۱۰ آذر ۱۳۹۴

اعتراف به ورشکستگی و منفوریت تمامیت رژیم

اعتراف به ورشکستگی و منفوریت تمامیت رژیم

درگیری جوانان با نیروهای سرکوبگر رژیم _ آرشیو
بی ریشه‌گی و ضد‌مردمی بودن باندهای رژیم و نفرت مردم ایران از آنها آن‌چنان واضح و بدیهی است، که رسانه‌های رژیم نیز ناگزیر شده‌اند در جنگ باندی بی‌پرده و آشکار به این واقعیت اعتراف کنند.

رسانه‌های هردوباند رژیم، باند مقابل را به آشفتگی، لاف زدن و غیرواقع بین بودن و نهایتاً غیر مردمی بودن متهم می‌کنند.
از نظر رسانه‌های حکومتی این وضعیت خصوصاً لاف و گزاف زدنهای باندها نیز ناشی از این وضعیت است که هیچ ریشه‌یی در میان مردم ندارند.

به‌طور مشخص اعتراف غیرمردمی بودن در آستانه خیمه‌شب بازی انتخابات مجلس رژیم، به یکی از محورهای اصلی جنگ باندی توسط رسانه‌ها و مهره‌های هردو باند رژیم تبدیل شده است.

کیهان خامنه‌ای در تشریح و توصیف باند مقابل در زمینه نداشتن پایگاه در میان مردم ضمن اشاره به بی‌ریشگی آن نوشته است: ”در حالی که برخی از دست‌اندرکاران واقع‌بین جبهه اصلاحات، نگرانی عمیق خود را از آشفتگی و سردرگمی حاکم بر این اردوگاه پنهان نمی‌کنند، برخی دیگر از مدعیان اصلاحات، اصرار دارند دست‌های خالی از دستاورد خود را با توسل به لاف‌های گزاف، پر و پیمان نشان بدهند! “.

به اعتراف این روزنامه باند ولی‌فقیه، باند مقابل آن‌قدر چنته‌اش خالی است و آنقدر اوضاع آن آشفته است که در ”برزخ بی‌کاندیدایی“ است، و این امر نیز ناشی از این است که: ”به وضوح ملاحظه می‌شود که مدعیان اصلاحات «دست خالی» هستند و هیچ امتیازی که حاکی از پایگاه مردمی آنان باشد، ندارند“.
ارگان ولی‌فقیه ارتجاع به بیان دیگری و البته غیرمستقیم به تشتت در باند خامنه‌ای نیز اشاره می‌کند آنجا که به این باند هشدار می‌دهد: ”اکنون نوبت اصول‌گرایان - به‌معنی واقعی کلمه و نه این یا آن سلیقه - است که به مدعیان اصلاحات اجازه ندهند با اعلام نزدیکی به اصول‌گرایان، بدنامی بارها تجربه شده خود را به اصول‌گرایان نیز نسبت بدهند“. (کیهان9آذر94)

ملاحظه می‌شود که اوضاع در میان باند خامنه‌ای نیز آن‌چنان آشفته است که پاسدار حسین شریعتمداری نویسنده مقاله کیهان، همه عناصر این باند را ”اصولگرا - به‌معنای واقعی کلمه “ نمی‌داند، و ازا ین بابت است که به آنها هشدار و اخطار می‌دهد.

آن روی سکه اخطار شریعتمداری به دسته‌جات باند خامنه‌ای موسوم به اصول‌گرایان این است که تشتت و به گفته او سلیقگی عمل کردن در این باند نیز آن‌چنان رواج دارد که او ناگزیر به اعتراف تلویحی به این آشفتگی شده است.

همین حرف و ادعای کیهان خامنه‌ای در مورد باند رفسنجانی- روحانی را روزنامه مردم‌سالاری وابسته به این باند در مورد باند خامنه‌ای دارد آنجا که به سردرگمی و تجزیه و تلاشی در این باند هم درگذشته و هم در حال حاضر اشاره می‌کند.

این رسانه حامی دولت آخوند حسن روحانی ضمن بیان تاریخچه‌ای از گسستها وتشتت ها در میان دسته‌جات این باند و بی‌ریشه بودن آنها می‌نویسد: ”تشکیل احزاب فوق‌الذکر نتیجه مستقیم عدم توازن نیروها در جریان اصول‌گرایی بوده است. شخصیتهایی بلند آوازه و باسابقه، به‌دلیل این‌که از پایگاه اجتماعی فراوان و اقبال نخبگانی لازم بهره‌مند نبودند، خواستند مردانی به نام و نشانی دیگر ولی به هدایت خویش روانه میدان سیاست سازند. دریغ از آن‌که سیاست؛ مردان خویش را می‌طلبد“.

حرف نهایی این روزنامه ‌این است که ”علت وجودی آن احزاب، نه ایدئولوژی متمایز، نه راهبردی معین و نه حتی پایگاه اجتماعی مشخص بلکه فقط پدرخوانده‌هایی بوده که در پس پرده آنها را تشکیل داده‌اند؛ با خروج‌شان از سیاست، پرونده فعالیت آن احزاب نیز بسته می‌شود“.

