۱۳ دی ۱۳۹۴

خامنه ای وپسا برجام وبز بیاری «مقام معظم»

لینک به منبع

مهردادهرسینی:‌ 

در زبان زیبای پارسی ضرب المثل «بز بیاری» مصداق همان «بدبیاری» و کنایه ای از «بداقبالی» است که بر سر بزنگاه تمام رشته ها را نه تنها «پنبه» می کند بلکه می تواند آنها را به «آتش» بکشد. در یک کلمه کم یا بیش اکنون وضعیت بحرانی خامنه ای زهر خورده در دوران پسا زهرخوران به یقین چنین است؛ زیرا رژیم هنوز از مهلکه «تسلیم نامه اتمی» خلاص نشده، اکنون جهان به دلیل «آزمایش موشک های بالستیک» به مانند خرواری دیگر و بر سر «نظام آخوندی» نازل شده است.
در این رابطه روزنامه وال استریت ژورنال درگزارشی از آماده سازی تحریم های جدید علیه رژیم آخوندی حاکم بر ایران می نویسد: «وزارت خزانه داری آمریکا در حال آماده کردن تحریمهایی علیه دو شبکه مربوط به رژیم ایران است که به توسعه برنامه موشکی رژیم ایران کمک می کنند. این تحریمها در صورت اجرایی شدن اولین نمونه تحریمها پس از امضای توافق اتمی در تیرماه 94 خواهد بود. این تحریم‌ها نزدیک به 10 شرکت و فرد را در ایران، هنگ‌کنگ و امارات متحده عربی هدف قرار می‌دهد». (همبستگی ملی 10 دیماه 1394)
درتیرماه سال جاری بود که خامنه ای زهر خورده طی سخنانی و ضمن عربده کشی برای ایجاد تعادل از دست رفته در درون نظام آخوندی با تاکید بر «توسعه توان موشکی نظام» از دولت آخوند روحانی خواست تا این پروژه ضد میهنی و بحران زا را «در صدربرنامه های دفاعی پنج سال آینده» قراردهد. همزمان نیز دولت «تدبیر و امید» اعلام کرد که در پی ابلاغیه از سوی «مقام معظم» بودجه «امنیتی و دفاعی کشور 5 درصد افزایش خواهد یافت».
به یقین استراتژیست های بیت رهبری در آن دوران بخوبی معنا و مفهوم این جملات و تبعات بعدی آن را با انداختن «چرتکه» محاسبه کرده بودند؛ زیرا در یک حساب سرانگشتی در دنیای سیاست، این سخنان به معنای آغاز دور جدید ی از به چالش کشیدن جامعه جهانی و ایجاد بحرانی دیگر در منطقه خاومیانه می باشد.
سخن از سرعت بخشیدن به پروژه های موشکی دیکتاتوری ولی فقیه است که اکنون ضمن از دست دادن 11 تن اورانیوم غنی سازی شده و به گل نشستن «پروژه علنی ساختن بمب اتمی»، بدنبال جایگزینی برای ایجاد تعادل بهم خورده می باشد. همچنین سخن از بحرانی جدید است که تا به امروز به مانند « آتش زیر خاکستر» عمل کرده و بسیاری از ابواب جمع سیاست مماشات آگاهانه و برای اینکه خدای ناکرده دیکتاتوری خامنه ای «میز مذاکرات اتمی» را برهم بزند، از برخورد مسئولانه با آن سرباز زده اند.
به یقین آزمایشات اخیر موشکی رژیم خواب را از سر بسیاری پرانده و اکنون مماشات گرایان به ابعاد و روند روبه رشد این بحران پی برده اند؛ زیرا از هر منظر که به روند تحولات و آزمایشات موشکی رژیم آخوندی بنگریم، اصلا نیات «خیر» در آن دیده نمی شود، بلکه بر عکس تماما «شر» و در راستای تکمیل مخفیانه همان پروژه سلاح اتمی است.؛ زیرا برای نمونه به ادعای رسانه‌های حکومتی برد آخرین موشک بالستیک آزمایش شده (عماد) قریب “1700 کیلومتر و وزن کلاهک آن تا 750 کیلوگرم «می باشد.
همان نیات شری که در خود نقض قطعنامه های شورای امنیت بویژه قطعنامه 1929 و 2231 را به همراه دارد. دلیل این امر نیز آن است که طرفین از آنجائیکه هنوز در دوران آماده سازی «برجام» بسر می برند، به یقین تا روز اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک، قطعنامه 1929 و محتویات آن همچنان به قوت خود باقی هستند. این قطعنامه به صراحت «کشورها را موظف می‌کند که از انتقال مستقیم یا غیرمستقیم هشت نوع سلاح سنگین از جمله تانک، خودروهای زرهی، هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای تهاجمی، کشتی‌های نظامی و سیستم‌های موشکی به ایران جلوگیری کنند» و نیز «منع فعالیت‌های ایران در خصوص تولید موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای و منع آزمایش‌های موشکی ایران که در آن از تکنولوژی بالستیک استفاده شده باشد» در دستور کار ملل متحد قرار گرفته است. (دانشنامه ویکی پدیا)
