سپاه شنیدم؛ “او بود که باعث شد خامنه ای حکم عزل محسن رضایی را صادر کند” .نه خامنه ای و نه مرتضی رضایی دل خوشی از محسن رضایی نداشتند، چرا که محسن رضایی در باند هاشمی رفسنجانی قرار داشت و خامنه ای از نفوذ رفسنجانی در سپاه نگران بود. این بود که خامنه ای بنا بر توصیه مرتضی رضایی، محسن رضایی را عزل نموده و حکم فرماندهی را به نام مرتضی رضایی امضاء و مهر نمود .اما مرتضی رضایی نپذیرفت ؟
پس در اصل این مرتضی رضایی بود که باعث عزل محسن رضایی شده بود . البته ناگفته پیداست که محسن رضایی فردی بی تدبیر و بی خرد بوده، همگان می دانند که تمامی شکست ها و نابسامانی های نیروهای ایرانی در زمان جنگ 8 ساله ایران و عراق به واسطه بی تدبیری و نالایق بودن و عدم مدیریت درست و صحیح جنگی در برنامه های جنگ به خاطر عملکرد غلط محسن رضایی در راس سپاه و اطرافیان او بوده است .
پس از بر کنار شدن اولین فرمانده کل سپاه پاسداران از سمت خود خامنه ای فرماندهی کل سپاه را به مشاور خود که سرداری در پس پرده بود پیشکش کرد .اما مرتضی رضایی که درست بر خلاف محسن رضایی، فردی بسیار باهوش، با خرد، موقعیت شناس و سیاسی بود حاضر نشد فرماندهی کل سپاه را بپذیرد ، لذا به خامنه ای فردی چون سردار سید رحیم صفوی را پیشنهاد داد و خود بار دیگر در پشت پرده به ایفاء نقش پرداخت .
اما پس از آن که مرتضی رضایی عرصه را بدون رقیب دید و تا حدودی دل نگرانی های خامنه ای را از بابت نفوذ رفسنجانی در سپاه حل و فصل نمود، عهده دار فعالیت هایی شد که از او فردی بسیار قدرتمند ساخت. اما فعالیت های مرتضی رضایی تنها صرف مشاوره دادن و در خفا با رهبر دیدار و مذاکره کردن نبود و نشد .مرتضی رضایی بی حاشیه و بدون هیاهو، سر و صدا، با احتیاط و با قدرت در پشت پرده به انجام اموری بس خطر ناک مشغول بوده و حال که همچنان از نظر ها غایب است شاید عهده دار اموری برای حفظ نظام و حکومت باشد و یا شاید هم تاریخ مصرفش تمام شده و . . .
مرتضی رضایی به خوبی دریافته بود که اگر قرار باشد روزی روزگاری نظام جمهوری اسلامی فرو بریزد این به معنای پایان کار سپاه پاسداران و سرداران سپاه و خود اوست. پس هر طور که شده او باید در نگهداری نظام تلاش کرده و پایه های نظام را مستحکم نماید .باز بنا بر روایت همان فرمانده ارشد سپاه در زندان اوین سردار مرتضی رضایی در امر مستحکم کردن پایه های قدرت خامنه ای و حکومت موفق عمل نموده است. با نگاهی به عملکرد این سردار همواره پنهان از دیده ها و زیرکی او در انجام امور حساس به جرات می توان گفت: که او یکی از اصلی ترین و پرقدرترین عوامل نگهدارنده پایه های لرزان حکومت جمهوری اسلامی ایران بوده است و به خاطر هوش، زیرکی و سیاسی بودنش همواره در پشت پرده بوده و قصد ظاهر شدن در روی پرده سیاست را نداشته و ندارد!. پس برای حفظ نظام و خود باید دست بکارمی شد و برای این کار احتیاج به پول و ثروت داشت تا به دنبال آن قدرت بیشتر را برای خود کسب کند  .
از  سايت روي كرد باديد رژيم يك مقداري مرتضي رضائي را بشناسيم وبعد سراغ غارتهاي او در چارچوب بيت خامنه اي بپردازيم
ناشناخته ترین فرمانده سپاه به روایت دیگران+جدیدترین تصاویر از آقا«مرتضی رضایی»
جدیدترین تصاویر از آقا«مرتضی رضایی»
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۵۸

سرتیپ پاسدار «مرتضی رضایی» چند سال است هیچ مسئولیتی در سپاه ندارد و روزهای بازنشستگی خود را سپری می کند، البته رسانه های ضدانقلاب، کماکان مسئولیت ها و ماموریت های تخیلی و هالیوودی برای ایشان تراشیده و منتشر می کنند که ...