ابتکار روزنامه دیگر باند رفسنجانی- روحانی در زمینه بی‌ریشگی و غیرمردمی بودن تمایزی بین دو باند رژیم قابل نیست، و ضمن اعتراف به پیدایش قارچ گونه به‌اصطلاح احزاب در آستانه هر خیمه شب بازی انتخاباتی رژیم، در مورد بی ریشه بودن وضد مردمی بودن تمامی دسته‌جات درونی رژیم می‌نویسد: ”سالهاست که عرصه سیاسی ایران دستخوش حزب سازی و گروه رویی و جناح بازی آن هم در زمان برگزاری انتخابات است. وقتی باران انتخابات می‌بارد از دل زمین سیاست کشور ما احزاب و دستجات و گروه‌های بیشماری جوانه می‌زند که شاید تعبیر رویش قارچ گونه برای آنان خیلی بی‌ربط نیست“.

بلوغ حرف این روزنامه حامی دولت روحانی آنجا است که می‌نویسد: ”دوجناح اصلی اکنون پیر و نزارتر از آن هستند که به قله بیندیشند. اعتماد به‌نفس خود را از دست داده‌اند؛ بلایی که دولت قبل درست یا نادرست بر سر آنان آورد و دولت کنونی هم آن‌چنان در گیر مسایل اولیه است که فرصت فکر کردن به این امور و نیازهای ثانویه را ندارد“.

صرف نظر از منافع باندی و جناجی در راستای کسب هژمونی برتر در نظام و انتخابات آینده مجلس رژیم، واقعیت این است که ماهیت ضد‌مردمی رژیم آخوندی آن‌چنان آشکار شده و وضعیت رژیم به جایی رسیده است که رسانه‌های هر دوباند تعارفات و مصلحت اندیشی در مورد کلیت نظام را به کناری می‌گذارند، و با این صراحت به این واقعیت اعتراف می‌کنند که هیچ‌یک از دسته‌جات درونی رژیم پایگاه مردمی ندارند.

مسأله‌ای که البته برای مردم ایران که طی سالیان حاکمیت ننگین آخوندها، ضدانسانی بودن آن را با پوست و گوشت خود لمس کرده‌اند امر پوشیده‌ای نبوده و نیست ولی اکنون این باندهای درون رژیم‌اند که در جریان جنگ گرگها بر سر هژمونی، این چنین ناگزیر به اعتراف شده و بر باطل بودن تمامیت رژیم با همه دسته‌بندیهایش که مردم ایران بارها آن اعلام کرده‌اند مهر تأیید می‌زنند.

جنگ انتخابات، «بازی مرگ و زندگی» میان باندها

لینک به منبع
در حال حاضر هر دو باند حاکم، هر کدام با زبان و تعابیر خودشان از سرفصلی بودن نمایش انتخاباتی آتی حرف می‌زنند و در عین‌حال از نتیجه آن ابراز وحشت می‌کنند. این ابراز نگرانیها دو وجه دارد، یکی وجه باندی که هر باند می‌ترسد توسط باند دیگر حذف شود و وجه دیگر فراباندی است و ناشی از نگرانی هر دو باند از سرنوشت تمامیت نظام می‌باشد. چرا که اکنون جنگ انتخابات به مرحله‌یی رسیده که به‌وضوح می‌توان دید موضوع، فراتر از تعیین‌تکلیف چند کرسی مجلس ارتجاع یا خبرگـان ارتجاع، تعیین‌تکلیف هژمونی و سرنوشت نظام است؛ چرا که ادامه دوسرگی کنونی در رژیم قابل تداوم نیست و یکی از باندها باید اساساً از حاکمیت حذف شود و دستش از اهرمهای قدرت کوتاه گردد و قدرت در دست یک باند متمرکز شود و از آنجا که این، به خطی که رژیم بعد از انتخابات در پیش می‌گیرد، راه می‌برد؛ از این‌رو حذف و تصفیه در تقدیر، جنبه استراتژیک و سرنوشت‌ساز می‌یابد.

اشاره رفسنجانی مبنی بر این که: «حضور مردم در انتخابات… آینده نظام را ترسیم می‌کند و… دست‌اندازی در مسیر برگزاری انتخابات، ظلم به حق اجتماعی و سیاسی مردم ایران در نظام بین‌الملل است» گویای همین معناست. منظور رفسنجانی این است که اگر نگذارند ما نقش خودمان را در این انتخابات بازی کنیم، حضور در «نظام بین‌الملل» یعنی تعامل با غرب عملی نخواهد شد و پیامدهای آن از جمله خفگی و فلج اقتصادی نیز قطعی خواهد بود.

اما سؤال این است که باند ولی‌فقیه چرا هراسان است؟ در حالی که اهرمهای حذف را، از شورای نگهبان تا  سپاه پاسداران  و بسیج را به دست دارد و می‌تواند باند رقیب و عناصر مزاحم را به‌آسانی قلع و قمع کند.