روی سخن قطعنامه ها ی شورای امنیت ملل متحد به سوی کشورهایی همچون کره شمالی با وساطت چین و مستعمره هنگ کنگ می باشد که در راستای همکاری های نظامی با دیکتاتوری مذهبی حاکم بر میهنمان تا به امروز در راه اندازی و ساخت سیستم های موشکی حکومت خامنه ای قویا مشارکت داشته اند.
در این رابطه سازمان ملل متحد در تاریخ 24 اردیبهشت 1390 طی گزارشی از جمله اعلام کرده بود: «بر اساس گزارش اخیر کارشناسان سازمان ملل، جمهوری اسلامی ایران و جمهوری و جمهوری خلق کره (کره شمالی) با استفاده از شرکت‌های هواپیمایی ایران ایر و کوریو ایر در جهت تبادل تکنولوژی موشکی اقدام کرده‌اند. این در حالی است که کره شمالی به منظور جلوگیری از بازرسی هواپیما‌ها و افشای ماهیت محموله‌های موجود در آنها، پرواز‌های حامل تکنولوژی موشکی برای ایران را به طور چارتر انجام داده است و اکنون مساله چگونگی دور زدن بازرسی‌ها و اقدامات نظارتی در زمینه این پرواز‌ها مطرح است» (سایت حکومتی دیپلماسی ایران 25 اردیبهشت 1390)
فراتراز آن نیز، اگر بر فرض محال طرفین اکنون دوران را «مرحله شروع اجرای برجام» قلمداد نمایند، آنوقت قطعنامه 2231 برای این دوران معتبر بوده که بوضوح بر این نکته پایه ای تاکید دارد که رژیم آخوندی برای هشت سال از هرگونه فعالیت مرتبط با موشک‌های بالستیک اعم از «پرتاب و یا طراحی» آنها که قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای دارند، ممنوع شده است.
همچنین بسیاری از ناظران مسائل منطقه ای بدرستی براین باورند که دستیابی به بمب اتمی به تنهایی برای دیکتاتوری ولی فقیه کارساز نبوده، بلکه زمانی «مفید ثمر» واقع می شود و چاره دردهای بی درمان «مقام معظم» می گردد که یک سیستم حامل یا همان «سیستم موشکی» به آن اضافه گردد، حال خواه با «کلاهک اتمی» و یا «بدون» آن.
این سخن بدان معنا است که رژیم آخوندی تلاش دارد تا با دجالگری افکار عموم و محتوای قطعنامه های ملل متحد را دور زده و موضوع اختلاف را تنها به نوع «کلاهک» ها معطوف نماید و بدین سان، به آزمایشات و توسعه سیستم موشکی خود «مشروعیت» ببخشد. در حالیکه نوع کلاهک حال میخواهد «هسته ای» باشد و یا از انواع دیگر جنگی، خوشه ای و غیره آن، اساسا قابل جایگزینی بوده و هر زمان که رژیم بخواهد می تواند، بستگی به شرایط زمان و اوضاع و احوال و همچنین نیاز های خود، آن را بازسازی نماید.
این وضعیت درست به مانند دوران حکومت رایش سوم می باشد که چنین برنامه ای در دستور کار هیتلر قرار داشت. هیتلر و نیروی مخوف «ورماخت» (همان سپاه پاسدارن رژیم) با طراحی موشک های «وی 2» (موشک انتقام 2) در تلاش بود تا به موازات پروژه ساخت بمب اتم، سیستم موشکی حکومت نازی را تا رسیدن به روز موعود دوام و قوام ببخشد. آزمایشات موشکی که تحت نظارت پدر موشکی آلمان «فون براون» انجام می گرفت و شلیک آنها بر قلب لندن به هنگام جنگ جهانی دوم، تماما در این راستا بودند. لذا از تاریخ معاصر نیز می توان این نتیجه و سوال منطقی را گرفت که اگر خامنه ای بواقع به دنبال سلاح اتمی و سیستم های حامل آن نیست، پیشبرد پروژه موشک های بالستیک کوتاه و میان برد آنهم در شرایط دوران پسا زهر خوران چه معنا و مفهومی دارد؟.
از روند تحولات می توان دریافت که شرایط برای دیکتاتوری خامنه ای، همان وضعیت «بز بیاری» را تداعی می کند و براین منطق راهکار برون رفتن از این بحران چهارم یا «نوشیدن جام زهر موشکی» و یا «رویارویی چند باره با جامعه بین المللی» خواهد بود.