بعد از حدود ۳۵ سال از تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکنون ۷ شخصیت فرماندهی این تشکیلات را به عهده داشته اند که عمدتا چهار چهره اولیه و کسانی که قبل از محسن رضایی فرماندهی را به عهده داشته اند از افراد ناشناش و غیر مطرح در سطح جامعه تلقی می شوند یکی از این افراد که چهارمین فرمانده سپاه پاسداران محسوب می شود، مرتضی رضایی است.

پس از استعفای ابوشریف،

ابوالحسن بنی صدر (رییس جمهور و فرمانده وقت کل قوا) در تاریخ ۲۲ تیر ۵۹ مرتضی رضایی را به عنوان چهارمین فرمانده سپاه انتخاب کرد.

در متن حکم بنی صدر برای وی آمده است:

آقای مرتضی رضایی

بموجب این حکم، بفرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌شوید.

انتظار دارد دستورالعمل‌های مندرج در پیام امام در روز پاسدار و فرصت‌های دیگر را بدقت باجرا درآورده و چنان کنید که بینش توحیدی، اساس روشها بشود و بی‌نظمی‌ها به نظم تبدیل شوند.

بدیهی است گزارشهای مربوط به گردش کار و اطلاعات را به من می‌دهید و از طریق ناظر امام بعرض معظم له میرسانید.

از خداوند برای شما در این مسئولیت سنگین توفیق طلب می‌کنم.

رییس جمهوری و فرمانده کل نیروهای مسلح

ابوالحسن بنی صدر

اما رضایی حکم فرماندهی بدون امضاء امام(ره) را فاقد اعتبار دانست و آن را قبول نکرد تا اینکه این حکم در ۲۸ تیر ماه ۱۳۵۹ به تایید حضرت امام(ره) رسید و ایشان در این تاییدیه نوشتند:

بسمه تعالی

فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما مورد تایید است و لازم است با جدیت مواظبت کنید که احکام اسلام در سپاه پاسداران به مورد اجرا گذاشته شود.

روح الله الموسوی الخمینی

با این تایید حضرت امام(ره)، دوره یکساله فرماندهی مرتضی رضایی در سپاه پاسداران آغاز شد.

او که یکی از ناشناخته‌ترین فرماندهان سپاه در افکار عمومی و رسانه‌ها است که بعدها با حکم مقام معظم رهبری (مد ظله‌العالی) به سمت فرماندهی حفاظت اطلاعات و نیز قائم مقامی سپاه منصوب شد.