واقعیت این است که میدان عمل و مانور ولی‌فقیه، به دلایل مختلف، محدود است:

اولاً در صورت قلع و قمع گسترده، نمایش انتخاباتی، در شرایطی که به‌لحاظ بین‌المللی به‌شدت نیازمند ارائه یک نمایش به ظاهر گرم و پر رونق است، تبعات سیاسی زیادی برایش دارد.

ثانیاً به‌دلیل این‌که اجراییات نمایش انتخابات و شمارش آرا به‌دست وزارت کشور دولت روحانی است، دست باند خامنه‌ای در رقم سازی و تقلب، به‌خصوص اگر نخواهد سهم طرف مقابل را بدهد، بسیار بسته است.

ثالثاً و مهمتر این‌که می‌ترسد اگر بی‌محابا دست به حذف و جراحی باند رقیب بزند، مردم به جان آمده از شکاف و از زخم ناشی از این جراحی استفاده کنند و قیام عمومی فوران کند. اما اگر نخواهد چنین کند، از این وحشت دارد که باند مقابل با استفاده از محدودیتهای مورد اشاره، افراد خود را در مجلس رژیم و خبرگان ارتجاع نفوذ دهد و در شرایطی که ابراز تردیدهای فزاینده‌یی نسبت به وضعیت سلامت خامنه‌ای ابراز می‌شود، عمود خیمه نظام به‌کلی در هم بشکند.

در هر حال این جنگی است که روز به روز شدیدتر می‌شود و شکاف ناشی از آن نیز پیوسته عمیق‌تر می‌گردد و خطری که این جراحی ناگزیر تمامیت رژیم را تهدید می‌کند، روز به روز جدیتر و عظیمتر می‌شود. این جنگی است که طرف پیروز آن نه در داخل رژیم، بلکه در خارج آن است؛ بی‌جهت نیست که روزنامه حکومتی ابتکار (9آذر 94) با ابراز وحشت از وضعیت تمامیت رژیم نوشته بود: «دو جناح اصلی… اکنون پیر و نزارتر از آن هستند که به قله بیندیشند».

نامه ابوداعش به جوانان كشورهاي غربي و چند خبر!


لینک به منبع
یک نامه! نامه‌یی از خامنه‌ای! آن هم به جوانان کشورهای غربی!... . و از همه شگفت‌انگیز تر این‌که نامه در رابطه با تروریسم است! تروریسمی که با عنوان «درد مشترک» از آن نام می‌برد... یک بند از این قرار است:

هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم می‌شود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند.

جالب است که خامنه‌ای می‌گوید آنچه در عراق و لبنان و سوریه رخ می‌دهد... و حالا چند خبر!

پاسدار مشرفیان از سرکردگان سپاه ضدامام علی گفته است شمار پاسداران و مزدوران کشته شده در سوریه که تا به‌حال تنها در شهر قم دفن شده‌اند، بیش از 80نفر است

وزارت خارجه بحرین اظهارات خامنه‌ای را دخالت آشکار در امور داخلی این کشور و تجاوز به حاکمیت و استقلال بحرین و نقض آشکار اصول سازمان ملل دانسته و به همین دلیل کاردار رژیم آخوندی در بحرین را احضار کرده است.

22آبان 94- تلویزیون العربیه- قایق حامل موشک، موشک‌انداز و انواع خمپاره که در حال قاچاق سلاح از ایران به یمن بود توسط نیروی دریایی عربستان توقیف شد، تمامی 16 سرنشین قایق از عوامل رژیم ایران بودند.

24آبان 94 دولت بحرین 12تن از عوامل تروریست رژیم ایران را به جرم”تشکیل گروه‌های تروریستی و حمله مسلحانه به پلیس“ به حبس ابد و لغو تابعیت محکوم کرد.

پلیس کنیا هم در روز شنبه 7آذر 94 اعلام کرد دو نفر را به اتهام ارتباط با نیروی تروریستی قدس و ارتباط با یک گروه وابسته به رژیم ایران که قصد انجام حملاتی در داخل خاک این کشور داشتن دستگیر کرده است. فرمانده پلیس کنیا گفت: این دو نفر در ایران با افسرانی ملاقات کردند که یکی از آنان از سپاه قدس بود. آنها اهدافی را شامل هتلهایی در نایروبی مشخص کردند که توریستها به آنجا تردد دارند، ضمن آن‌که مقداری پول هم دریافت کردند.

بعد از این خبرها بهتر می‌شود آن درد مشترک را فهمید. درد مشترک ما و همه دنیا، تروریزم ناشی از رژیم ولایت‌فقیه است که بنیادهایش بر تروریزم و صدور ارتجاع بنا شده است. رژیمی که خیلی روشن و مشخص سپاهی تحت نام سپاه قدس دارد که وظیفه تعریف شده و رسمیش صدور ارتجاع و جنگ‌افروزی در منطقه است. نیروهای همین سپاه است که دستشان تا مرفق در خون مردم بیگناه سوریه است و همینها هستند که روزانه در سوریه کشته می‌شوند و جنازه‌هایشان به ایران برمی‌گردد.

