۴ آذر ۱۴۰۲

برنامه ۲۰سالهٔ خامنه‌ای پوچ از آب درآمد

 

برنامه ۲۰سالهٔ خامنه‌ای پوچ از آب درآمد

شکست برنامه‌های اقتصادی...
شکست برنامه‌های اقتصادی...

خامنه‌ای در سال۱۳۸۲ سند چشم‌انداز ۲۰ ساله رژیم آخوندی را به آخوند خاتمی اصلاح‌طلب قلابی ابلاغ کرد. خاتمی هم پس از بازنشستگی از مقام تدارکاتچی نظام ولایت فقیه، سند را به خلف خود داد و او هم به بعدی تا رسید به زمان حال. در این سند آمده بود که ظرف این مدت نظام ارتجاعی حاکم بر مردم و میهن باید قدرت اول اقتصادی، علمی و فناوری منطقه شود! اجرای این سند تا ۱۴۰۴ به پایان می‌رسد اما تا همین لحظه، اول شدن پوشالی منجر به آخر شدن در همه شاخصهای انسانی و اجتماعی گردیده است الا در شاخص استبداد و سرکوب ملت ایران و جنگ‌افروزی در کشورهای مسلمان منطقه.

 

اول از آخر شدن

در این سالها چهار دولت دست‌نشانده خامنه‌ای بر سر ذخایر و منابع متعلق به مردم نشستند و خوردند و بردند و فاجعه آفریدند و طبق برنامه چشم‌انداز به پیش حرکت کردند! انواع بودجه‌های یکساله و پنج ساله را با تبانی و رفاقت با مافیاهای مستقر در همه بخشهای اقتصادی به تصویب رساندند و آمارهای موفقیت را به رخ میلیون‌ها خانوار زیر خط فقر، کودکان کار و بیکاران تحصیل کرده کشاندند اما دریغ از فاصله گرفتن از فلاکت و نکبتی که بر سر و روی ایران‌زمین پاشیدند.

قرار بر این بود که ام‌القرا در افق این چشم‌انداز، برخوردار از امنیت غذایی، سلامت، تأمین اجتماعی، رفاه، توزیع مناسب درآمد، فرصت‌های برابر، زدودن فقر، اشتغال پایدار و برخوردار از محیط‌زیست مطلوب باشد؛ اما خودشان می‌گویند: «... امروز می‌توانیم بگوییم طی ۱۸ سال نه‌تنها به جایگاه قدرت اول منطقه نرسیده‌ایم بلکه باید جای خود را در بین کشورهای آخر فهرست جست‌وجو کنیم. چرخش‌های سیاستی چشم‌انداز ۲۰ ساله، ایران را از قدرت اول منطقه به پایین فهرست کشورها کشاند» (هم‌میهن۲۸آبان۱۴۰۲).

 

اعترافات دست نشانده‌های خامنه‌ای

رفسنجانی در سال۱۳۹۲ و پیش از آن که مرده از استخر بیرون بیاید گفته بود: «در حال حاضر می‌بینید که چقدر از برنامه‌های پیش‌بینی‌شده در سند چشم‌انداز دورتر شده‌ایم و به کجا رسیده‌ایم؛ اقتصاد ما کوچک شده است و مردم ما فقیر شده‌اند و فرصت‌های زیادی را در این زمینه از دست داده‌ایم» (سمپوزیوم بین‌المللی ایران ۱۴۰۴).

خاتمی هم سالها بعد از رجزخوانی‌هایش گفته بود، در وضعیت کنونی دستیابی به هدف‌های سند چشم‌انداز میسر نیست. احمدی‌نژاد غلام حلقه به گوش و یاغی! ولایت هم می‌خواست با یک «یاعلی» گفتن و البته با مکیدن۸۰۰ میلیارد دلار از ذخایر کشور خیلی زودتر به اهداف ۲۰ ساله برسد!

وقتی نوبت به آخوند روحانی رسید گفته بود: «در اذهان برخی از نخبگان و مسئولان این تردید را می‌بینم که میان قدرت و برنامه توسعه، هنوز انتخابی نکرده‌اند. نمی‌شود در زبان یک‌جور حرف زد، اما در عمل ناهماهنگ بود» (فرارو ـ ۲۸آبان۱۴۰۲).

حساب جلاد۶۷ و گماشته خامنه‌ای هم روشن است که حتی شعار برنامه چشم‌انداز را هم نمی‌دهد.

وقتی هم پای نظر کارشناسان می‌نشینیم، آه از نهاد شنونده در‌می‌آید. علی سعدوندی اقتصاددان می‌گوید برنامه چشم‌انداز شکست خورد چون افکار و سیاست‌های غلط پیش گرفته شد.

 

رتبه رژیم آخوندی در جدول شاخص‌ها

در رقابت دولتها برای رفاه و آزادی و آسایش مردمشان، بنا بر شاخصهای جهانی، نظام ولایت فقیه در آخرین رده‌ها و نزدیک به انتهای هر جدولی در این مسابقه جهانی است، آن‌هم با دارا بودن بهترین و ارزنده‌ترین منابعی که صرف غارت ایادی خامنه‌ای و جنگ‌افروزی او می‌گردد.

بر اساس رتبه‌بندی جهانی لگاتوم (شاخص رفاه و حکمرانی مردمی) «ایران در جایگاه ۱۲۶ در میان ۱۶۷ کشور ایستاده است. در رکن شرایط سازمانی رتبه ایران ۱۶۲ و در رکن آزادی‌های شخصی ۱۶۵ و در رکن حکومت‌داری در رتبه ۱۴۶ دنیا قرار گرفته است» (آرمان۲۷آبان۱۴۰۲).

 

زیر یک سقف فقط زنده مانده‌ایم!

شاخص دیگر وضعیت هزینه‌ها و درآمدهای خانوار است. مرکز آمار ایران در این باره جز شرمساری نمودار دیگری ترسیم نکرده است و نشان می‌دهد مردم تحت ستم ایران تنها به فکر زنده ماندن و داشتن یک سرپناه‌اند.

