۱ آذر ۱۳۹۴

رفسنجانی به سوءاستفاده نظامیان از هرج و مرج هشدار داد.

رفسنجانی به سوءاستفاده نظامیان از هرج و مرج هشدار داد.
او هشدار داد بدون اینکه از خامنه ای وسپاه نامی ببرد که مانند مصر نظامیان (سپاه) نمیتوانند کودتا کنند.
به گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، رفسنجانی با انتقاد از "برنامه افراد تندرو" علیه تجمع‌های فرهنگی و سیاسی خاطر نشان کرد: «یک عده محدود افراطی با سفرهای استان به استان خویش سعی می‌کنند با برهم زدن مجالس و برنامه‌ها، تابلویی از به‌هم ریختگی کشور برای دشمنان ترسیم ‌کنند.»
عضو مجلس خبرگان در بخش دیگری از سخنانش هشدار داد، تفکری که آرای مردم را تزئینی می‌داند کشور را به پرتگاه می‌برد، و وقتی هرج و مرج بر جامعه‌ای حاکم شود، 
رفسنجانی بدون نام بردن از خامنه ای وسپاه پاسداران گفت"نظامی‌ها مانند مصر به خود حق می‌دهند که انقلاب یک مردم را مصادره کنند و بر سر کار بیایند".
سه روز پیش (پنج‌شنبه ۲۸ آبان) عده‌ای که "مردم حزب‌اللهی منطقه" خوانده شده‌اند در محل برگزاری نخستین نشست مشترک تشکل‌های اصلاح‌طلب قزوین حضور یافتند تا مانع سخنرانی عبدالواحد موسوی لاری شوند.
  لاری وزیر کشور دولت محمد خاتمی گرچه در هجوم مخالفان عمامه‌اش بر زمین افتاد سرانجام موفق به ایراد سخنرانی در این مراسم شد.
بیشتر بخوانید: لغو مجدد سخنرانی علی مطهری و چند چهره منتقد و اصلاح‌طلب در کرج

اعتراف موسوی لاری وباندهای مغلوب به خطر تفکر داعشی در نظام

  سرو ته همه این جنایتکاران از کرباس خمینی وخمینی گرازی پدر خوانده داعش هستند ولی در این بین اعتراف چنر خط امامی چند آتشه را بخوانید
اعتراف موسوی لاری وباندهای مغلوب به خطر تفکر داعشی در نظام
خطر تفکر داعشی در ایران
موسوی لاری در سخنرانی خود گفت: «تفکری که بگوید فقط باید از من پیروی کنی، تفکری داعشی است. راهی را نرویم که چهره جمهوری اسلامی را همچون داعش جلوه دهیم.»
مجید فراهانی، دبیرکل حزب ندای ایرانیان درباره حادثه قزوین به خبرگزاری ایلنا گفته است: «به‌‌همان اندازه که نگران نفوذ غرب در کشور هستیم٬ باید نگران نفوذ داعشیسم در کشور باشیم و تلاش کنیم چهره‌های تندرو که تلاش دارند سیمای نظام را شبیه داعش تصویر کنند٬ به حاشیه رانده شوند.»
در پی حمله به تجمع اصلاح‌طلبان و هجوم به موسوی لاری، عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور از استاندار تهران خواست "در اسرع وقت" این موضوع را بررسی کند.
حسین نقوی حسینی، نماینده قزوین در مجلس و از نزدیکان جبهه پایداری نیز در میان معترضان به نشست اصلاح‌طلبان حضور داشت و مدعی است تجمع مخالفان خودجوش بوده است.
بیشتر بخوانید: مطهری: نوبت حمله لباس‌شخصی‌ها به دیگران هم می‌رسد
علی مطهری در اسفند سال گذشته در بدو ورود به شیراز مورد حمله لباس شخصی‌ها قرار گرفت. خودرو حامل مطهری پس از حمله لباس‌شخصی‌ها. علی مطهری در اسفند سال گذشته در بدو ورود به شیراز مورد حمله لباس شخصی‌ها قرار گرفت. تاکسی حامل مطهری پس از حمله لباس‌شخصی‌ها.
برگرفته از دویچه وله تغییرات از سایت خامنه ای خلیفه ...میباشد

رفسنجانی خامنه ای را متهم به سواستفاده از بسیج ولباس شخصی ها برای منافع باند خود کرد

  رفسنجانی خامنه ای را متهم به سواستفاده از بسیج ولباس شخصی ها برای منافع باند خود کرد