آری، با یک نگاه به منطقه از عراق و سوریه گرفته تا یمن و لبنان و شکل‌گیری ائتلافهای مختلف علیه بنیادگرایی که رژیم آخوندی نقش پدرخواندگی آن را به عهده دارد، می‌شود فهمید که سیاستهای توسعه طلبانه رژیم آخوندی شکست خورده و اندیشه قرون وسطاییش هم دیگر خریداری ندارد. از طرف دیگر، اسلام بردبار جای خودش را باز و دکان دین فروشی آخوندها را تخته کرده است و به‌خاطر همین هم هست که خامنه‌ای که می‌بیند بد جوری قافیه را باخته مجبور شده است به چنین نامه‌نگاریهایی دست بزند

هشدار رفسنجاني در مورد كودتاي سپاه براي حفظ هژموني خامنه اي بيانگر چيست؟

لینک به منبع

با نزدیک شدن برگزاری نمایش انتخاباتی پیش رو، جنگ دو جناح در درون رژیم نیز شدیدتر می‌شود. در روزنامه‌های باند خامنه‌ای طی روزهای گذشته، تهدیدها و خط‌ و نشان کشیدن‌هایی برای باند رقیب، جهت حذف و تصفیه آنها دیده می‌شود. متقابلاً باند رفسنجانی روحانی هم تلاش می‌کنند حربه‌هایی را علیه باند مقابل به‌کار بگیرند. در رژیم ولایت‌فقیه، معمولاً هر نمایش انتخاباتی با بحران و تلاطم شدیدی همراه است. اما این‌بار، هر چه به زمان برگزاری نمایش انتخابات نزدیکتر می‌شویم، بیشتر روشن می‌شود که این انتخابات، نه تنها یک انتخابات مثل سایر کشورها نیست بلکه کیفاً خطرناکتر از انتخاباتهای قبلی برای رژیم است. چرا که در این انتخابات، مسأله بسا فراتر از مثلاً تعیین‌تکلیف چند کرسی مجلس ارتجاع یا خبرگان ارتجاع است؛ این‌بار صورت مسأله، بر سر تعیین‌تکلیف هژمونی کل رژیم است و این‌که چه جریانی سکان این کشتی توفان‌زده را برعهده خواهد داشت. به‌عبارت دیگر، این جنگ، جنگ هژمونی است. اگر‌چه که عبارت هژمونی و جنگ هژمونی را ابتدا فقط مقاومت ایران به‌کار می‌برد، اما الآن هر دو باند رژیم علاوه بر این‌که این مضمون را با بیانها و عبارات مختلف مطرح می‌کنند، عیناً همین لفظ هژمونی را هم به‌کار می‌برند.

به همین دلیل هم هست که این جنگ، یک جنگ واقعی و جدی و خطرناک برای کل رژیم است. سرمقاله 3آذر روزنامه ”وطن امروز“ متعلق به باند خامنه‌ای، تحت عنوان «امنیت، مسأله این است» در این مورد کاملاً گویاست. این مقاله تصریح می‌کندکه ”اگر چه خود انتخابات مهم است، اما مهمتر از آن این است که این انتخابات، مسیر تحولات سیاسی تا خرداد 96 را که انتخابات ریاست‌جمهوری است، ریل گذاری خواهد کرد“. این روزنامه اضافه می‌کند که ”باند ر قیب، برد در انتخابات آینده را، مقدمه اشغال تمام حاکمیت در سالهای آینده تلقی می‌کند“ و نتیجه می‌گیرد که ”از آنجا که باند رقیب دچار این توهم است که می‌تواند در نتیجه این انتخابات موقعیت هژمونیک به دست بیاورد، استعداد این را دارد که اگر به این خواسته نرسید، مثل سال88 یک فتنه دیگر را تدارک ببیند“. این مقاله با این جمله و این نتیجه‌گیری به پایان می‌رسد که ”نظام را نباید با توهمات سیاسی هیچ جریانی - به‌ویژه آنها که سابقه فتنه‌گری نیز در کارنامه دارند- سودا کرد. این نقطه آغاز یک طرح‌ریزی انتخاباتی عاقلانه است». معنی روشن این حرف این است که علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد، یعنی برای این‌که اصلاً زمینه چنین چیزی بسوزد، باید با قلع و قمع تمام عیار، دست رقیب را به‌طور کامل از نمایش انتخابات کوتاه کرد.

آنچه که در این روزنامه آمده، فراتر از مقاله یک روزنامه و بیانگر یک خط است که رد آن را می‌شود در سایر روزنامه‌ها و اظهارات باند ولی‌فقیه هم دید. کمااین‌که هشدار اخیر رفسنجانی مبنی بر این‌که باند خامنه‌ای قصد مصادره کلیت نظام از طریق طرح کودتاگونه سپاه را دارد، همین معنا را تأیید می‌کند. رفسنجانی تأکید کرد که «این تفکر کشور را به پرتگاه می‌برد».

در مورد این‌که آیا واقعاً باند خامنه‌ای دست به چنین کاری خواهد زد یا نه؟ جای حرف بسیار است، ولی چیزی که در آن نمی‌شود تردید کرد این است که این جنگ هژمونی باز هم مسیر تشدید را طی خواهد کرد و حاصل آن شقه عمیق‌تر در رژیم و یک گام بلند به سمت سرنگونی تمامیت رژیم است.