«نتایج حاصل از وضعیت هزینه و درآمد خانوارها نشان می‌دهد که در طول سال‌های گذشته سهم مسکن و خوراک از کل هزینه‌ها افزایش یافته و در مقابل از سایر هزینه‌ها مثل بهداشت، تفریح، آموزش و پوشاک کم شده است» (جهان صنعت۲۴آبان۱۴۰۲).

 

چشم‌‏اندازی که عقب رفت

برای فهم شدت گرفتن فقر و فلاکت در نظام ولایت فقیه کافی است به شاخص رفاه لگاتوم در پنج سال گذشته نگاهی بیاندازیم تا پوچ درآمدن برنامه چشم‌انداز خامنه‌ای گویاتر گردد: «کارنامه رفاه ایران، هم‌چون سال‌های گذشته، چندان درخشان نیست. ایران هم‌چنان رتبه سه‌رقمی خود را در جدول رتبه‌بندی رفاه حفظ کرده و با دو پله تنزل نسبت به سال گذشته، به رتبه ۱۰ سال قبل خود یعنی رده ۱۱۹ جدول بازگشته است. در هیچ‌یک از گزارشهای لگاتوم نمی‌توانید نام ایران را در فهرست کشورهایی ببینید که در یکی از ارکان رفاه تغییر چشمگیری را به نام خود رقم زده‌اند. مایه نومیدی است اگر بدانیم رفاه ایرانیان از کشورهایی مانند کنیا و زامبیا هم کمتر ارزیابی شده، میانمار در سال جاری بیشترین رفاه را تجربه کرده، و توگو و قرقیزستان پس از آن رتبه‌های دوم و سوم بهبود رفاه را به نام خود رقم زده‌اند. ما اما، هم‌چنان دچار کسری رفاه هستیم» (تجارت فردا ۳۰ آذر ۱۳۹۸).

هم‌چنین شاخص حکمرانی مردمی نشان می‌دهد در ۱۰ سال گذشته نه‌تنها کیفیت حکمرانی در کشور بهبود نیافته که از رتبه ۱۳۴ جدول به ۱۳۸ رسیده‌ایم. سقوط آزادی فردی (رتبه۱۶۳) به همراه ضایع شدن سرمایه اجتماعی تا آنجاست که تنها چهار کشور یعنی یمن، اریتره، سودان و سوریه شرایط بدتری نسبت به ایران دارند. حتی سودان جنوبی- در قعر جدول-آزادی‌های فردی را سه پله بالاتر از ایران تجربه می‌کند.

«متأسفانه واقعیت این است که نه‌تنها نسبت به سال آغازین اجرای این سند پیشرفتی نداشته‌ایم و شاخصهای چشم‌انداز مذکور محقق نشده است، بلکه در بخش مهمی از شاخص‌ها و اهداف عقبگرد داشته‌ایم» (هم‌میهن ـ ۲۸آبان۱۴۰۲).

و این‌چنین است که ضرورت به زیر کشیدن اختاپوس خون‌آشام حاکم بر میهن به دست جوانان آگاه و شورشگر قطعیت و حتمیت می‌یابد.

 

۳ آذر ۱۴۰۲

ظهور معکوس آثار جنگ‌افروزی

 ظهور معکوس آثار جنگ‌افروزی

ظهور معکوس آثار جنگ‌افروزی
ظهور معکوس آثار جنگ‌افروزی

آیا فکر می‌کردید کارگزاران حکومتیِ تحت‌امر ولی‌فقیه، روزی روزگاری بگویند: «ما در غزه نمی‌جنگیم ولی کاری زینبی می‌کنیم»؟! درست یک هفته قبل از این اظهارات، پاسدار نقدی گفته بود: «ثبت نام برای اعزام به غزه با شتاب ادامه دارد»!

آیا فکر می‌کردید که حداد عادل رو به عناصر درونی نظام بر سر غزه، با صراحت بگوید: «ورود نظامی ما به جنگ، به‌نفع فلسطین نیست»؟

آیا فکر می‌کردید که کارگزاران نظام، گاه صریح و گاه تلویحی رو به عناصر رژیم بگویند: «از اظهارات تند درباره جنگ در غزه خودداری کنند»؟

 

یادآورید...

حرف‌های خامنه‌ای را در هفته‌ٔ اول شروع جنگ در اسراییل و غزه به‌یاد آورید که از حمایت تمام‌عیار و بوسیدن دست و سلاح جنگنده‌گان با اسراییل می‌گفت.

حرف‌های امیرعبداللهیان را به‌یاد آورید که پشت سر هم با تهدید تکرار می‌کرد: «دستها روی ماشه‌هاست».

نعره‌های امامان ریایی جمعه را به‌یاد آورید که مدام از «جنگ اسلام و کفر در غزه» داد سخن داده‌اند.

توجه کنید که نظام آخوندی هرگز فراخوان به اسکان حتا یک گروه از مردم آواره‌ٔ غزه به ایران را نداده است.

 

مرور تجربه‌های تاریخی برای ایران امروز

بزرگ‌ترین هنر سیاسی و تاریخیِ هر ایرانی، باید شناختن ماهیت نظام ولایت فقیهی و ترفندها و پلیدی‌های ناشی از آن باشد. هر شخص یا گروه ایرانی که این ماهیت را شناخت، هم هرگز به دام‌چاله‌ها و بازیهای سیاسی و دجال‌گریهای مذهبیِ آن نیفتاد و هم کاراترین راه مبارزه با آن را اتخاذ نمود.

روزگاری در سال‌های ۱۳۵۸ و ۵۹ و ۶۰ نعره‌های به‌اصطلاح ضدامپریالیستی و ضداستکباری امام امت، چشم خیلی‌ها را داشت از حدقه درمی‌آورد و دهانشان را آب انداخته بود که عجب امامی! عجب رهبری!

همینان در روزنامه‌ها و گردهمایی‌هایشان چنان از دشمن اصلی بودن لیبرال‌ها و آمریکا می‌نوشتند و می‌گفتند که گویی نه ارتجاع آخوندی با زعامت ولی‌فقیه، که لیبرال‌ها و آمریکایی‌ها در رأس حکومت هستند و دارند ایران را لیبرالیزه و سفره‌ٔ آمریکایی‌ها می‌کنند! همین‌ها در جنگ خمینی با عراق، چهار نعل پشت امام امت ــ با بلندگوی جنگ میهنی در زیر لوای جنگ اسلام و کفر ــ رژه می‌رفتند.