خامنه ای چرا از تکامل قطب بندی در منطقه نگران است

لینک به منبع
تلویزیون رژیم: همکاری راهبردی ترکیه و عربستان. رئیس‌جمهور ترکیه: بشار اسد عامل بحران در سوریه است و در آینده این کشور جایی نخواهد داشت (9دی94).

 سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم در مورد اظهارات روز گذشته اردوغان مبنی بر این‌که ایران در سوریه فرقه‌گرایی را تشدید می‌کند: ما مسئول سخن دیگران نیستیم (9دی94).

 سایت حکومتی الف: «درباره این ائتلافها باید گفت که سوریه، ایران، حزب‌الله و روسیه در صحنه درگیریهای سوریه در یک طرف قرار گرفته و ترکیه، عربستان، قطر و آمریکا در مقابل این کشورها صف‌بندی کرده‌اند» (10دی94).

 خبرگزاری حکومتی میزان: آل سعود و دولتمردان ترکیه دست در دست هم علیه ایران. این ائتلاف بیشتر برای دشمنی با جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است (9دی94).

 سپاه پاسداران  به‌نقل از نشریه روسی وزگلاد: اردوغان در اندیشه تقویت ائتلاف با عربستان علیه ایران و روسیه است (9دی94).

 سایت حکومتی تی نیوز: همکاری ترکیه، عربستان راهبردی یا نمایش سیاسی؟ (9دی94)

 اینها چکیده‌یی از رویکرد خبری و تحلیلی رژیم در قبال اعلام شورای همکاری استراتژیک ترکیه و عربستان است. نگران وحساب شده در اظهارات رسمی، وحشت‌زده در اظهارات غیررسمی. این نوع واکنش بیانگر چیست؟

 دو عنصر در آن آشکار است: اول قفل شدگی و بن‌بست. دوم، وحشت در عین تلاش برای کوچک‌نمایی این اتحاد منطقه‌یی. رژیمی که تلاش می‌کند با ایجاد دود و دم موشکی و ایجاد فضا با راکت پرانی در خلیج فارس قدرقدرت‌نمایی کند و به مزدوران وارفته داخلی و منطقه‌یی خودش دلگرمی پوشالی بدهد، اگر وحشت‌زده و در بن‌بست نبود باید با موضعگیری شدیداللحن رسمی به ائتلافی که خودش می‌گوید علیه او شکل گرفته پاسخ می‌داد. ولی به‌رغم نیاز شدیدش به سرخ کردن صورت با سیلی حتی در لفظ هم نمی‌تواند پای چنین موضعگیری بیاید. می‌توان گفت که همین نمایش اولیه گویای بن‌بست رژیم در تحولات منطقه‌یی است و این نتیجه‌گیری می‌تواند پایان این سخن باشد. اما برای پاسخ به یک سؤال دیگر بحث را تا رسیدن به درک عمیق‌تری از اهمیت تحولات منطقه ادامه می‌دهیم. سؤال این است: اگر آن چنان که رژیم می‌نماید و یک سایت حکومتی تیتر مقاله خود را به آن اختصاص داده است این ائتلاف «سیاسی و نمایشی» است، پس این همه وحشت و قفل شدگی برای چیست؟

 اظهارات مفسران سیاسی رسانه‌های منطقه‌یی پاسخ این سؤال را در بردارد. این تفسیرها را می‌توان به شکل زیر خلاصه کرد:

 در میان کشورهای خلیج فارس یک نگرانی از نقش آینده آمریکا در منطقه وجود دارد. آنها قانع شده‌اند که آمریکا کسی نیست که در مقابل تهدیدات و حملات رژیم ایران از آنها دفاع کند. بنابراین چون نقش آمریکا کاهش یافته، ائتلافهای جدید شکل می‌گیرد تا کشورهای منطقه بتوانند با تهدیدات مقابله کنند.

 مفسران بر این نکته انگشت گذاشته‌اند که: سیاستهای فرقه‌گرایانه رژیم ایران در طی سالهای گذشته بیش از پیش، منبع نگرانی ترکیه شده است و نقش رژیم ایران در داخل خاک ترکیه و گسترش فرقه‌گرایی سیاسی در این کشور نیز به یک خطر تبدیل شده است. به همین علت مقامات رسمی ترکیه، سران رژیم ایران را هدف قرار می‌دهند. این مسأله حاکی از اشراف ترکیه به این خطرات و نقش رژیم ایران در آن است».

 مفسران علاوه بر کاهش نقش آمریکا در منطقه، دخالت روسیه در سوریه و منطقه را مورد توجه قرار داده و نتیجه می‌گیرند: تهدیدات روسی - سوری- عراقی و رژیم ایران، روابط ترکیه با رژیم ایران را به قدری دستخوش تغییر کرد که برای اولین بار نگرانی عمیق آنکارا با نگرانی ریاض پیوند خورده و سرانجام مقامات ترکیه، هشدارهای 8سال اخیر سعودی در مورد رژیم را جدی گرفتند و این می‌تواند باعث یک تحول استراتژیک شود. این تحول استراتژیک تنها مبتنی بر شناخت رژیم ایران نیست بلکه ترکها هم در مرزهایشان احساس خطر می‌کنند».

 ‌نتیجه: بر اساس نظر کارشناسان عربی و جهانی «شورای همکاری استراتژیک میان ترکیه و عربستان» در حکم یک کلاهک برای پیکانی است که بدنه آن از کشورهای شرکت کننده در «ائتلاف نظامی کشورهای اسلامی» تشکیل شده است.

 این اقدام گامی در راستای بلوغ قطب‌بندی مهم منطقه‌یی است که به اعتراف رسانه‌های آخوندی بر اساس آن «سوریه، ایران، حزب‌الله و روسیه» و «ترکیه، عربستان، قطر و آمریکا» «در صحنه درگیریهای سوریه در مقابل هم صف‌بندی کرده‌اند».