داعش جنايت تروريستي پاريس را به عهده ميگيرد و ابوداعش اهداف آنها تبليغ ميكند



رژيم آخوندي كانون اصلي تروريسم تحت نام اسلام (1)

در روز جمعه 13 نوامبر 2015 پاريس در آتش بنيادگرائي و تروريسم با بيش از 130 كشته  و بيش از 350 نفر مجروح داغدار شد. جنايت تروريستي در هرجا و در مورد هر قرباني، مزموم و محكوم است ولي كشتار مردم بي گناه در يك ترور كور با ابعاد گسترده يك جنايت عليه بشريت است و از طرف ديگر با منتسب كردن خود به اسلام و مسلماني بزرگترين خيانت به اسلام و مسلمانان واقعي است.
همراه غم و اندوه از اين جنايت سئوالاتي در ذهن شكل ميگيرد: كشتار مردم بي دفاع چرا؟ هدف از اين عمليات كور تروريستي چيست؟ چرا و چگونه انسانهائي پيدا ميشوند كه با نابودي خود اين فاجعه ها را ميافريندند؟ چه كساني از اين جنايت خوشحال شدند؟ خلاصه پيام اين جنايت چيست؟ ....
هر عمليات تروريستي بي شك  اهداف مشخص سياسي را دنبال و پيامي را منتقل ميكند. هدف و خواسته عمليات تروريستي  يا مستقيم توسط تروريستي بيان ميشود و يا غير مستقيم توسط آمرين، حاميان يا حداقل ميوه چينان سياسي آن.
داعش مسئوليت جنايات پاريس را بعهده گرفت و ابوداعش در تهران اهداف اين عمليات تروريستي را فرياد زد. هركس رسانه هاي حكومت ملايان در روزهاي بعداز اين جنايت نگاهي انداخته يا بياندازد، اين فرياد را درميابد. به خلاصه چند نمونه  از دهها واكنش رژيم ملايان توجه كنيد:
-      محمد دهقان عضو هيئت رئيس مجلس گفت: «... كشورهاي غربي بايد از خودشان سؤال كنند، چرا آنان جلسات زيادي براي متزلزل كردن دولت‌هاي مستقر در عراق و سوريه ... برگزار مي‌كردند؟!...»[1]
-      اسماعيل كوثري٬ رئيس كميته دفاعي مجلس گفته “فرانسه باد كاشت طوفان درو كرد. آمريكا٬ تركيه و عربستان هم بايد در انتظار حوادثي مشابه پاريس باشند“.[2]
-      سيدهادي افقهي كارشناس سپاه گفت: «... فرانسوي‌ها براي آنكه بتوانند به اهداف استراتژيك خود در تغيير نقشه منطقه برسند و با سرنگون كردن اين دولت و آن دولت، رژيم‌هاي باب طبع خودشان را بياورند از تروريست ‌ها حمايت كرده بودند. ...»[3]
-      به گزارش شبكه خبري در دانا (وابسته به سپاه) در 23 آبان 94 محمد حسين قديري ابيانه سفير سابق رژيم ملايان در مكزيك گفت: فرانسه ديروز قرباني تروريسم شد در حاليكه فرانسه خود پايگاه تروريسم است و همواره به تروريست ها پناه داده به خصوص به  منافقين ...،
-      روزنامه جمهوري اسلامي (متمايل به رفسنجاني) در سرمقاله 24 آبان 94 با تيتر «آنها كه باد كاشتند» نوشت: فرانسه به عنوان يك كشور حامي تروريسم، يكي از بيشترين سرمايه‌گذاري‌ها در سازمان دهي، تشويق، تجهيز و هدايت تروريست‌ها در جهان را انجام داده و گوئي كه اين شليك‌هاي رها شده از پاريس به سوي خود آنها كمانه كرده است. ...امروز مردم پاريس و رهبران فرانسه طعم تلخ سرمايه‌گذاري در سازماندهي و تجهيز تروريست‌ها را نه در سوريه و عراق و لبنان، كه در كوچه خيابان‌هاي پاريس مي‌چشند ... نقش فرانسه در فجايع ليبي، لبنان، عراق و سوريه موضوعي نيست كه قابل كتمان و پرده‌پوشي باشد....»
-      روزنامه وطن امروز 24 آبان 94: با تيتر «بفرماييد شام» نوشت: « سلسله حملات بی‌سابقه تروریستی در محدوده‌ای وسیع از پایتخت از مرکز تا شمال و شرق پاریس، یکی پس از دیگری به مثابه سیلی‌هایی غافلگیرکننده بر صورت به اصطلاح حامیان برج عاج‌نشین براندازی بشار اسد به واسطه همان تروریست‌های مورد حمایت غرب در شام نواخته شد.»
