۲۹ مهر ۱۳۹۴

نیاز رژیم به دخالت جنگ‌افروزانه در سوریه به‌رغم تلفات سنگین

لينك به منبع
4 فرمانده قاسم سليماني كه در سوريه كشته شدند
ابعاد دخالتهای جنایتکارانه رژیم آخوندی در سوریه به حدی است که تلفات عناصر سپاه ضدخلقی به‌ویژه سران و سرکردگان آن به‌طور روزافزونی در حال افزایش است. ظرف چند روزگذشته جنازه چند سرتیپ و سرهنگ پاسدار در مناطق مختلف کشور از جمله در استانهای اصفهان و خوزستان تشییع شده است. 
بنا بر گزارش بعضی از رسانه‌های عربی تعداد این نیروها در روزهای اخیر به 1500نفر از نیروهای تازه نفس بالغ می‌شود.
همان‌طور که سران رژیم و سرکردگان سپاه هم اذعان می‌کنند و  پاسدار جعفری  هم در ارتباط با هلاکت پاسدار حسین همدانی در سوریه گفت، هزینه‌ای که رژیم در سوریه می‌پردازد از جمله تلفات و هلاکت پی‌درپی سرکردگان آن، برای دفاع از دمشق و جبهه ارتجاع آخوندی در منطقه است «اگر سردار همدانی نبود دمشق و به‌دنبال آن جبهه انقلاب اسلامی سقوط کرده بود... و حالا سرنوشت انقلاب اسلامی هم نامعلوم بود.
طبعاً وقتی تلفات در میان سرکردگان سپاه بالا است و نفراتی مانند پاسدار حسین همدانی، سرهنگ پاسدار مسلم خیزاب، نادر حمید به‌عنوان کارشناس نظامی، سرتیپ پاسدار حسونی‌زاده، فرمانده اسبق تیپ صابرین و حمید مختاربند، مسئول سابق ستاد تیپ یکم موسوم به حضرت حجت اهواز و... کشته می‌شوند، با توجه به پاسداران زیر دستی که آنها تحت فرمان خود دارند، تلفات در رده‌های پایین بسا بیشتر است.
خبرگزاری حکومتی ایرنا 28مهر ضمن اشاره به هلاکت پاسدار حسونی‌زاده و مختار بند به اسامی چند نفر از افراد و سرکردگان سپاه در خوزستان به این شرح اشاره کرده است: ”سیدمهدی موسوی، عبدالکریم غوابش، علیرضا قنواتی، منصور مسلمی سواری، جبار دریساوی، حسن حزباوی، سردار سیدحمید تقوی فر، علی منیعات، حبیب جنت مکان، هادی کجباف، سردار روزبه هلیسایی، سیدجاسم نوری، احمد حیاری، “...
البته برای حفظ روحیه نیروها و عدم ریزش آنها، رژیم به ناگزیر همه اسامی کشته شده‌ها در جنگ تجاوز کارانه‌اش درسوریه را اعلام نمی‌کند،
 ضمنا افزایش تلفات سپاه ضدخلقی آن هم در حد سرکردگان آن، مبین چرخش تعادل‌قوا علیه نظام اسد و رژیم آخوندی در سوریه است.
واقعیت این است که حرفها و تبلیغات رژیم آخوندی در مورد جنگ سوریه، هیاهو برای سرپوش گذاشتن برموقعیت ضعیف خود و نظام بشار است،
سوالی که پیش می‌آید چرا رژیم ناگزیر است چنین بهایی در سوریه بپردازد؟
جواب این سؤال به صراحت در اظهارنظر یکی از سرکردگان سپاه آمده است که که اگر سپاه در سوریه نجنگد باید در داخل ایران بجنگد.
خبرگزاری حکومتی ایرنا 28مهر 94 به‌نقل از جانشین فرمانده سپاه ضدصاحب الزمان اصفهان می‌نویسد: ”امروز خط دفاعی جمهوری اسلامی ایران سواحل مدیترانه است.
پاسدار مجتبی فدا در ادامه اظهاراتش به خبرگزاری ایرنا گفته است: ”اگر جبهه مقاومت شکست بخورد، استکبار جهانی ایران را نیز مورد حمله قرار خواهد داد. امروز به جای این‌که در گوشه و کنار کشور با ایادی استکبار مشغول جنگ باشیم... در حمایت از جبهه‌های مردمی، اسلامی و ضداستکباری سوریه کمک مستشاری و نظامی داریم.
پیش‌تر نیز مقامات رژیم مانند پاسدار شمخانی دبیر شورای امنیت رژیم و آخوندعلی سعیدی نماینده خامنه‌ای در سپاه نیز اظهاراتی مشابه و با مضمون اظهارات پاسدار مجتبی فدا داشته‌اند.
واقعیت این است همان‌طورکه مقامات رژیم اعتراف کرده‌اند صدور بحران و تروریسم رژیم آخوندی از جمله به سوریه تلاشی برای حفظ نظام ولایت در جنگ اصلی است که در داخل بین مردم و رژیم در جریان است.
سران رژیم نیز هرازگاهی به ناگزیر به این رویارویی تحت عنوان در پیش بودن ”فتنه“ اعتراف می‌کنند که در فرهنگ آخوندی ”فتنه“ مرداف قیام مردم ایران علیه رژیم آخوندی است.