 از آن جا که شورای همکاریهای استراتژیک میان ترکیه و عربستان بر اساس خطیرترین نیازهای امنیتی کشورهای منطقه تشکیل شده است باید گفت به همین میزان از جدیت برخوردار است. این جدیت در دو بخش بالقوه و بالفعل ارزیابی می‌شود. آنچه در گام اول صرفاً با اعلام این اتحاد محقق شده انزوای بیش از پیش سیاسی رژیم آخوندی است. این بخش بالفعل تشکیل این ائتلاف است. بخش بالقوه آن نقش نظامی آن در منطقه به‌ویژه در سوریه است که رژیم نتوانسته به‌رغم هر گونه دجالگری در واکنشهایش آن را بپوشاند.

خامنه ای وباندش چرا آفسار پاره کردند - معنی «جام زهر انتخابات» در این مقطع



عزیز پاک نژاد عضو شورای ملی مقاومت ایران
«انتخابات» مجلس خبرگان رهبری همزمان با مجلس شورای آخوندها در ایران، قرار است در اسفند ماه برگزار شود. جدال و کشمکش بین باندهای رقیب بخصوص در راس نظام غوغا می کند.
انتخابات خبرگان رهبری به دلیل اینکه تضادهای راس نظام را برجسته و عیان می کند، نسبت به انتخابات مجلس از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است.
افسار پاره کردن ایادی رژیم، جزئیاتی از «اغراض» ولی فقیه و باندهای حامی او، در این مضحکه را، کم کم رو می کند.
بعد از شکست در مذاکرات اتمی و سیاست های منطقه ای که خود را در عقب نشینی های مکرر ولی فقیه از مواضع گذشته نشان داد، کل نظام در وضعیت حساسی قرار گرفته است. توجیه های مضحک و «بسیجی گول زن» خامنه ای در گردهمایی های مختلف، نتوانست در داخل نظام، او را به «محور اتحاد» همه باندها تبدیل کند. معلوم شد که در راس، همان گونه که در بدنه نظام، هر کس ساز خود را کوک می کند و حاضر نیست سرنوشت نظام را همچون گذشته بدست خامنه ای بسپارد.
رفسنجانی و روحانی به هر دری می زنند تا «باندشان» در صحنه به صورت فعال باقی بماند و «حذف» نشود. رفسنجانی به عنوان «سرفتنه» با پی بردن به ضعف های اساسی ولی فقیه، به تهاجم دست زده و ظاهرا قصد کوتاه آمدن ندارد. او حتی تهدیدهای سران سپاه که برای مرعوب و وادار کردنش به «انصراف داوطلبانه» از کاندید شدن در این نمایش، صورت می گیرد را، نادیده گرفته و کار خود را ادامه می دهد.
کرنش های گاه و بیگاه حسن روحانی در مقابل خامنه ای در این مقطع هم از موضع ضعف در برابر او نیست. میخواهد باندهای سرکش و افسار پاره کرده ولی فقیه را آچمز کند. او اگر چه از چاکران ولایت خامنه ای است، سرنوشتش را در این مقطع، به رفسنجانی و سیاستی که به خیال خود، نجات رژیم از گردابهای مهیب در پیش را دنبال می کند گره زده است.
خامنه ای و سپاه میخواهند که افراد باند رفسنجانی و روحانی که به مخالفت آشکار با او معروف هستند، صرفا به نشان دادن چهره هایشان در انداختن رای به صندوق اکتفا کنند که تا این لحظه به این هدف نرسیده اند. افراد این باند به صورت فله ای برای این معرکه گیری ثبت نام و کاندید شده اند.
تهاجم مردم به کل نظام هم با به توجه به ناتوانی های بنیادی و بی سابقه ولی فقیه، آغاز شده و «انتخابات» فرصت مناسبی برای شدت بخشیدن به این تهاجم است.
نیاز ولی فقیه به برگزاری این «انتخابات»، دیواری حفاظتی برای حرکات انقلابی مردم با هدف به زیر کشیدن این نظام، محسوب می شود که در پناه آن، حرکت مستقل مردم، خارج از باندهای مختلف رژیم، میسر و ساده تر است.
ولی فقیه در انظار جهانی بسیار منفور است. او به یک نمایش «مشروعیت نظامش» بیش از همیشه احتیاج دارد. خامنه ای تصور می کند که این مهم فقط می تواند با برگزاری یک چنین نمایشی، با شرکت تمامی ایادی داخلی و خارج کشوریش، حاصل شود.
سیاست «مماشات» با سردمداران بدنامش هم برگزاری و حلوا حلوا کردن این «توهین» بزرگ به ایران و ایرانی، با لگدکوب کردن بی شرمانه «دمکراسی» و «آزادی» مورد ادعایشان را، انتظار می کشد.
اینکه این مجموعه، با همکاری شرکای ریز و درشتش بتواند به آرزوی خود برسد، معلوم نیست؛ اما نقشه آنها به نظر می رسد، قربانی کردن مجدد آرا و آرزوهای مردم ایران، به پای منافع حقیر اقتصادی و ملاحظات سیاسی و استراتژیک و البته خواب و خیال هایشان برای ایران و منطقه خاورمیانه باشد.
و اما معنی جام زهر در این مرحله چیست و چگونه به حلقوم ولی فقیه سرازیر می شود؟
همانطور که گفته شد ولی فقیه باید این «نمایش» را با بزرگنمایی های معمول و با شرکت همه باندها و دستجات حکومتی در داخل و حامیان خارج کشوری خود، برگزار کند. یکی از مشکلات اصلی او در این مورد، «حذف» بعضی از این مهره هاست که نبودنشان در صحنه، باعث از رونق افتادن این «تئاتر روحوضی» است.
مهره های اصلی نظام، بسیار مورد نیاز ولی فقیه هستند، حتی اگر مواضعشان کاملا در تقابل با «هوا و هوس» های رهبر مفلوکشان باشد. برای قانع کردن رسانه های خارجی هم تمامی چهره های درونی نظام باید برای رای دادن صف بکشند. این موضوع «حذف» آنها را برای ولی فقیه مشکل می کند.
اگر «حذف» کند، «انتخابات» از رونق می افتد. اگر «حذف» نکند، با بالا دست قرار گرفتن احتمالی آنها در ارگانهای اصلی نظام، در آینده، برای پیشبرد اهدافش مشکل اساسی خواهد داشت.
ولی فقیه در این مقطع باید تصمیم بگیرد که چه راهی را انتخاب کند. تیغ را از رو ببندد و از خیر «مشروعیت» نظام بگذرد و دست تجار خارجی و صاحبان سرمایه را در گردو بگذارد، یا به رقبا میدان حضور دهد و کار کنترل آنها را به آینده، با تکیه بر سپاه و بسیج و ارگانهای اطلاعاتی و بخصوص «دفترش» که حجم و نفوذی بیش از دولت روحانی در حال حاضر دارد، واگذار کند.
ولی فقیه هر راهی در پیش بگیرد، برای خود و نظامش ریسک خارج شدن مردم از کنترلهای سخت و خطر سقوط نظامش در یک قیام مردمی دیگر را خریده است. پارامتری که تمامی باندهای رژیم و بخصوص آنهایی که در خارج کشور دل در گرو او و حفظ نظامش دارند را به وحشت می اندازد.
هرچه به تاریخ برگزاری این «انتخابات» نزدیکتر می شویم، وحشت از مردم و قیامشان بر علیه کلیت نظام، در فرصت باز شدن اجباری فضای سیاسی ناشی از امکان حضور آنها در خیابانهای شهرهای بزرگ، بیشتر در صحبتهای سردمداران نظام آشکار می شود.
این وضعیت نشان می دهد که «ولی فقیه» نظام «جام زهر» را بلند کرده ولی در نوشیدن آن، تردید دارد. زهر را سر بکشد و رقبا را حذف کند، یا به حضور آنها در صحنه «انتخابات» تن دهد و خوردن زهر را به عقب بیاندازد. در آینده نزدیک شاهد انتخاب ولی فقیه خواهیم بود.
با توجه به مطالبی که گفته شد، شرکت نکردن و تحریم این «انتخابات»، یک امر ضروری و لازم است. نباید به این نظام اجازه داد که یکبار دیگر اراده و خواست ایرانیان را به سخره بگیرد. از همین موضع است که مردم ایران کسانی را که شرکت در این «انتخابات» را تبلیغ می کنند از خود نمی دانند و آنها را در هرجا و هرمقام و موقعیتی هستند، طرد و منزوی می کنند.