 

در بحث هنر شناخت ماهیت نظام ولایت فقیه، از ۱۳۵۸ تا همین الآن بوده‌اند و هستند نیروهایی ــ مثل ائتلاف شورای ملی مقاومت ایران ــ که تشخیص دادند دشمن اصلی آزادی و عدالت در ایران، ارتجاع سر برآورده از قرون وسطا در هیأت نظام ولایت فقیهی است و نه هیچ نیرو و کشور دیگر. اینان هرگز مغلوب دجالیت سیاسی و مذهبی شخص خمینی و سیرک‌بازان دور و برش نشدند. اینان از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به بعد گفتند و نوشتند و روشنگری کردند که اصلاحات در نظام ولایت فقیه هرگز رخ نخواهد داد؛ چرا که خمینی بهترین فرصت اصلاحات را از ۱۳۵۸ تا خرداد ۶۰ از دست داد.

تمام حوادث این چهار دهه، اثبات‌گر مواضع و مبارزه و روشنگری این ائتلاف و طیف همراه و هم‌سو آن بوده است. مسیر تمام قیامهای ایران و تجربه‌ٔ ۴۵ ساله‌ٔ قاطبه‌ٔ مردم ایران از حاکمیت ملایان و باندهایش، همین واقعیت را اثبات نموده است.

 

ظهور معکوس آثار ترفند جنگ‌افروزی

جنگ‌افروزی نیابتیِ امروزین توسط اتاق فکر نظام آخوندسالار با زعامت خامنه‌ای و سپس غلط‌کردم‌گویی‌های غیررسمیِ این روزها، گویای ماهیت پلید این نظام در فریب‌کاری سیاسی و مذهبی است.

واقعیت اکنون این شده است که خامنه‌ای از بازگشت آثار استراتژیک جنگ در غزه به ایران اشغال‌شده، وحشت‌زده است. نظام ملاسالار هرگز نتوانست از این جنگ‌افروزی در داخل ایران سودی نصیب حاکمیت کند. هدف خامنه‌ای از جنگ‌افروزی، تحت‌الشعاع قرار دادن جامعهٔ انفجاری ایران و صدور بحران موجودیت حکومت به خارج مرزها بود. اینک اما روند این جنگ ویرانگر و جنایت‌کارانه دارد به ظهور آثار معکوس آن علیه ترفند خامنه‌ای می‌انجامد.

 

جام‌زهر؛ قاطعیت ایرانی و بین‌المللی

اصل مهم در مواجهه با نعره‌کشی‌ها و نفس‌کش طلبیدنهای خمینی و خامنه‌ای، همواره این بوده است که این رژیم فقط زبان قاطعیت را می‌فهمد. هر جا این قاطعیت ایرانی یا بین‌المللی نباشد، برای روحیه دادن به نیروهای خودی‌اش میدان‌داری می‌کند ولی با بروز نشانه‌های قاطعیت و رادیکالیسم که تعادل‌قوا را معکوس کند، از خمینی تا خامنه‌ای، زهرنوش حرفه‌یی می‌شوند!

[یادآوری: نعره‌های جنگ‌جنگ تا فتح قدس از طریق کربلای خمینی، با مغلوبه شدن روند جنگ در اردیبهشت و خرداد ۱۳۶۷، تبدیل به جام‌زهر خوردن دیو جماران شد!]

 

حالا آثار شر جنگ‌افروزی و تقسیم جنایت علیه مردمان بی‌پناه، دارد به بیت خامنه‌ای و سراپرده‌ٔ نظام تحت‌امرش برمی‌گردد. خیر این مجازات اتودینامیک، نصیب مردمی خواهد شد که بمبهای خشم و قیام‌شان در زیر پوست شهرهای ایران تکثیر شده است.

سیر تحولات آینده، تصویر روشن‌تری از مجازات اتودینامیک جنگ‌افروزی و پیامدهای ناگزیر آن را آشکار خواهد نمود.

 

خوشحالی رذیلانهٔ رژیم از فجایع غزه، چرا؟

 خوشحالی رذیلانهٔ رژیم از فجایع غزه، چرا؟

سخن روز
سخن روز

در حالی که تاکنون بیش از ۱۲هزار فلسطینی جانباخته‌اند و بیش از ۳۰هزار مجروح و صد‌ها هزار نفر آوارهٔ بیابانها گردیده‌اند، رئیسی جلاد قتل‌عام۶۷، فاجعهٔ غزه را زمینه‌ساز «نظم عادلانهٔ جهانی» توصیف کرد و برای توجیه فجایع جنگ‌افروزی رژیم با رضایت و شقاوت و دجالیت گفت: «آنها دارند در محضر پروردگار متعال آزمون و امتحان می‌دهند»!

خلیفهٔ خون‌ریز و نمایندگانش در جمعه‌بازارها نیز ضمن انواع بهره‌برداریها از فجایع غزه هم‌چنان با عمامه‌شان گردو می‌شکنند و نمی‌توانند خوشحالی و رضایتشان را کتمان کنند.

آخوند جنایتکار سعیدی، رئیس دفتر سیاسی عقیدتی خامنه‌ای با اظهار خرسندی و شادمانی از دستاوردهای جنگ‌افروزی ولو به قیمت هزینهٔ سنگین آن برای مردم فلسطین گفت: «به نظر می‌آید که این‌کار بسیار به‌موقع بود بسیار به‌جا بود بسیار لازم بود. حالا به دستاوردهایش اشاره بکنیم متوجه می‌شویم که می‌ارزید این مقدار هزینه در برابر آنچه را که دستاوردهای آن برای بشریت... در آینده مشهود خواهد شد» (شبکهٔ حکومتی باران ـ ۲۷آبان ۱۴۰۲).

پیش از آن هم آخوند اعرافی گماشتهٔ خامنه‌ای در نمایش جمعهٔ قم (۱۹آبان)، آوارگی و کشتار کودکان غزه را «دستاورد بزرگی» برای نظام توصیف کرد و با خوشحالی و وقاحت گفت: «این مرحله نو و شکل‌گیری جبهه جدید در درون فلسطین و محور مقاومت، دستاورد بزرگی بود که همین الآن هم این دستاورد به‌همهٔ این سختی‌ها و مشکلات برای ملت فلسطین و امت اسلام می‌ارزد و ارزش دارد».