خامنه اي - برجام و گذشتن از خطوط قرمز


برجام و گذشتن از خطوط قرمز

خامنه ای بند بازی میان مرز سرخ و عقبگرد ، پذیرش بی قید و شرط بازرسی .چرا؟

با این همه، امیدواری‌های زیادی وجود دارد که محافظه‌کاران میانه‌رو و اصلاح‌طلبان با استفاده از چهره‌های کمتر شناخته شده بتوانند اکثریت کرسی‌های مجلس دهم را از آن خود کنند.
این امیدواری درباره مجلس خبرگان، به دلیل جایگاه آن کم‌رنگ‌تر است؛ به ویژه آنکه رفسنجانی در دو سال گذشته چند بار در فرصت‌های مختلف بر امکان برکناری رهبری توسط خبرگان تاکید کرده است.
در توافق هسته‌ای ایران و کشورهای ۱+۵ که اجرای آن در قالب برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) کلید خورده، تمام خط قرمزهای ترسیم شده از سوی خامنه‌ای، از هم‌زمانی لغو تحریم و اجرای برجام تا عدم بازرسی از مراکز نظامی، نادیده گرفته شد.
این توافق موقعیت خامنه‌ای و حامیانش را به شدت تضعیف کرد و پرخاش‌گری‌های سپاهیان و تندخویی نهادهایی چون شورای نگهبان بیانگر نگرانی عمیق آنها از آینده‌ی معادله قدرت در جمهوری اسلامی است.
پس از اعلام آمادگی زودهنگام رفسنجانی برای شرکت در انتخابات خبرگان، برخی رسانه‌ها از احتمال بازگشت او به صندلی ریاست این مجلس خبر دادند و جنتی نسبت به فعال شدن کسانی هشدار داد که "اساسا چشم دیدن ولایت فقیه را ندارند".
در این میان برخی نزدیکان و منصوبان خامنه‌ای احتمال رد صلاحیت رفسنجانی در انتخابات و حتی بازداشت خانگی‌اش را مطرح کرده‌اند. از سوی دیگر رفسنجانی و جبهه هم‌سو با او توافق هسته‌ای را گام اول پیروزی‌های آینده می‌دانند و در هر فرصتی به حریف یادآور می‌شوند که اکثریت قاطع مردم از نتیجه مذاکرات هسته‌ای پشتیبانی می‌کنند و انتخابات باید مطابق خواست آنها برگزار شود.

روحانی: سبک سنگین نکنید، جام زهر را سر بکشید!