خامنه ای وبرجام - تحریم های جدید در راه اند

لینک به منبع
در حالیکه هنوز جوهر «تسلیم نامه وین» که در آن خامنه ای زهرخورده با بلند کردن پرچم سفید و با خفت و خواری آن را تائید کرده است، خشک نشده و در حالیکه موتور برجام و به تبع آن برداشتن تحریم های اتمی هنوز استارت نخورده، به نوشته روزنامه وال استریت ژورنال (10 دیماه 1394) دولت ایالات متحده درصدد تهیه تحریم های جدید علیه رژیم آخوندی به دلیل «راه اندازی و تست موشک های بالستیک» است.
درتاریخ 19 مهر سال جاری دیکتاتوری وحشت زده خامنه ای در اقدامی تحریک آمیز و برخلاف تمامی تعهدات و نیزبا نقض قطعنامه های شورای امنیت بویژه قطعنامه 1929, دست به آزمایش نوع جدید از موشک های بالستیک بنام «عماد» زد.
دانشنامه ویکی پدیا در این رابطه می نویسد: «مسئولان ایرانی که معمولاً اسامی ادوات نظامی را از اسامی مذهبی (اسلامی عربی) انتخاب می‌کنند دربارهٔ نام»«عماد»«سخنی نگفته‌اند اما روزنامه اخبار لبنان، می‌گوید این نامگذاری به گونه‌ای اشاره به عماد مغنیه است». عماد مغنیه از فرماندهان حزب الشیطان لبنان وابسته به رژیم آخوندی است که در سال 2008 در بیروت طی یک انفجار به قتل رسید؛ و از سوی دولت‌های آمریکا، و اتحادیه اروپا برای بمب‌گذاری سفارت آمریکا در سال 1983 و پادگان نظامی آمریکا و مقر نیروها حافظ صلح فرانسه در بیروت که منجر به کشته‌شدن بیش از 350 نفر شد و نیز در بمب‌گذاری در آرژانتین در سال 1992 و گروگانگیری غربی‌ها در دهه 80 در لبنان، به عنوان یک «تروریست بین المللی» تحت تعقیب بوده‌است.
گزارش وال استریت ژورنال دررابطه با نقض قطعنامه شورای امنیت که در آن به صراحت «منع فعالیت‌های ایران در خصوص تولید موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته‌ای» آمده است، می افزاید: «این تحریمها به برنامه موشکی رژیم ایران مربوط می شود. وزارت خزانه داری آمریکا در حال آماده کردن تحریمهایی علیه دو شبکه مربوط به رژیم ایران است که به توسعه برنامه موشکی رژیم ایران کمک می کنند. این تحریمها در صورت اجرایی شدن اولین نمونه تحریمها پس از امضای توافق اتمی در تیرماه 94 خواهد بود». (همبستگی ملی 10 دیماه 1394)
خبرگزاری رویتر نیز با استناد به این گزارش نوشت: «این تحریم‌ها نزدیک به 10 شرکت و فرد را در ایران، هنگ‌کنگ و امارات متحده عربی هدف قرار می‌دهد». این لیست شامل شرکت های پوششی تجاری، افراد حقیقی و عوامل رژیم آخوندی ازجمله «حسین پور نقش» مدیر شرکت «مبروکه» در دوبی می باشد که نقش دلال و تهیه کننده موادی همچون «فیبر کربن» را به عهده دارد. لازم به یادآوری است که فیبر کربن ترکیبی از الیاف کربن است که در صنعت هواپیما سازی و موشک سازی به دلیل مقاومت بسیار بالای آن در مقبل حرارت و وزن سبک آن به کار برده می شود.
همچنین براساس این تحریم ها، 5 مقام وزارت دفاع رژیم آخوندی از جمله «جواد موسوی» مدیر اقتصادی گروه صنعتی همت، «مهدی فرحی» و «محمد هاشمی» در لیست تحریم ها قرار دارند.