به گزارش فاطر نیوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از زمان تاسیس در سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۰ که محسن رضایی به فرماندهی آن رسید، چندین سرپرست و فرمانده را تجربه کرد.حتی آیت الله خامنه ای نیز برای مدتی سرپرستی سپاه را بر عهده داشت. بر طبق اسناد و اقوال معتبر، «مرتضی رضایی»، دومین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شمار می رود. البته این فرماندهی زیاد طولانی نشد و نام «مرتضی رضایی» به طرز کم نظیری در تاریخ دفاع مقدس ، گم شد و قدیمی ترین بچه های سپاه و جنگ هم به سختی ردی از او داشتند تا این که به سال ۱۳۷۲، در اخبار سراسری، حکمی از سوی مقام معظم رهبری، خطاب به مرتضی رضایی منتشر شد. این خبر که بدون پخش تصویری از «مرتضی رضایی»، و با پوششی ضعیف پخش می شد، ناظر بود به انتصاب این سردار کهنه کار به مقام «حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران» . از آن پس باز هم «مرتضی رضایی» در پس پرده ای از رمز و راز پنهان شد تا یک دهه ی بعد، که حکم کم سر و صدای دیگری، خبر از تغییر مسئولیت او داد. آخرین باری که نام «مرتضی رضایی» در رسانه ی ملی و خبرگزاری ها شنیده شد، به سال ۱۳۸۵ و در جریان حکم زیر بود:
«بسم الله الرحمن الرحيم
سردار سرتيپ پاسدار مرتضي رضايي
بنا به پيشنهاد فرمانده كل سپاه و نظر به حسن سوابق خدمتي و تجارب ارزنده در تصدي مسووليتهاي فرماندهي و اطلاعاتي، شما را به سمت جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب ميكنم.
انتظار ميرود در ايفاي اين مسووليت مهم با همدلي و همفكري فرماندهان و مسوولين سپاه همه همت و تلاش خود را در جهت تحقق اهداف و ماموريتهاي محوله و انسجام بخشيدن به امور در كمك به فرمانده سپاه بكار بگيريد.
از زحمات و تلاشهاي دلسوزانه سردار سرتيپ ذوالقدر در اين سمت قدرداني و تشكر ميكنم.
توفيق همگان را از خداوند متعال خواستارم.
سيد علي خامنه اي»
طبق آخرین اخبار، سرتيپ پاسدار «مرتضي رضايي» چندین سال است هیچ مسئولیتی در سپاه ندارد و روزهای بازنشستگی خود را طی می کند، البته رسانه های غربی و ضدانقلاب، کماکان مسئولیت ها و ماموریت های تخیلی و هالیوودی برای ایشان تراشیده و منتشر می کنند که حتی محض خنده هم ، نشانه هایی از حقیقت در آفرینش آن ها تعبیه نشده است.
در طول سال هایی که نام «مرتضی رضایی» گاه و گداری در رسانه برده می شد، رسانه های خارجی و ضد انقلاب، او را با القاب و عناوین عجیب و غریبی معرفی کرده و کارهای محیرالعقولی را به ایشان نسبت می دادند اما این سردار، کم ترین تمایلی برای ابهام زدایی از شخصیت خویش، نشان نداد و امروزه، با وجود پهنه ی وسیعی از اطلاعات ریز و درشت و راست و غلط که از رجال سیاسی و نظامی در فضای مجازی و دیگر رسانه ها وجود دارد، یک قطعه عکس واضح و از همه مهم تر «تایید شده» از «مرتضی رضایی» وجود ندارد یا یهتر است گفته شود در دسترس رسانه ها نیست. شاید عده ای از همرزمان قدیمی او که تصاویری در کنار وی در آلبوم های شخصی خود دارند، بر ما ایراد بگیرند که «مرتضی رضایی» را «سردار بی تصویر سپاه» یا لا اقل «کم تصویر ترین سردار سپاه» بنامیم اما این حقیقت غیر قابل انکار است که وی، پر رمز و راز ترین مرد سپاه پاسداران است و این گرچه به اقتضای تخصص او (یعنی عملیات اطلاعاتی) باز می گردد، اما روحیه ی «رسانه گریز» ایشان، از همان سال ۱۳۵۸، هم مشهود بوده و عکس های تاریخی و قدیمی نیز از او به سختی یافت می شود.
نگارنده ی این سطور شخصا با افرادی گفتگو کرده است که ادعا نموده اند شخصیتی به نام «مرتضی رضایی» وجود ندارد و این یک نام مستعار است که به مسئولین حفاظت اطلاعات سپاه داد می شود. هر دلیل طرح چنین ادعای جالبی، بیش تر ضعف اطلاعات تاریخیِ صاحبان آن است اما نشان دهنده ی موفقیت «مرتضی رضایی» در استراتژی جهادی و انقلابی خویش است. قطعا دوری از های و هوی تبلیغاتی و تظاهرات رسانه ای، قدرت مانور بسیاری را برای مرتضی رضایی ایجاد کرده است. این همان استراتژی دشوار اما کارآمدی است که شخصی چون عماد مغنیه نیز توانست با به کارگیری اش، ضربات هولناکی بر دشمنان وارد سازد.
به گواهی آنان که سردار رضایی را به خوبی می شناسند، مجاهدات او برای صیانت از انقلاب اسلامی و نهضتِ روح الله، منحصربفرد و بسیار درخشان است اما شخصیت و روحیه ی خاص ایشان، باعث شده است ، در پسِ پرده ی گمنامی باقی بماند. 

اينكه اين سردار جنايتكار وقتي كم ديده ميشد مشغول چه جناياتي در بيت خامنه اي وچه غارتهايي از اموال عمومي ومردم بوده الان روشن تر ميشود 
ادامه دارد