بيشتر بدانيد

زوزه‌ها و ضجه‌های بی‌پایان خامنه‌ای در شبکه‌های رسانه‌یی و تلویزیونی آخوندی و سایتهای زنجیره‌یی اطلاعات منفوردرباره افشاگری اتمی مقاومت




DW.COM

سپاه و "فتنه بزرگ هسته‌ای"

سپاه و "فتنه بزرگ هسته‌ای"

تاج‌زاده و دیگر معترضان سال ۸۸، سپاه پاسداران، نیروهای بسیج، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و دیگر نهادهای تحت امر خامنه‌ای را به کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری متهم می‌کنند.

فرمانده کل سپاه پاسداران، محمدعلی جعفری، چندی پیش از "چهار فتنه بزرگ علیه نظام جمهوری اسلامی" خبر داد که به گفته‌ی او توسط آمریکایی‎ها و همکارانشان در داخل طراحی شده است.


به گزارش "سپاه نیوز"، جعفری، ۱۵ مهر گفت: «جنگ تحمیلی هشت ساله، دوم خرداد، فتنه هشت ماهه سال ۸۸ و فتنه بزرگ هسته‌ای از جمله این‌ها هستند».
منظور فرمانده سپاه از دوم خرداد، انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ است که در آن محمد خاتمی با کسب آرای بیش از ۶۹ درصد از شرکت‌کنندگان در انتخابات پیروز شد.
سخنان جعفری بیشتر آشکار می‌کند که هشدارهای خامنه‌ای و حامیانش درباره خطر نفوذ دشمن به "مراکز تصمیم‌سازی"، بی‌ارتباط با انتخابات دو مجلس شورا و خبرگان در هفتم اسفند ماه نیست.

بیشتر بخوانید: علم‌الهدی: برجام ابزار براندازی رهبری و نظام است
انتخابات هر دو مجلس از نظر دو بلوک اصلی قدرت از اهمیت زیادی برخوردار است، اما مجلس خبرگان به علت نقش احتمالی در انتخاب جانشین خامنه‌ای حساسیت بیشتری دارد.
منصوبان رهبر جمهوری اسلامی در شورای نگهبان ظاهرا خود را آماده کرده‌اند با رد گسترده صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات امکان پیروزی جناح متشکل از نزدیکان رفسنجانی و روحانی، به عنوان اصول‌گرایان میانه‌رو و اصلاح‌طلبان را به حداقل برسانند.
دبیر شورا، احمد جنتی به صراحت این برنامه را علنی کرده و می‌گوید: «شورای نگهبان اجازه نخواهد داد عده‌ای که به نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی، خط امام و ولایت فقیه اعتقاد قلبی ندارند وارد مجلس شورای اسلامی شوند و پست‌های مهم نهادهای تصمیم گیر کشور را در اختیار گیرند».
جنتی بدون تشریح مبنای سنجش میزان "اعتقاد قلبی به ولایت فقیه" گفته است که این پست‌ها "حق بچه‌های حزب‌الهی، انقلابی و مومن" است.
بر همین اساس سعید حجاریان که زمانی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان اصلاحات بود ۲۶ مهر در گفت‌وگو با خبرگزاری "تسنیم" پیش‌بینی کرد که اعضای شورای نگهبان در انتخابات آینده "همه اصلاح‌طلب‌های نشان‌دار را از دم رد می‌کنند".

خامنه اي وباندش - واهمه از "مردم‌سالاری انتخاباتی"

خامنه اي وباندش - واهمه از "مردم‌سالاری انتخاباتی"


نگرانی مهم‌تر خامنه‌ای و نزدیکانش دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در اسفند ماه امسال است که احتمال تاثیر اجرای برجام بر نتایج آن کم نیست.