خلیفهٔ جنگ‌افروز و کارگزارانش که گمان می‌کنند می‌توانند از خون کودکان و آوارگی مردم فلسطین سپری برای حفاظت از نظام در برابر قیام بسازند، جنگ خونین غزه را نه فقط دستاورد، بلکه فرصتی بزرگ برای بقای نظام می‌دانند.

روزنامهٔ حکومتی رسالت، ارگان باند فاشیستی مؤتلفه (‌۲۴آبان ۱۴۰۲)، طی مقاله‌یی، در پاسخ به این سؤال که «با وجود هزاران شهید فلسطینی، آیا ارزشش را داشت» ؟ بیدرنگ پاسخ می‌دهند: «صد درصد! نوار غزه حدود ۱۵ سال است که در محاصره کامل است و زندگی عادی در جریان نیست...».

چنان راحت از ویرانی و مرگ هزاران فلسطینی ابراز خشنودی و رضایت می‌کنند که تعجب و حیرت برخی خودیهای نظام هم برمی‌انگیزد. یک روزنامهٔ حکومتی، ضمن ابراز شگفتی از فرهنگ و ادبیات مشمئزکنندهٔ مسئولان نظام در رابطه با فاجعهٔ غزه نوشت: «هر چیزی را در یک بسته سیاسی داخلی تحلیل می‌کنند و حتی کاری به ادبیات سیاسی خارجی خود ندارند که آیا این ادبیات برای مردم جهان و دیگر دولتها، قابل‌فهم هست یا خیر؟ آنان ادبیات خود را متناسب با مخاطبان محدود در داخل کشور تنظیم می‌کنند، زیرا مسأله آنان نه فلسطین است و نه اسرائیل» (سایت حکومتی بهارنیوز ـ ۶آبان)

چندی پیش خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی خامنه‌ای، در منتهای وقاحت، کشتار فلسطینی‌ها را موضوعی عادی، پیش‌پاافتاده و مقدمهٔ پیروزی استراتژیک برای نظام توصیف کرد و گفت: «البته، فلسطینی‌ها به‌زندگی همراه با کشتار و جنایات رژیم عادت دارند... بنابراین در برابر یک پیروزی راهبردی، آماده‌اند چنین هزینه‌هایی را نیز بپردازند».

این، منطق هیولایی است که دورهٔ تاریخی‌اش به‌سر آمده و برای سدبستن در برابر اراده‌های مردم و ادامهٔ حیات ننگینش نیاز به ویرانی و جنگ دارد. با همین منطق صدها هزار کشته و میلیونها آواره را در سوریه سپر بقای نظام کردند و امروز حتی از مرگ فجیع نوزادان در بیمارستان لذت می‌برد.

امیرعبداللهیان وزیر خارجهٔ رئیسی جلاد، چندی پیش در یک گفتگوی تلویزیونی، در توجیه علت خوشحالی نظام از جنگی که جز ویرانی و کشتار، نتیجه‌یی برای مردم فلسطین ندارد گفت: «امروز اگر ما از غزه دفاع نکنیم فردا باید در مقابل این بمبها در بیمارستان کودکان در شهرهای خودمان دفاع بکنیم».

این پایه و مبنای تئوری بقای هیولا است که بارها توسط خمینی و خامنه‌ای در اشکال مختلف مطرح و اجرا شده است.

خلیفهٔ جنگ‌افروز می‌خواهد با جنگ، هم سرپوشی برای سرکوب و اختناق داشته باشد و هم سدی بسازد در برابر آتشفشان قیامی که می‌تواند ریش و ریشهٔ نظام را بسوزانند. به همین علت جنگ را فرصتی برای بقای نظام می‌بیند و نمی‌تواند خوشحالی و رضایتش را از کشتار و ویرانی در غزه کتمان کند.

خامنه ای وجنگ‌افروزی برای سد بستن در برابر قیام‌ها

 خامنه ای جنگ‌افروزی برای سد بستن در برابر قیام‌ها

سدبستن در برابر قیام
سدبستن در برابر قیام

داستایوفسکی در «برادران کارامازوف» از زبان ایوان، یکی از پرسوناژهای رمان می‌گوید «اگر خدا نباشد هر کاری مجاز است» خامنه‌ای و سران رژیم هم معتقدند و بارها گفته‌اند که «حفظ نظام اوجب واجبات است» یعنی برای حفظ آن هر کاری مجاز است. آنها در عمل هم این را اثبات کرده‌اند که برای حفظ قدرت از هیچ کاری ابا ندارند.

صحبت مذهب و اسلام و خدا هم نیست و پایش بیفتد به‌قول آقای استفان راتز سفیر پیشین آمریکا برای عدالت کیفری جهانی که روز ۵ آبان در کنفرانس نیویورک درباره «ضرورت حسابرسی از سران رژیم به‌جرم جنایت علیه بشریت در قتل‌عام ۶۷» صحبت می‌کرد، حتی اگر «۹۰درصد قربانیان شیعه» باشند آخوندها رودربایستی ندارند، کما این‌که همین‌ها بودند که برای صدور بحران، به کشور مسلمان عراق حمله کردند و حرم امام رضا در مشهد و حرم امام حسن عسکری در سامرا را منفجر کردند و مساجد اهل سنت را تخریب می‌کنند و نمازگزاران زاهدان را در مصلی به خاک و خون می‌کشند و برای انفجار در مکه هم در چمدان مسافران بمب و تی‌ان‌تی جاسازی کردند که البته موفق نشدند و توطئه‌شان هم‌چون ابرهه شکست خورد.