اين چند فاكت از انبوه فاكت هاي در اين زمينه بخوبي  پيام مشخص اين ترور را بيان ميكند كه: اين عمليات پاسخ به حمايت فرانسه از مردم و مقاومت سوريه عليه بشار اسد و نقش بارز فرانسه در حمايت از مخالفان ديكتاتورهاي وابسته به رژيم در عراق و ليبي سوريه است. (رژيم ملايان اين پيام را ميدهد كه) قذافي را از دست داديم، بسادگي حاضر نيستيم بشار اسد سرنگون شود.
مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام (كه رياست آن با علي اكبر ولايتي مشاور خامنه اي است) اخيرا (آذرماه 1394) در يك گزارش تحقيقي از ترور پاريس تحت عنوان «برخي ملاحظات درباره پيامدهاي سياسي موج حملات تروريستي اخير در فرانسه» در زير تيتر «ريشه هاي اين حوادث» سياست هاي فرانسه را كه منجر به اين عمليات تروريستي شد در 5 محور زير مطرح كرده است:
1.   «اتحاد با پادشاهي هاي حوزه جنوبي خليج فارس، ... بدليل ملاحظات تجاري و نيز ملاحظات ژئوپلتيك براي مقابله با محور مقاومت[4]  
2.   در نظر گرفتن منافع اسرائيل كه سبب شد مقابله با محور مقاومت در اولويت سياست خارجي (فرانسه) قرار گيرد.
3.   شركت در ماجراجويي هائي مانند حمله به ليبي بنام ترويج و سرنگوني رژيم حاكم بر اين كشور
4.   نا ديده گرفتن نقش ايران در ايجاد ثبات در منطقه و تلاش براي منزوي ساختن هرچه بيشتر ايران از طريق اعمال انواع تحريم ها
5.   مخالفت با عضويت تركيه در اتحاديه اروپا ....»
در 4 محور اول اين گزارش بدون پرده مطرح ميكند: جرم فرانسه كه كه آنرا مستحق اين جنايت ميكند و بايد از او انتقام گرفت و به او هشدار داد، سياست اين كشور عليه منافع رژيم ملايان و عوامل آنها است.
رژيم ملايان و خروج بموقع “فرانسوا اولاند“ از استاديو
-      نشريه داخلي روزانه معاونت سياسي سپاه در 23 آبان 94 بعداز گزارشي از خبرهاي انفجار نوشت: «اولاند كه خود از حملات فرار كرده بود، گفت: مردم فرانسه خوب مي‌دانند كه چگونه در مقابل تروريست‌ها مقاومت كنند و آنها را شكست بدهند. پس از اين سخنان، با استقرار ارتش در خيابان‌ها، فرانسه به يك پادگان بزرگ تبديل شد؛ اما اين تدابير هم نتوانست از گسترش رعب و وحشت جلوگيري كند تا آنجا كه اين نگراني تا آن سوي اقيانوس‌ها رفت و در شهرهاي نيويورك، شيكاگو و بوستون تدابير شديد امنيتي برقرار شد.»
-      روزنامه وطن امروز در 24 آبان 94 از روي غيظ و ناراحتي كه در اين حادثه تروريستي به فرانسوا اولاند آسيبي نرسيده نوشت: « بلافاصله فرانسوا اولاند که بازي را از جايگاه ويژه تماشا مي‌کرد، درست به مصداق رهبران خائن و ترسوي گليست‌ها در مقابل ژرمن‌ها در جنگ‌هاي جهاني اول و دوم، پا به فرار گذشت.... غافل از اينکه ديوانگان تکفيري دست‌پرورده سيا، و سازمان مخفي فرانسه  روزي به خانه بازخواهند گشت. اين همان حقيقت محتومي بود که رهبر انقلاب بارها پيش بيني کرده بودند.»
خروج فرانسوا اولاند در همچون شرايطي امري طبيعي و اصولي است و جاي تقدير از محافظان و مسئولين امنيتي فرانسه دارد كه بموقع آقاي فرانسوا اولاند را از صحنه خارج كردند، بجز دشمن و عاملان و دنبال كنندگان اين جنايت، اين خروج، را با كلمات فوق (فرار، ترسو و خائن) بيان نيمكند، اين فقط  از غيظ و كين تروريست هائي بيرون ميايند كه شكست خوردند و به هدفشان نرسيده اند. اين هدف را خبرگزاري نسيم وابسته به سپاه به نقل از دبكا فايل برملا كرد و نوشت: هدف اين عمليات “اولاند“ بوده و 6 عمليات ديگر براي اغفال پليس انجام شده است.
ادامه دارد
استفاده از اين مقاله با ذكر منبع مجاز است