رهبر جمهوری اسلامی ۲۵ شهریور ۹۴ در دیدار با فرماندهان سپاه هشدار داد: «بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد».
این نگرانی را احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد صریح‌تر بیان کرده است: «مردم سالاری انتخاباتی عرصه‌ای است که دشمن از آن وارد می‌شود چرا که نمی‌تواند از دیوار بلند ولایت بالا بیاید».
مصطفی تاج‌زاده، از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۸۸
مصطفی تاج‌زاده، از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۸۸
امام جمعه مشهد می‌گوید این که با اجرای برجام "بر سر توانمندی هسته‌ای چه بلایی بیاید خیلی مسئله نیست" و مسئله بااهمیت‌تر "مهار کشور از سوی آمریکاست تا ملت و کشور را از مدیریت رهبری بیرون بکشند".
مصطفی تاج‌زاده، از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۸۸ در یادداشتی که ۱۲ مهر در سایت "کلمه" منتشر شد، با اشاره به سخنان خامنه‌ای، "جلوگیری از نفوذ آمریکا" را اسم رمز "عملیات مهندسی انتخابات" خواند.

بیشتر بخوانید: روایت فیروزآبادی از "مهندسی انتخابات" توسط نیروهای مسلح

خامنه اي - پروژه نفوذ؟

لينك به منبع
نشست مقدماتی کنفرانس امنیتی مونیخ که برخی منابع رژیم آن را یک روزه و برخی دیگر دو روزه خواندند، به هر حال به پایان رسید و هیأت آلمانی ایران را به قصد عربستان ترک کرد، اما حرف و حدیث پیرامون این نشست در رژیم به‌پایان نرسیده و بسیار است. باند رفسنجانی روحانی آن را به‌عنوان اولین محصول سیاسی برجام حلوا حلوا می‌کنند. خود رفسنجانی گفت: «میزبانی ایران برای چنین مراسمی که در گذشته اصلاً برای حضور آن دعوت نمی‌شد، نتیجه سیاست خارجی درست و معقول است» (ابتکار ۲۶/۷/۹۴.(

باند ولی‌فقیه درست به‌عکس، این نشست را ذلت و حقارت و از بارزترین نشانه‌های نفوذ غرب می‌دانند. اما واقعیت چیست؟

 یک واقعیت آن است که وزارت‌خارجه دولت روحانی، مباحثی را که در این نشست مطرح شد، علنی نکرده و حتی گزارش تلویزیون رژیم از کنفرانس مطبوعاتی مشترک ظریف و اشتاین مایر را تا آنجا که می‌توانست سانسور کرد. در نتیجه اطلاعات از محتوای این نشست، عمدتاً از طریق منابعی غیر از رژیم آخوندی به دست آمده است.

اولین نتیجه‌یی که از این مخفیکاری می‌توان گرفت، این است که این نشست آن طور که رفسنجانی و روحانی و باند مربوطه وانمود می‌کنند، خیلی نباید اسباب سربلندی باشد و گرنه دلیلی برای مخفی کاری نبود. دلیل دیگر مخفیکاری، به‌ ملاحظة دلواپسان است که در این نشست، نشانه‌های یک جام زهر دیگر (جام زهر منطقه‌یی) با الگوی برجام را می‌بینند. در همین رابطه روزنامه وطن امروز آن را «برشام» نامیده و در ناصیة آن، دست برداشتن از یکی دیگر از به‌اصطلاح دستاوردهای نظام و فرو ریختن یکی از ستونهای اصلی عمق استراتژیک نظام یعنی سوریه را می‌بینند.

دلیل دیگر پنهانکاری، ملاحظه متحدان خارجی رژیم مثل روسیه و رژیم اسد است که بر مبنای سیاست تا کنونی رژیم، قاعدتاً می‌بایست در این نشست حضور می‌داشتند. در یک گفتگوی تلویزیونی که به‌منظور رفع و رجوع همین تناقضات در شامگاه یکشنبه (26مهر) پخش شد، زهرانی از مهره‌های وزارت‌خارجه که از وی به‌عنوان مسئول برگزاری همین نشست مقدماتی نام برده می‌شد، ادعا کرد که چون رژیم با حضور آمریکا در این نشست مخالفت کرد، آلمان هم متقابلاً با حضور روسیه و رژیم اسد مخالفت کرده است! در عین‌حال همین فرد در خلال توجیهات مسخره از یک سو ناگزیر اعتراف کرد: «روی آوردن سوریه، طرف مقابل (آلمان) یک مقداری مشکلات ایجاد کرده بود». در مورد غیبت روسیه هم به توجیهاتی نظیر «بحثهای بوروکراسی» و «مشکل زمان» و تضاد رفتن و برگشتن «دعوت‌نامه» و از این قبیل متوسل شد، اما همان‌جا هم ناگزیر از بیان این مطلب شد که «این جمهوری اسلامی است که باید حرف اول را (در منطقه) داشته باشد… بعد هم خیلی اصرار نداشتیم این باشد، آن نباشد».