 

برگرداندن توجهات از داخل به خارج

بنابراین اگر بگوییم این سفلگان هر کاری (به‌تأکید هر کاری) برای سد بستن جلوی قیام‌ها – به‌خصوص بعد از قیام ۱۴۰۱ – انجام می‌دهند گزافه نیست و همه شاهدند خامنه‌ای چگونه تلاش کرد از جنگ‌افروزی در غزه و به هم ریختن صلح در خاورمیانه، بهره‌برداری داخلی کند و تعادل‌قوای بین مردم و حاکمیت آخوندی را علیه مردم و مطالبات آنها بچرخاند:

 

  • در زیر نعره‌های جنگ‌افروزانه و اشک تمساح برای مردم فلسطین آمار اعدامها را به‌نحو بی‌سابقه‌ای بالا برد. از شهریور تا مهر و آبان، از ۲۵ اعدام ناگهان به ۸۱ و ۱۰۶ اعدام جهش کرد.
  • در سایه همین جنگ سرکوب را افزایش داد. تعداد و حضور سرکوبگران حجاب‌بان را تشدید کرد و در زن‌ستیزی تا جایی پیش رفت که حتی وزیر آموزش و پرورش رژیم درخواست تفکیک جنسیتی در کتب درسی را روی میز گذاشت.
  • قلع و قمع کاندیداهای مخالف را پیش برد و حتی به امثال پزشکیان و مطهری هم که سال‌ها نایب‌رئیس مجلسش بودند رحم نکرد. آنها به‌دلیل هیاهوی جنگ غزه راحت‌تر توسری خورده و سر و صدای کمتری کردند.
  • خامنه‌ای در همین فضا تلاش می‌کند نیروهای روحیه باخته خود را جمع‌وجور کند و به آنها انگیزه بدهد. خواصی را که در جریان قیام ۱۴۰۱ بریده و به «آقایشان» پشت کردند وادار به موضع‌گیری کند و به زیر قبا برگرداند.
  • به همین وسیله موقتاً از نق و نوق بسیاری از عوامل درونی خودش که از وضعیت اقتصادی و بحرانهای اجتماعی کلافه و آشفته شده‌اند جلوگیری می‌کند. نیروهایی که در وضعیت صلح و آرامش صدایشان در می‌آید و مثل مداح نظام طلبکار می‌شوند که «آقای رئیسی شما که این همه پول وصول کردید چرا آثار آن در قیمت گوشت و مرغ و تخم‌مرغ و... دیده نمی‌شود؟» (سعید حدادیان، آفتاب‌نیوز، ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱).
  • با جنگ خارجی سمت و سوی همه اخبار و تبلیغات را از مطالبات پرستاران و اعتراضات بازنشستگان و کارگران و معلمان به سوی مقالات و تصاویر جنگ و فلسطین و بیلبوردهای آوارگان آنجا می‌کشاند و اجازه نمی‌دهد که صدای اقشار معترض شنیده شود.
  • به بهانه مانورهای «آماده‌سازی بسیج» و نمایش‌های نظامی «ناوگان بالگردی» و «شناورهای سپاه» و... غلظت میدانی و بروبیای مزدورانش را در شهرها بالا می‌برد تا فضای رعب و وحشت ایجاد کند.
  • در زیر سایه جنگ صرف بالاترین بودجه‌های نظامی برای پروژه‌های اتمی و موشکی و پهپادی را موجه جلوه می‌دهد و سازوکار خرید انواع و اقسام تجهیزات ضدشورش را تسهیل می‌کند. خودروهای پیشرفته برای سرکوب مردم بلوچستان وارد می‌کند و خامنه‌ای هم که می‌خواهد در دانشگاه علوم و فنون هوافضا سخنرانی کند زیر چتر موشکها و پهپادها لم می‌دهد. با ورزشکاران هم که صحبت می‌کند از این‌که آنها را مجبور کرده که «با چفیه به میدان» بروند تقدیر می‌کند در حالی که همین چند هفته قبل حرفی نبود که مردم و تماشاچیان در ورزشگاه اصفهان به مجسمه قاسم سلیمانی آدمکش نزنند و فحشی نبود که نثار نظام خامنه‌ای نکنند.

 

بنابراین واضح است که خامنه‌ای با چه مکانیزم‌هایی تلاش می‌کند فضای انفجاری جامعه را به سوی جنگ بیرونی منحرف کند. مکانیزم‌هایی که در شرایط معمولی و آرامش منطقه‌یی هرگز قابل اجرا نیستند و یا هزینه‌ٔ بیشتری از خامنه‌ای می‌گیرند. اما او هرگز نمی‌تواند از واقعیت‌های جامعه ایران فرار کند. انگولک کردن بحرانهای منطقه‌یی و آنتریک کردن تنشهای خاورمیانه ممکن است برای او زمانی کوتاه‌مدت بخرد اما شرایط عینی جامعه ایران به نقطه بازگشت‌ناپذیر رسیده است و اقشار آگاه مردم ایران ذره‌یی از آزادی‌ها و حقوق پایه‌یی خود دست برنداشته و اقشار محروم هم که جایی برای عقب‌نشینی از وضع معیشت و اقتصاد خود ندارند.

اعتراف سرجلاد قضاییه گواه روشن همین واقعیت است. واقعیتی که به‌وضوح نشان می‌دهد بعد از یک ماه و نیم از جنگ غزه، دود جنگ‌افروزی به چشم خامنه‌ای و نظامش فرو رفت و این‌بار از جایی ضربه می‌خورند که فکرش را نمی‌کردند. آخوند اژه‌ای ۳۰آبان در «نشست سراسری بسیج اساتید در تهران» ضمن ابراز نگرانی از روشنگریهای مقاومت [جنگ نرم] و کانون‌های شورشی [جنگ سخت] و شرایط انفجاری در قیام [جنگ ترکیبی] گفت: «اگر همه ما و همه آحاد نسبت به فتنه‌انگیزی‌ها توطئه‌های جنگ نرم جنگ سخت، جنگ ترکیبی آگاهی لازم نباشد ما از جایی ضربه می‌خوریم که نمی‌دانیم اون کجا بود و چه شکلی این ضربه را خوردیم غافلگیر می‌شویم».

افزایش آمار و کیفیت عملیات کانون‌های شورشی در بطن تنوره‌کشی احمقانه منطقه‌یی خامنه‌ای نشان می‌دهد تنوره‌کشی خارجی توان لاپوشانی بحرانهای داخلی را ندارد و جامعه هم راه‌حل را یافته است. ۶۴۰ پراتیک انقلابی و عملیات ضداختناق تنها در طی ۵ روز سالگرد قیام آبان ۹۸ فوران گوشه‌یی از خشم فرو خورده خلق قهرمان ایران و تبلور عزم شورشگرانی است که نمی‌خواهند اجازه دهند خامنه‌ای لقمه بزرگتر از دهانش را با خون‌خورشت اهالی غزه ببلعد.