[1]  خبرگزاري فارس 23 آبان 94
[2]   خبرگزاري تسنيم (وابسته به سپاه تروريستي قدس) 23 آبان 94
[3] خبرگزاري نسيم (وابسته به سپاه) 23 آبان 94

[4]  منظور رژيم ملايان محور مقاومت «نظام ولايت فقيه» است كه با با بشار اسد و حزب الله لبنان و مزدورانش در عراق و ديگر كشورهاي منطقه جبهه اي تشكيل دادند كه به آن جبهه مقاومت نام نهاده است 

کر هماهنگ ائمه جمعه خامنه‌ای در مورد ”نفوذ ”؛ چرا؟


لینک به منبع

ولی‌فقیه ارتجاع دردیدار با بسیجیها به‌مناسبت هفته بسیج بار دیگر موضوع نفوذ را مطرح کرد، و با بیان این‌که در نوع نفوذ موردی «تلاش می‌کند نگاه مسئول یا شخص مؤثر در حرکتهای جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغییر دهد“، علیه رفسنجانی و روحانی موضعگیری کرد.

 پیش از این در نمایش جمعه نیز در مورد روحانی گفته شده بود که روحانی کسی است که دشمن روی او برای تغییر فکر سرمایه‌گذاری کرده است و...

 به دنبال موضعگیری خامنه‌ای علیه باند رفسنجانی - روحانی امام جمعه‌های خامنه‌ای در تهران و مشهد نیز در یک کر هماهنگ به بهانه تجلیل از بسیجیهای رژیم، موضوع نفوذ را مطرح کرده و حتی اعضایی از دولت روحانی را متهم به نفوذ و فتنه‌گری کردند.

 آخوند صدیقی در سخنرانی در حسینیه نجفی مرعشی درقم گفت: ”اکنون نفوذی­ها وجود دارند و کسانی که فتنه کردند، هنوز رها نکرده­ و برخی پست­ها را گرفته­ اند و فعلاً خیالشان جمع است؛ کسانی­که موجودیت‌شان با بحران­ها و آشوب­ها به وجود می­آیند، با یک آشوب از بین می­روند.

 آخوند صدیقی به باند رفسنجانی- روحانی و به تضاد این باند با ولایت خامنه‌ای اشاره کرد و گفت: ”کسانی که امروز از نفوذ ولایت‌فقیه می‌ترسند، به‌خاطر کارهایی است که می­خواهند انجام دهند، چرا که ولایت‌فقیه، مانع کارشان می‌شود.

 آخوند صدیقی به نمودهای تضاد باند مزبور با خامنه‌ای اشاره کرد و در مورد این نمودها گفت: ”نمودها و ادعاها و عزیز کردن خود نزد مردم، این سیاسی­ بازی­ها و جریانهای سیاسی، از جبهه گرفته و اصلاحات و مشارکت هیچ ریشه‌یی در خون شهدا، ولایت و امامت ندارند“.(سایت انتخاب 6 آذر94)

 آخوند موحدی کرمانی نیز درنمازجمعه 6 آذر94 ضمن اشاره به سخنان خامنه‌ای و سفارشات او در مورد خطر جریانی نفوذ، به مسئولان رژیم هشدار داد ”مسئولان بیدار باشند

 موحدی کرمانی یکی از نشانه‌های نفوذ را ورود هیأتهای غربی به ایران ”به بهانه تبادلات اقتصادی“ و به ”قصد نفوذ در فرهنگ و سیاست و نفوذ دادن عوامل همفکر خود در ارکان“ نظام دانست و در این رابطه به ”مسئولان تذکر داد“ و ابراز امیدواری کرد ”نصایح و تذکرات مورد توجه همه به‌ویژه مسئولان باشد. !

 آخوند احمد علم‌الهدی نماینده خامنه‌ای و امام جمعه مشهد نیز دولت روحانی را زیرضرب برد که ”هر روز یک فرش قرمز برای هیأتهای خارجی پهن می‌کنند و در نشستهای مختلف اسناد امضا می‌کنند“ و به آنها هشدار داد ”باید مراقب باشند که در این ارتباط‌ها دشمن نفوذ نکند.

 ‌آخوند احمد خاتمی نیز در جمع بسیجیهای رژیم در کرمان با علم کردن موضوع نفوذ وبا اشاره به حرفهای خامنه‌ای در زمینه نفوذ گفته است ”برخی به‌شدت از این واژه وحشت کرده‌اند در حالی که این واژه را کسی جز مقام معظم رهبری به‌کار نبرده است. “.

 علم کردن موضوع ”نفوذ ”توسط خامنه‌ای و آخوندهای وابسته به او حربه‌ای در جنگ قدرت و هژمونی علیه رفسنجانی و روحانی برای عقب نشاندن آنها و حذف نمایندگان باند آنها در نمایش انتخابات آتی رژیم در اسفندماه است.

 یکی دیگر از هدفهای خامنه‌ای وباندش از علم کردن حربه نفوذ، سد کردن راه باند رفسنجانی- روحانی برای آویختن به دامن آمریکا وغرب و بستن راه سرمایه‌گذاریهای خارجی به‌عنوان کانالهای نفوذ است. مسأله‌ای که خامنه‌ای و باند او به‌رغم وضعیت بحرانی و خفگی اقتصادی، این مسیر را در جهت از دست دادن هژمونی باند ولایت می‌دانند، لذا در برابر آن، مسیر اقتصاد من درآوردی مقاومتی و انقباض هرچه بیشتر را مطرح می‌کنند.

 واقعیت این است این وضعیت بیان بن‌بست کامل رژیم آخوندی است. خفگی اقتصادی آن‌چنان است که باند رفسنجانی روحانی را پای زهرخوران آورده و نیازمند سرمایه‌گذاری خارجی کرده است، متقابلاً باند ولایت به‌خوبی احساس می‌کند این مسیر یعنی خداحافظی با چند دهه دجالگری تحت عنوان ولایت‌فقیه که حالا خامنه‌ای آن را در کلمه ”نفوذ ”تئوریزه می‌کند و با ایجاد وحشت از آن جلوی باند رفسنجانی روحانی می‌پیچد.