چرخش پولهای کثیف در گردونه انتخابات

لینک به ایران اسرار

بحث نقش پولهای کثیف یعنی پولهایی که از طریق فساد و اختلاس و قاچاق انواع کالاها و از جمله قاچاق مواد مخدر  به‌دست می‌آید، در نمایش انتخابات و در ساختار قدرت در نظام، اولین بار در اواخر سال93 در جریان جنگ باندها به‌طور رسمی و علنی توسط رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی مطرح شد و جنجال بزرگی در رژیم به وجود آورد.

با نزدیک شدن موعد انتخابات، بار دیگر بحث پولهای کثیف و صرف مبالغ چندین میلیاردی برای رسیدن به کرسی مجلس و خرید و فروش آرا، در جریان جنگ و جدال باندها مطرح شده و و باندهای رژیم دست همدیگر را در این رابطه رو می‌کنند. مجدداً رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی در یک گفتگوی تلویزیونی این موضوع را البته با احتیاط بیشتری نسبت به سال گذشته مطرح کرد. در این برنامه، ابتدا مجری پرسید:

«بحث پولهای گزافی است که وارد موضوع انتخابات می‌شود. مثلاً در یک مورد، طرف 2میلیارد تومان هزینه انتخاباتش در یک حوزه انتخابی خیلی کوچک شده است. اصلاً این سؤال مطرح است که یک نماینده مجلس طی 4سال چقدر قرار است حقوق بگیرد که الآن 2میلیارد تومان برای صندلی مجلس هزینه می‌کند؟ و آیا کسی که چنین هزینه گزافی می‌کند، واقعاً به مجلس می‌رود که به مردم خدمت بکند؟!» (تلویزیون رژیم۲۸/۹/۹۴).

رحمانی فضلی جواب داد: «این درست است؛ ما در این زمینه خلأ قانونی داریم. طبق قانون، خرید و فروش رأی یا تطمیع و تهدید، تخلفات مالی محسوب می‌شود. بخشی از تطمیع هم می‌تواند پول باشد».

روشن است که این افراد و کاندیداها به‌خاطر حقوق نمایندگی نیست که برای رسیدن به مجلس این همه پول خرج می‌کنند. آنها می‌توانند در مجلس با تصویب قوانینی که منافع غارتگران را تأمین می‌کند، سودهای میلیاردی به جیب آنها سرازیر کنند. همچنین روشن است که یک یا چند نماینده نمی‌توانند چنین نقشی داشته باشند، بلکه آنها بایستی شبکه‌یی مرکب از دهها نفر در مجلس باشند تا بتوانند کارهای مورد نظر را پیش ببرند. اما پس از فاش‌گوییهای سال گذشته رحمانی فضلی و هیاهویی که به‌دنبال آن برپا شد، این سؤال مطرح می‌شود که آیا در انتخابات پیش رو، این موارد خرید و فروش و هزینه‌های میلیاردی تخفیف پیدا کرده؟ و آن‌چنان که مجری تلویزیون اشاره می‌کند، نقش پول در انتخابات پیش رو پررنگتر شده و همان‌گونه که خباز استاندار تهران گفته «بعضی کاندیداها سبد خانگی توزیع می‌کنند»!

رحمانی فضلی بالا رفتن هزینه‌های میلیاردی کاندیداها را «طبیعی» دانسته و می‌گوید: «بالاخره هزینه‌ها بالا رفته؛ اجاره ستاد بالا رفته؛ بنزین لیتری هزار تومان شده؛ روزنامه‌ها، گرانتر آگهی می‌زنند؛ کاغذ گرانتر شده؛ یک پرس غذا هم گران شده، می‌خواهند بالاخره ساندویچی هم بدهند؛ هزینه‌ها حتماً بالا می‌رود و نقش پول هم پررنگ‌تر شده است».