۲ آذر ۱۴۰۲

خامنه‌ای، نسخهٴ دجال ماری آنتوانت

 خامنه‌ای، نسخهٴ دجال ماری آنتوانت

خامنه‌ای و ماری آنتوانت
خامنه‌ای و ماری آنتوانت

ماری آنتوانت، آخرین شهبانوی فرانسه در زمان لویی شانزدهم، در تاریخ فرانسه و جهان به‌عنوان سمبل بی‌دردی و اشرافیت شناخته شده است. جمله‌‌یی که او هنگام شنیدن فریادهای خشمگینانه و دردآلود تظاهرکنندگان گرسنه که به پشت کاخ پادشاهی رسیده بودند گفته است، در تاریخ به‌عنوان ضرب‌المثلی برای رساندن اوج بی‌خبری و بی‌دردی تبدیل شده است. از آن‌جا که حرفهای خامنه‌ای در روز اول فروردین در مشهد، نه از موضع بی‌خبری، بلکه از موضع مافوق دجالگری شباهت‌های زیادی به آن جمله معروف ماری آنتوانت دارد، خوب است اول مرور کنیم خانم ماری آنتوانت و ماجرایش را! تا برسیم به جمله معروف او و مشابهتش با حرفهای روز اول فروردین خامنه‌ای.

ماری آنتوانت یک بانوی اشراف‌زاده اتریشی و در واقع یک شاهزاده درجه اول اتریشی و دختر امپراتریس اتریش بود که شهبانوی لویی شانزدهم پادشاه فرانسه شد.

ایشان بانویی بود ولخرج و خوشگذران که هیچ اطلاعی از وضعیت زندگی مردم نداشت چرا که اساساً سرش به کار خودش در کاخ و جشن‌ها و جلسات شبانه سلطنتی گرم بود. ایشان هم مثل حضرت آقا جلسه و بزم شاعرانه داشت، شعرای درباری و بادمجان دورقاب‌چین‌های مملکت را آب و نان می‌‌داد که هر وقت خواست بیایند شعرکی برایش و در مدحش بخوانند و او هم در باب وزن و قافیه شعر، اظهار فضلی بکند(درست مثل آقا در شب‌های شعر بیت رهبری) و به‌به‌ و چهچه‌یی و بعد هم مابقی ماجرا...

روایت شده هنگامی که صدای انقلاب فرانسه بلند شد و قیام گرسنگان شعله کشید و مردم به خیابانها ریختند و تا پای پنجره کاخ وی هم آمدند، ملکه از اطرافیانش  پرسید چه خبره؟ مردم چه می‌خواهند؟ گماشته ملازم خلوت حضرتش پاسخ دادعلیاحضرتا! مردمند،  گرسنه‌اند، نان برای خوردن ندارند. شهبانو با حیرت از این‌همه بی‌فکری مردم، پاسخ داده بود: خب حالا که نان ندارند چرا شیرینی نمیخورند؟!   

اینک همان فیلم ماری آنتوانت البته ورژن آخوندی، دجال و جهان سومی‌اش روز چهارشنبه اول فروردین 97 توسط خامنه‌ای در مشهد به نمایش در آمد. خامنه‌ای که این روزها به‌‌شدت درگیر قیام گرسنگان، ارتش بیکاران و جوانان سرکوب‌شده و آزادیخواه است، به جای پرداختن به مسایل و مشکلاتی که مردم در جریان همین قیام جاری ایران و با تندترین شعارها خطاب به وی مطرح کرده‌اند گفت:

«یکی از موانع مهم، عیوب اساسی در سبک زندگی ماست. این دیگه مربوط به مسئولان نیست. مربوط به خود ما آحاد مردم است. در سبک زندگی ما مشکلاتی داریم. یکی از مشکلات ما مصرف‌گرایی است. یکی از مشکلات ما اصراف و زیاده‌روی و زیاد خرج کردن است. یکی از مشکلات ما رفاه‌طلبی افراطی است. یکی از مشکلات ما اشرافی‌گری است. از توی اشرافی‌گری متأسفانه از طبقات بالا سرریز می‌‌شود به طبقات پایین»... «زیاد مصرف کردن، زیادی خواستن، زیادی خوردن، زیادی خرج کردن جزو عیوب مهم ماست در سبک زندگی‌مون».

خامنه‌ای در حالی مردم مصیبت‌زده ایران را از اصراف و اشرافیگری برحذر می‌داشت که به استثنای ۴درصد مردم، بقیه یعنی 96 درصد ملت، اساساً از دایره قدرت و ثروت بیرون هستند. (این عدد و رقم را اول‌بار پاسدار قالیباف سوگلی همین خامنه‌ای هنگام انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر علنی کرد!).

48ساعت پس از سخنرانی خامنه‌ای کشاورزان ورزنه در کنار پل خواجوی اصفهان به تظاهرات برخاستند و تمامی حرفهایی را که در مقابل فرمانداری و استانداری حکومتی پیش‌تر گفته بودند، با صدایی بلندتر تکرار کردند.

 

نکته جالب آن‌که، کشاورزان ورزنه را نمی‌توان با کمک برچسب‌هایی که دیگران را با آنها از میدان به‌در می‌کنند، وادار به عقب‌نشینی کرد. کشاورزان مزبور به فوت و فن پاسداران در برخورد با مردم معترض، آشنایند و به آسانی از میدان به‌در نمی‌روند.

اهالی ورزنه سالها پیش حق‌آبه خود را به دولت وقت پرداخت کرده و در حقیقت «مال» خود را می‌خواهند. آبی که اینک به سرقت رفته و رژیم آن را به دیگری می‌فروشد!