به این ترتیب می‌توان دریافت که حضور نداشتن رژیم اسد شرط و خواست آلمان بوده، اما عدم حضور روسیه خواست رژیم بوده زیرا روسیه اگر‌ چه متحد رژیم است، اما این متحد در سوریه، رقیب هم هست و ولی‌فقیه در سوریه یک جنگ هژمونی هم با روسیه دارد.

اشاره به این موضوع از این نظر ضروری است که روشن شود، نشست مقدماتی تهران، مذاکره دو جبهه نبوده، بلکه «قبولاندن انتقال قدرت در سوریه بدون بشار اسد به رژیم» بوده است (العربیه ۲۸/۷/۹۴). این موضوع را واکنشهای باند ولی‌فقیه تأیید می‌کند که از این نشست، (نشست مقدماتی کنفرانس مونیخ) به‌عنوان پروژه نفوذ نام می‌برند.

می‌دانیم که «نفوذ» اسم مستعار خط باند رفسنجانی روحانی برای آویختن به غرب و آمریکاست و آنها در این نشست، اولین گام به سمت اجرایی شدن «پروژه نفوذ» را می‌بینند. پروژه‌یی که موجب تضعیف و فرسایش جبهه ولی‌فقیه شده و نهایتاً به منزوی کردن و نفی او می‌انجامد. این معنا را به‌روشنی در روزنامه‌های هر دو باند و از دو منظر متفاوت می‌توان مشاهده کرد:

روزنامه آرمان (27/7) وابسته به باند رفسنجانی از قول وزیر خارجه آلمان نوشت: «جهان هاشمی را عامل تقویت روابط با ایران می‌داند.»

روزنامه کار و کارگر (27/7) : «درخواست وزیر خارجه آلمان از آیت‌الله هاشمی: جهان از شما درباره عربستان انتظار دارد

فارغ از راست و دروغ حرفها، نفس مطرح شدن این حرفها در روزنامه‌های رژیم، رفسنجانی را در موضع نفر اول نظام، یا همدوش ولی‌فقیه جلوه می‌دهد؛ این همان چیزی است که سرمقاله رسالت (27/7) از آن به‌عنوان «نفوذ دشمن» و طرح دشمنان نظام برای «ایجاد دو قطبی سازی» نام می‌برد و خاطرنشان می‌کند که هدف این طرح «تنها کردن مواضع رهبری» و ’ ضربه زدن به اصالت نظام’ است. به عبارت روشنتر یعنی منزوی کردن و نهایتاً نفی ولایت‌فقیه! جدای از این، هر کدام از این پروژه‌ها، مثل همین نشست مقدماتی کنفرانس مونیخ، همان‌طور که رسانه‌های خارجی هم گفتند مضمونش «قبولاندن انتقال قدرت در سوریه بدون بشار اسد به رژیم» بود.

به این ترتیب، باند ولی‌فقیه آن‌چنان که کیهان خامنه‌ای (27/7) می‌نویسد، در «نشست مقدماتی…» گشودن «منفذی به برخی مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی سیاست خارجی» را می‌بیند و هشدار می‌دهد که بعد از جام زهر هسته‌یی، دارد مقدمات ریختن یک جام زهر دیگر به کام ولی‌فقیه فراهم می‌شود. این احساس خطر، واکنش حداکثری باند خامنه‌ای و جنگ و جدال شدیدتری با باند رفسنجانی روحانی را در پی خواهد داشت. نتیجه این جنگ هر چه باشد، در یک واقعیت تغییری نمی‌دهد؛ درست مثل برجام، اما بدتر و خطرناکتر از آن، تمامیت رژیم بر اثر آن دچار شکافی عمیق‌تر و از هم‌گسیختگی شدیدتری خواهد شد. در واقع رژیم از چاله برجام درنیامده به چاه عمیق‌تری افتاده است.