 بنابراین در هر صورت راه برون رفتی برای رژیم آخوندی متصور نیست تنها راه همان است که مردم و مقاومت مردم ایران اراده کرده‌اند یعنی سرنگونی تمامیت رژیم.

برجام یا پی‌ام‌دی؟ بلوف در بن‌بست


لینک به منبع

اجرای برجام دوباره با یک گیر و توقف دیگر مواجه شده است. عراقچی روز چهارشنبه گذشته (4آذر) به کشورهای 5+1 هشدار داد که بین اجرای برجام یا PMD باید یکی را انتخاب کنند.
اظهارات عراقچی یکی روز پس از آن بود که خامنه‌ای طی نامه‌یی خطاب به  حسن روحانی  به وی گوشزد کرد که تا پیش از حل و فصل نهایی موضوع ابعاد نظامی احتمالی، بازطراحی  راکتور آب سنگین  اراک و مبادله اورانیوم غنی شده با اورانیوم طبیعی، آغاز نشود.

 اما به‌رغم هشدار و تهدید عراقچی، آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌یی در نشست فصلی شورای حکام، طی یک بیانیه مقدماتی اعلام کرد:“آژانس نمی‌تواند نبود فعالیتهای هسته‌یی اعلام نشده در ایران را تضمین کند.

 او گفت: بنابراین نمی‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که همه فعالیتهای هسته‌یی رژیم ایران صلح‌آمیز است».

 شایان یادآوری است در روزهایی که بازار امضای برجام داغ بود، یکی از شرطهای رژیم این بود که در ازای امضای برجام و خوردن زهر هسته‌یی، پرونده پی‌ام دی، یعنی بررسی ابعاد احتمالی نظامی پروژه هسته‌یی رژیم هم بسته شود و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا تأیید کند که پروژه اتمی رژیم ماهیت نظامی نداشته، یا دست‌کم آن را مسکوت بگذارد. یک بار هم در همان زمان، جان کری وزیر خارجه آمریکا گفت که ما آماده هستیم گذشته هسته‌یی رژیم را فراموش کنیم. اما خودداری آمانو از تأیید ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌یی رژیم دولت روحانی را که تمام سرنوشت خود را در گرو لغو یا کاهش تحریمها گذاشته، در موقعیت بغرنجی قرار داده است؛ زیرا پایان تحریمها مشروط به تأیید آژانس است. کمااین‌که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه (4آذر) در یادداشتی که روی سایت این وزارتخانه قرار گرفت، بار دیگر تصریح کرد بخش زیادی از تحریمها علیه رژیم ایران حتی بعد از روز اجرای «برجام» به‌دلیل نگرانیهای خارج از برنامه هسته‌یی ایران، پابرجا خواهد ماند».

 این موضوع زبان باند ولی‌فقیه علیه این باند را هر چه درازتر و تندتر کرده و کیهان خامنه‌ای در شماره 4آذر خود نوشت که این وضعیت ناشی از نادیده گرفتن شدن خطوط قرمزی است که ولی‌فقیه اعلام کرده بود؛ در حالی که کارگزاران دولت روحانی در سازمان انرژی اتمی، با شتاب کار باز کردن سانتریفیوژها و تأسیسات اتمی را آغاز کرده‌اند.

 در چنین شرایطی است که عراقچی تهدید می‌کند اگر پرونده پی‌ام‌دی بسته نشود، ما هم اجرای برجام را متوقف می‌کنیم و پیچ و مهره‌های سانتریفوژهایی را که باز کرده‌ایم دوباره می‌بندیم. در حالی که مقامهای رژیم از جمله صالحی رئیس آژانس بارها گفته‌اند که بستن دوباره سانتریفیوژها و سایر تأسیسات اوراق شده اصلاً ساده نیست و گاهی از دو سال زمان برای این کار صحبت کرده‌اند؛ تازه‌یین جنبه فنی و اجرایی قضیه است که نسبت به جنبه سیاسی خیلی کم‌اهمیت‌تر می‌باشد. بنابراین اظهارات عراقچی را اساساً بایستی بلوف محسوب کرد که مورد استفاده‌ش هم داخلی و برای ساکت کردن جماعت دلواپس است. در همین رابطه یادآوری این نکته ضروری است که کمالوندی سخنگوی آژانس اتمی رژیم در جواب دلواپسها که اعتراض می‌کردند چرا این قدر در باز کردن سانتریفیوژها و تأسیسات هسته‌یی عجله می‌کنید؟ در یک مصاحبه تلویزیونی (21آبان 94) گفت که برای ما مهم است که حتی یک روز و یک ساعت هم تحریمها زودتر لغو شود، چون ادامه شرایط تحریم هر روز و هر ساعت دارد به ما خسارت می‌زند. بنابراین چگونه متصور است که رژیم بتواند از نیمه راه زهرخوران که اساس تأسیسات هسته‌ایش را هم از بین برده، برگردد و به تحریمهایی بسا شدیدتر تن بدهد.