خانم مریم رجوی در پیامی به همین مناسبت گفتند:

«خیزش کشاورزان ورزنه و مردم و جوانان شرق اصفهان، هم‌چون اعتراضهای کارگران فولاد‌سازی یا نیشکر هفت‌تپه یا اعتصاب مردم بانه، بخشی از جنبش اعتراض و قیام در برابر نظامی است که مردم ایران و به‌‌خصوص زحمتکشان شریف میهنمان را به‌خاک سیاه نشانده است. در همین ورزنه و شرق اصفهان، بسیاری از کشاورزان به‌ناچار محل سکونت و کشت و کار خود را ترک کرده و برای یافتن کار روانه شهرهای دیگر شده‌اند و کم‌ نیستند مردم شریف و زحمتکشی که به‌‌خاطر سیاستهای تبهکارانه این رژیم، به‌ نان شب محتاج‌اند.»

(مریم رجوی: درود به پایداری کشاورزان ورزنه اصفهان)

این کشاورزان زحمتکش امروز جمعه سوم فروردین فریاد می‌زدند: ما پول و صدقه! نمی‌خواهیم ما فقط آب کشاورزی خودمان را می‌‌خواهیم!

البته بعید است خامنه‌ای حرف کشاورزان ورزنه را بفهمد چرا که حرف مردم معترض زاهدان و کردستان و تهران و آذربایجان را هم نفهمید!

چرا که اگر فهمیده بود، به مردمی که از هستی ساقط شده، آب‌شان به سرقت رفته، روستاهایشان ویران شده، محصولشان بر باد رفته

به کارگرانی که ماه‌هاست حقوق حقه و قانونی خودشان  را نگرفته و شرمنده خانواده‌هایشان هستند،

به معلم‌های زحمتکشی که بدون دریافت دستمزد قانونی خود،  تنها و تنها خواهان پرداخت دستمزد معوقه خویشند،

به بازنشستگان، به کارکنان مترو و خطوط شهری، به فرهنگیان و سایر اقشار  که اینک مسأله عاجلشان یک معاش ساده است و بس نه اشرافی‌گری! نه اصراف و تبذیر! نه مصرف‌گرایی آن‌هم کسانی که حتی برای نان شبشان اینک محتاج شده‌اند.

واقعیت آن‌که خامنه‌ای و نظامشان اساساً تمامی رشته‌های پیوند بین خود و مردم را گسسته و دست در خون ملت کرده‌اند.

از همین‌روست که مردم نیز تنها و تنها با شعار مرگ بر خامنه‌ای روحانی

با شعار مرگ بر حکومت آخوندی

و با شعار سرنگونی به میدان آمده‌اند.

البته بعید است خامنه‌ای حرف مردم را بشنود و یاد بگیرد چکار باید بکند!

اما برای درک فرجام خودش خوبست ببیند مردم فرانسه با ماری آنتوانت که در قیاس با او فردی بی‌آزار و بی‌گناه بود چه کردند!

 

تصویر نقاشی شده از لحظه تحویل دادن ماری آنتوانت به گیوتین!

وحشت سردژخیم قضاییه جلادان خامنه ای ازجوانان و قیام

وحشت سردژخیم قضاییه جلادان خامنه ای ازجوانان و قیام

سردژخیم قضاییه جلادان محسنی اژه‌ای

سردژخیم قضاییه جلادان محسنی اژه‌ای

سردژخیم اژه‌ای رئیس قضاییه جلادان در جمع بسیجیهای رژیم ۳۰ آبان وحشت رژیم از جوانان را برملا کرد و گفت که رژیم ممکن است از جایی ضربه بخورد که فکرش را هم نکرده وی هم‌چنین بر شقه و شکاف در نظام پوسیده آخوندی تأکید کرد.

سردژخیم اژه‌ای:

«رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز خود یک بسیجی بزرگ یک بسیجی که در راه اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران جانباز است و امروز حامی اصلی پشتیبان اصلی چه در داخل کشور و چه در خارج کشور جریانهای مقاومت امروز نگاهشون به این فرمانده بزرگ بسیجیان عزیز هستش».

«اگر همه ما و همه آحاد نسبت به فتنه‌انگیزی‌ها توطئه‌های جنگ نرم جنگ سخت جنگ ترکیبی آگاهی لازم نباشد اگر بصیرت لازم نباشد ما از جایی ضربه می‌خوریم که نمی‌دانیم اون کجا بود و چه شکلی این ضربه را خوردیم غافلگیر می‌شویم این بسیجیان عزیزی که در طول این چهل و چند سال در صحنه بودن اقدامات شبه‌نظامی داخلی او را کارهای ایذایی او را دفع می‌کنند از شما استمداد می‌طلبم از نیروی انتظامی از وزارت کشور از دستگاه امنیتی و اطلاعاتی مسائلی که پشت‌پرده است کشف بکنند به دستگاه قضایی معرفی بکنند».

«گاهی وقتها غفلت می‌کنیم حتی بچه‌های حزب‌اللهی به جون هم می‌افتند همدیگه رو تخریب می‌کنند جریانهای حتی همراه با انقلاب با انقلاب متدین خوب اما گاهی وقتها چه بسا غفلت بکنیم از نقشه‌های دشمن».

 

سر گاو ولایت در خمرهٔ جنگ‌افروزی

 سر گاو ولایت در خمرهٔ جنگ‌افروزی

سخن روز
سخن روز

با گذشت یک ماه و نیم از آغاز جنگ فاجعه‌بار غزه که به‌قیمت نابودی یک شهر و کشته شدن بیش از ۱۳هزار کودک و پیر و جوان و آوارگی یک و نیم میلیون از جمعیت ۲.۳میلیون نفری غزه انجامید، به‌نظر می‌رسد ماه عسل خامنه‌ای خون‌آشام و رژیم جلادان به‌پایان رسیده است. خلیفهٔ ارتجاع و گماشتگان درگاه که تاکنون از خرابی و کشتار در غزه، به‌مثابه سد و مانع قیام، قند در دلشان آب می‌کردند و از این‌که با تیر غزه توانسته‌اند چند نشان داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی را بزنند، با دمشان گردو می‌شکستند، اکنون با سؤالاتی جدی، هم در درون رژیم، هم در جامعه و هم در منطقه مواجهند و برای پاسخ به‌آنها، رطب و یابس و آسمان و ریسمان به‌هم می‌بافند و راه نجات می‌جویند.