خامنه‌ای که مجبور شده جام زهر توافق هسته‌ای را سر بکشد، برای انكار تضعیف موقعیت خود در شعار دادن علیه غرب و آمریکا اغراق می‌کند.

جام زهر "توافق هسته‌ای"


خامنه‌ای در  دیدار با فرماندهان وسركرده هاي سپاه مذاکره با آمریکا را ممنوع اعلام کرد و گفت: «متأسفانه عده‌ای برای توجیه مذاکره جمهوری اسلامی ایران با شیطان بزرگ، با نگاهی عوامانه، این‌گونه مسائل را در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و فضای مجازی مطرح می‌کنند، که کاملاً اشتباه است».
خامنه‌ای که مجبور شده جام زهر توافق هسته‌ای را سر بکشد، برای این که به آن اعتراف نکند و تضعیف موقعیت خود را پنهان کند در شعار دادن علیه غرب و آمریکا تا جایی که می‌تواند اغراق می‌کند.
از نظر دولت با اجرای برجام و تنش‌زدایی در رابطه ایران با کشورهای همسایه و غرب، زمینه ورود سرمایه و فن‌آوری خارجی به کشور فراهم می‌شود و از این طریق می‌توان به رکود اقتصادی خاتمه داد.

برای این منظور و تامین امنیت سرمایه‌گذاران لازم است رانت‌خواری، انحصار و فساد گسترده مهار شود و تنش‌های سیاسی و اجتماعی کاهش یابد.
در چنین شرایطی منافع سپاه پاسداران که بر بخش بزرگی از اقتصاد ایران چنگ انداخته و نهادهای زیر نظر خامنه‌ای که به هیچ نظارتی تن نمی‌دهند به خطر می‌افتد.
مطالب مرتبط سپاه پاسداران با هشدار به حسن روحانی: گفتار سنجیده‌تری داشته باشید
بیشتر بخوانید: هشدار فرمانده سپاه درباره "فتنه بزرگ هسته‌ای"

خامنه‌ای وحمله کم‌سابقه به روحانی

خامنه‌ای وحمله کم‌سابقه  به روحانی

تندترین و کم‌سابقه‌ترین حمله رهبر جمهوری اسلامی به رئیس جمهور، همزمان با اوج‌گرفتن تنش‌ها در مجلس هنگام بررسی برجام بود که در آن خامنه‌ای بدون نام بردن از روحانی، اما با دادن آدرس کاملا مشخص او را "ساده‌اندیش" و دارای "نگاه عوامانه" خواند.
حسن روحانی حدود یک سال پیش (۳۰ مهر ۹۳) در جمع مردم زنجان، درس و پیام کربلا را "تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین" خواند.
رئیس دولت یازدهم گفت، در شب تاسوعا سومین امام شیعیان خیمه‌ای برپا کرد و با دعوت از سرکرده سپاه دشمن "ساعت‌ها با عمر بن سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود".
خامنه‌ای یک سال بعد (۱۵ مهر ۹۴) از "افراد سهل‌اندیش و سهل‌انگار" انتقاد کرد که می‌گویند: «چگونه است که حضرت علی و حضرت امام حسین با دشمنان خود مذاکره کردند اما اکنون با مذاکره با آمریکا مخالفت می‌شود؟»
رهبر جمهوری اسلامی در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه این تحلیل را "نهایت ساده‌اندیسی" خواند و گفت، امام سوم شیعیان با عمر بن سعد "مذاکره به معنای امروز یعنی معامله نکرد" بلکه "نهیب زد" و او را "نصیحت به خداترسی" کرد.
دويچه وله