البته از وزیر کشور دولت روحانی، همین هم انتظار می‌رود که این طور صرف هزینه‌های میلیاردی و دادن شام و ناهار به رأی‌دهندگان را عادی و طبیعی جلوه دهد!

روز 30آذر نیز یکی از اعضای مجلس ارتجاع به نام مؤید حسینی صدر از باند رفسنجانی روحانی به گوشه دیگری از این رسوایی اشاره کرد و گفت:

«یک عده‌یی، بیت‌المال را غارت کردند و الآن دارند با پولهای کثیف آراء می‌خرند و می‌خواهند اعتبار بخرند. این، به ضرر کشوراست؛ این، یعنی فدا شدن محرومین. آن غارتگرهایی که الآن در  زندان اوین  هستند، دارند در شهرستانها آراء می‌خرند. این‌طوری کشور نابود می‌شود».

همین فرد، بعداً در اظهارات بیشتری که در روزنامه شرق از روزنامه‌های باند رفسنجانی روحانی به چاپ رسید، گوشه‌های دیگری از این فساد را برملا کرد و گفت:

«عده‌یی به فکر نفوذ در نهادی مانند مجلس هستند، زیرا هم به نوعی مصونیت پیدا می‌کنند و هم می‌توانند در جریان تصویب قوانین با ارائه طرحهایی که ممکن است ظاهر فریبنده و زیبا داشته باشند، به‌دنبال بستن راه پیگیری پرونده‌های خود باشند. این‌که الآن اینها چگونه می‌خواهند وارد انتخابات شوند یا تأثیر بگذارند، چیز پنهانی نیست. آنهایی که در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد، بدون سابقه به ثروت بالای 50میلیارد رسیدند، در کل کشور به هزار نفر هم نمی‌رسند. اکثر اینها هم در دو سال پایانی دولت دهم به این ثروتها رسیدند. من خیلی صریح می‌گویم با این پول‌ها می‌شود رأی خرید و در مجلس اعمال نفوذ کرد» (ایسنا ـ ۱۰/۱۰/۹۴).

اما این فساد، خاص این دولت یا آن دولت و احمدی‌نژاد و غیره نیست؛ این ذاتی استبداد فاسد و مطلقه ولایت‌فقیه است. لازم به اشاره است که چندی پیش لایحه‌یی با قید دو فوریت برای شفاف‌سازی هزینه‌های تبلیغاتی کاندیداها در مجلس مطرح شد، اما مجلس‌نشینها به بهانه‌ها و توجیهات مختلف دو فوریت آن را تبدیل به یک فوریت کردند و این یک فوریت هم فعلاً در آب نمک است و معلوم نیست به عمر این دوره مجلس برسد، تازه مگر مشکل در نبود قانون است؟!

در جریان بحثهای تصویب این لایحه، گوشه‌های دیگری از فساد مالی مربوط به انتخابات توسط اعضای مجلس ارتجاع فاش شد. «محمد قسیم عثمانی»، یکی از اعضای مجلس در روز 2آذر گفت:

«پولهای کثیف جریان انحرافی امروز، از ماه‌ها قبل در مناطق مختلف دارد برای افراد خاصی، خروار خروار هزینه می‌شود. عده‌یی با پولهای کلان دنبال این هستند که مجلس آینده را تسخیر بکنند… همان پولهایی که در دوره قبل توسط رحیمی معاون اول رئیس‌جمهور که اکنون در اوین است برای انتخابات هزینه شد، حتی بعد از آن هم پیگیری نشد که این پولها به کی داده شده و با چه انگیزه‌هایی و کجاها خرج شده است».

محمد علی‌پور عضو دیگر مجلس هم در همان جلسه مجلس گفت:

«به‌نظر می‌رسد که با طرح این لایحه، ما نه تنها قدمی برای شفاف سازی هزینه‌های تبلیغاتی انتخاباتی برنمی‌داریم، بلکه از حالا سنگ بنای شبهه‌افکنی در انتخاباتهای گذشته و شاید تقلب و هزینه‌های انتخاباتی با پولهای کثیف در انتخابات آتی را می‌گذاریم. چرا در گذشته، اگر موردی بوده برخورد نکردند؟».

اما بحث، بحث قانون و کمبود قانون نیست؛ در حاکمیت مافیای آخوندی حاکم بر میهن ما، قوانین برای حمایت از غارتگران و کندن پوست مردم محروم تهیه و تصویب می‌شود.