گماشته‌های خامنه‌ای از نمایشهای جمعه و جماعت تا رسانه‌های جورواجور حکومتی با طرح برخی از این سؤالات، مذبوحانه تلاش می‌کنند پاسخ‌هایی جور کنند و به‌خورد نیروهای مسأله‌دار ولایت بدهند.

یکی از سؤالات به روایت آخوند سعیدی ـ رئیس دفتر سیاسی عقیدتی خامنه‌ای در سپاه (تلویزیون رژیم ـ۲۷آبان)، این است که مگر ما نمی‌گفتیم که نظام ما ام‌القرای دنیای اسلام، «قطب عالم اسلام، قطب عالم انقلاب و نظام اسلامی است که دارد این جریان را توی دنیا هدایت و رهبری می‌کند» پس چرا الآن که غزه با ساکنانش دارد نابود می‌شود، برای دفاع از مسلمانان فلسطینی وارد جنگ نمی‌شویم؟

گماشتهٔ خامنه‌ای در نمایش جمعهٔ یزد با طرح برخی از این سؤالها از جمله این‌که «ایران تحریک کننده و عامل اصلی برافروخته شدن آتش جنگ در فلسطین و منطقه است» در توجیه این‌که چرا نظام حالا خودش را کنار می‌کشد؟ می‌گوید: «اگر این به‌معنای آتش‌افروزی باشد یعنی برافروختن شعله‌های آتش مظلومان در برابر ظالمان عالم، آری! ولی اگر به‌معنای این باشد که ما بی‌قاعده و قواره در خلاف چارچوبها حرکت می‌کنیم مطلقاً این‌طور نیست و شرایط جدید هم این را نشان می‌دهد».

معلوم نیست نظام ولایت از کی تا به‌حال مبادی «قاعده و قواره» و پایبند حرکت در «چارچوبها» ی بین‌المللی شده؟! جواب «شرایط جدید» است!

روزنامهٔ حکومتی اعتماد (۲۸آبان) این «شرایط جدید» را قدری باز کرده و می‌نویسد: «ایران به‌خاطر انواع چالشهای داخلی و بین‌المللی فاقد ظرفیت کافی به‌عنوان تنها متولی آزادسازی فلسطین است در نتیجه بهتر است ایران با تمسک به‌سیاست‌های اصولی و شناخته شده‌اش نسبت به‌مسأله فلسطین، بیشتر در پی همکاری با دیگران در راستای راهبرد آزادی فلسطین باشد».

اما نیروهای کودنی که یک عمر شعر و شعارهای «عالم اسلام» و «ام‌القرا» در گوششان فرو رفته و این دجالبازیها را جدی گرفته‌اند، بعید است با این توجیهات لب فرو ببندند. یکی از بازجو ـ خبرنگارهای رژیم گفته است از این همه موشکی که داریم الآن اگر نخواهیم استفاده کنیم، با آهن پاره چه فرقی دارند؟

این غر و لندها چنان بالا گرفت که خامنه‌ای ناچار حداد عادل را به‌صحنه فرستاد تا بگوید: «به اشخاصی که خواهان ورود ایران به‌جنگ غزه هستند باید گفت شاید این، همان چیزی باشد که اسراییل می‌خواهد، یعنی تبدیل نبرد غزه به‌جنگ ایران و آمریکا. اگر این اتفاق بیفتد، آن‌که جان سالم به‌در می‌برد، اسراییل خواهد بود» (تلویزیون رژیم ـ ۲۷آبان).

اما این توجیهات آن هم از زبان کسانی که تا به‌حال در شیپور ضداستکباری می‌دمیدند و می‌خواستند کاخ‌سفید را به‌حسینیه تبدیل کنند، تنها موجب تمسخر بیشتر شد. یکی از مهره‌های باند رقیب در پاسخ او نوشت: «حالا حتماً باید جنگ خونین غزه به‌راه می‌افتاد و "سوپر انقلابی‌ها"ی حکومت را برای ورود به‌این جنگ تحت فشار می‌گذاشتند تا این نکتهٔ روشن بر آقایان مکشوف شود؟».

در این سیاه‌بازی روحوضی که در بیت ولی‌فقیه جریان دارد مقام‌های به‌اصطلاح رسمی رژیم هم شرکت دارند. از جمله عبداللهیان وزیر خارجهٔ خامنه‌ای که مدتهاست تکرار می‌کند «در صورت ادامه حملات اسراییل به‌غزه، درگیری منطقه‌یی اجتناب‌ناپذیر است». این ژست دوغکی حتی در درون رژیم هم اسباب تمسخر شده است. در این رابطه یکی از مهره‌های باند مغلوب طی یادداشتی با عنوان «برای بار "n"ام!» نوشت: «به‌نظرم بسیار مناسب است که آقای امیرعبداللهیان توضیح دهد که منظورش از سه عبارتِ"ادامه حملات اسراییل به‌غزه"،"درگیری منطقه‌ای"و"اجتناب‌ناپذیر"چیست؟ چون آنچه ما در این ۴۰روز شاهد آن بوده‌ایم،"حملات اسراییل به‌غزه"ادامه داشته اما از آنچه آقای امیرعبداللهیان"اجتناب‌ناپذیر"دانسته فقط"اجتناب‌پذیر" بودنش به‌منصهٔ ظهور رسیده است!» (احمد زیدآبادی ـ بهار نیوز ۲۷آبان).

اما اگر برملا شدن ژستهای «ام‌القرا» یی خلیفهٔ ارتجاع و گماشتگانش به‌جوک و مسخره عام و خاص تبدیل شده، در گل گیر کردن حمار دجالیت خلیفهٔ ارتجاع بسیار جدی است و به‌نظر می‌رسد آنچه که خامنه‌ای از آن حذر می‌کرد و می‌ترسید که دود جنگ‌افروزی‌هایش به‌چشم خودش برود، اکنون دارد واقع می‌شود. به‌نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده که آنچه او تاکنون از قبل جنگ غزه خورده را، پس بدهد. هم‌چنان که رهبر مقاومت گفت: «اکنون زمان وصول قیمت از خامنه‌ای است. زمان فراخواندن به سرنگونی است. زمان تهاجم حداکثر است... میزی را که او چیده باید بر هم ریخت و بر سر خودش آوار کرد» (مسعود رجوی ـ ۱۵آبان ۱۴۰۲).