۱۱ دی ۱۳۹۴

قاسم سلیمانی در حال مرگ - اما خامنه ای وسپاه پاسداران برای حفظ روحیه نیروهای واارفته شان سناریو های کاذب وعکس وفیلم قدیمی نمایش میدهند

 قاسم سلیمانی در حال مرگ - اما خامنه ای وسپاه پاسداران برای حفظ روحیه نیروهای واارفته شان سناریو های کاذب وعکس وفیلم قدیمی نمایش میدهند 
توجه توجه توجه
 خامنه ای وپاسداران عکس حضور قاسم سلیمانی در تاریخ 21 آبان یا 22آبان 94 را با تاریخ 8 دی 94 جا زده که بگویند قاسم سلیمانی نه مرده ونه زخمی شده است 
حاج قاسم در الحاضر.jpgهشتم دی نودوچهار

لطفا این خبر را بخوانید  کد خبر: ۲۶۸۱۸۰
تاریخ انتشار: ۲۱آبان94 ۱۸:۴۶سیاست » 
بین الملل الصراط
ارتش سوریه شهرک «الحاضر» در جنوب استان حلب را آزاد کرد.
صراط: ارتش سوریه به یک پیروزی جدید در استان حلب دست یافت.نیروهای ارتش سوریه با پشتیبانی رزمندگان حزب الله توانستند که شهرک «الحاضر» در حومه جنوبی استان حلب را آزاد کنند.
این شهرک که ده ها هزار نفر در آن زندگی می کردند، یکی از پایگاه های اصلی گروه های تروریستی در حومه جنوبی استان حلب بود.
شهرک الحاضر در 30 کیلومتری شهر حلب و 10 کیلومتری بزرگراه دمشق حلب واقع است.
ارتش سوریه دو روز پیش هم توانسته بود محاصره فرودگاه نظامی کویرس در حومه شرقی استان حلب را بشکند.
  •  حاج قاسم در الحاضر.jpg
  •  79.8 کیلوبایت
  •  674 x 757
  •  1394/10/8-20:14
  •  1394/10/11-11:16

  •  http://newss.blog.ir

خامنه ای با برکناری اسد چه خواهد کرد - تمامي گروههاي سياسي ونظامي انقلاب سوریه میگویند دوره انتقالی بدون اسد


لینک به منبع
عبدالحكيم بشار عضو ائتلاف ملي نيروهاي انقلاب واپوزيسيون سوريه

سايت رسمي ائـتلاف ملي سوريه 29 دسامبر 2015
عبد الحكيم بشار در مورد امكان دستيابي به راه حلي در مذاكرات ژنو 3 ابراز ترديد نمود ” چرا كه رژيم اسد و رژيم ايران تصميم استراتژيك شان ادامه جنگ عليه مردم سوريه است ” و به اين خاطر كه فروپاشي رژيم اسد، از هم پاشيده شدن طرح ايران در كل منطقه است. در سميناري تحت عنوان ” تعادل قواي جديد در سوريه بين رژيم ايران واپوزيسيون” كه ديروز بعد از ظهر از طريق اينترنت تشكل شد، هم چنين مسئول كميسيون قضايي شوراي ملي مقاومت ايران سنابرق زاهدي و سرتيپ جدا شده ( از ارتش اسد) احمد الرحال شركت داشتند.
بشار تاكيد كرد كه اپوزيسيون در مورد ضرورت بركناري اسد در آغاز دوره انتقالي با هم توافق دارند و اين موضوعي است كه گروههاي مختلف اپوزيسيون ازجمله گروههاي بزرگ مسلح كه در صحنه سوريه فعال هستند، آن را قبول دارند. وي خاطر نشان ساخت كه ” رژيم ايران به نتيجه رسيدن اين مذاكرات را به تاخير خواهد انداخت اما برعكس رژيم روسيه براي راه حل سياسي شتاب بخرج ميدهد چرا كه روسيه اين توانايي را كه جنگ طولاني را در سوريه ادامه دهد، با توجه به اوضاع اقتصادي اش كه به او چنين اجازه اي را نميدهد، ندارد.
در همين رابطه زاهدي تاكيد كرد كه ناكامي وشكست رژيم ايران در نگاه داشتن بشار اسد در حاكميت، علت اصلي وارد شدن روسيه و تجاوزش عليه سوريه بوده است. زاهدي گفت:« اين مشخص است كه تعادل نظامي پيش از وارد شدن روسيه به نفع انقلاب بويژه در جبهه جنوبي ونيز در جبهه ميانه پس از سقوط برخي مناطق استراتژيك در استان ادلب و تهديد اينكه انقلابيون به سمت ساحل كه منطقه خواستگاه رژيم بشار اسد است، بروند، وجود داشت». وي افزود : « فرض بر اين بود كه تعادل قواي نظامي جديد همه چيز را به نفع رژيم اسد و رژيم ولايت فقيه تغيير دهد. اما امروزه ما شاهد بخاك افتادن دهها تن از ژنرالها و فرماندهان سپاه پاسداران رژيم ايران و صدها تن از نيروهاي سپاه و شبه نظاميان وابسته به آن در خاك سوريه هستيم».
در همين رابطه سرتيپ رحال به انجام شدن چرخشي استراتژيك در سياست روسيه در سوريه اشاره كرد به اين صورت كه روسيه به لحاظ نظامي دست از ايده باز پس گيري مناطق آزاد شده برداشته و به جاي آن تلاش كند خطوط پشتيباني در جبهه شمالي را قطع كند، و در همين حال بلحاظ سياسي سراغ برگزاري كنفرانسهاي بين المللي رفته است، دليل اين امر اين است كه روسيه دريافته است كه نيروهاي ايران و نيروهاي اسد انگيزه جنگ ندارند و توان ادامه آن را ندارند.