سوءاستفاده از بسیج برای منافع باندی
هنوز از نتیجه پی‌گیری حادثه قزوین توسط استانداری خبری منتشر نشده که "عده‌ای افراد لباس شخصی" مانع سخنرانی مصطفی کواکبیان، نماینده اصلاح‌طلب مجلس هشتم در اندیمشک شدند.
به گزارش خبرگزاری ایلنا قرار بوده کواکبیان شامگاه شنبه، ۳۰ آبان در اندیمشک سخنرانی کند اما حدود صد نفر با تجمع مقابل فرمانداری تهدید کردند که اگر مراسم لغو نشود٬ احتمال دارد "حادثه‌ای مشابه حادثه شیراز" رخ دهد.
ظاهرا منظور از حادثه شیراز حمله به علی مطهری، نماینده مجلس در اسفند ماه ۹۳ و جلوگیری از سخنرانی او در دانشگاه این شهر است.
حمله به مطهری نیز به افراد لباس شخصی نسبت داده می‌شود که رابطه‌ای تنگاتنگ با گروه افراطی انصار حزب‌الله و بخشی از نیروهای بسیج دارند.
اشاره رفسنجانی به "سفرهای استان به استان" افراد تندرو برای بر هم زدن برنامه‌های گروه‌های اصلاح‌طلب را می‌توان نشانه‌ی سازمان‌یافته بودن این حرکت‌ها ارزیابی کرد.
ظاهرا بر همین اساس رفسنجانی نسبت به سوءاستفاده جریان‌های سیاسی از بسیج هشدار داده و می‌گوید: «نگذاریم عده‌ای این نهاد مقدس را در چشم و دل مردم، جناحی جلوه دهند و از آن برای اغراض باندی و غیر ملی بهره بگیرند.»

خامنه ای یا هیولای ولایت در تصویرغارت دزدی وچپاول

خامنه ای یا هیولای ولایت در تصویر

اول منكر ولايت فقيه وخامنه اي وآخوندهاي خميني صفت 

غارت دزدی وچپاول




 

کانون خطر و منشاء تروريزم و تهدید امروز جهان

در پی حادثه تروریستی پاریس، بار دیگر توجهات به سوی بنیادگرایی و تهدید آن جلب شد.
بعد از حوادث فاجعه‌بار و تروریستی11سپتامبر که کل جهان را تکان داد، مقاومت ایران کتابی به نام بنیادگرایی اسلامی تهدید جدید جهانی که توسط مسئول کمسیون خارجی  شورای ملی مقاومت ایران  نوشته شده بود را منتشر کرد. دو پایه و علت اساسی وجود دارد که مقاومت ایران در آن موقع توانسته بود به درستی روی این تهدید، انگشت گذاشته و هشدار دهد. یکی به‌لحاظ نظری و دیدگاهی و دیگری به‌لحاظ تجربی و کارکرد سیاسی و عملی و مبارزاتی.

از لحاظ نظری، مجاهدین قبل از روی کارآمدن آخوندها و از زمانی که بینانگذاران مجاهدین با ارتجاع و برداشتهای طبقاتی از اسلام مرزبندی کردند، وقوف و بررسی تاریخی کاملی از نقش ارتجاع مذهبی در تاریخ سیاسی ایران و تاریخ چند صد ساله داشتند. در زمان مشروطه، با جریان ارتجاعی مشروعه‌خواهی شیخ فضل‌الله نوری روبرو بودیم که دست در وحشیانه‌ترین جنایات سیاسی دیکتاتوری حاکم داشت. شیخ فضل‌الله نوری با محمدعلی شاه و لیاخوف روسی، مجلس شورای ملی نو بنیاد را به توپ بستند و بر سر نمایندگان مردم آوار کردند؛ توجیه او برای این کار، مشروعه و همین حرفهایی که خمینی و خامنه‌ای زده‌اند بود. در دوره مصدق، مجدداً کاشانی و ارتجاع مذهبی در کنار کودتا و دربار و استعمار قرار گرفته و به هر جنایتی دست زدند. مرتجعین حتی به ترور دکتر فاطمی هم دست زدند.

درست به‌دلیل شناخت ماهیت مرتجعین بود که  مسعود رجوی  در اولین سخنرانی‌اش بعد از خروج از زندان شاه، در  دانشگاه تهران  گفت که ” انقلاب دموکراتیک ایران، نه انقلاب اسلامی“. در بحبوحه دود و دم و برو بیای خمینی، ” انقلاب اسلامی“ای که مرتجعین در مقابل ”اسلام انقلابی“مجاهدین می‌گفتند معنی خیلی پلیدی داشت و همان چیزی بود که بعداً به شورای اسلامی و بقیه مراکز به‌اصطلاح اسلامی ختم شد. از همان موقع، مجاهدین به‌لحاظ نظری می‌دانستند که این جریان قرون وسطایی، بدون ترور و ارعاب در ایران و صدور ترویسم در خارج امکان بقا ندارد. کما این‌که در همان زمان در کمیته مرکزی و شورای خاصی که حزب چماقداران (حزب جمهوری اسلامی) داشت، این بحث بود که انقلاب اسلامی بدون صدور و بدون این‌که در خارج مرزها پیش برود محکوم به مردن است. بنابراین از لحاظ نظری و با ارزیابی تاریخی و تئوریک، عمیقاً مشخص بود که این رژیم جز با تجاوز به بیرون و با تروریسم در داخل قادر به حکومت نیست.

بعد از پیروزی  انقلاب ضدسلطنتی  و گره زدن مرجعیت خمینی با رهبری سیاسی که دزدیده بود، مجاهدین یک تجربه سیاسی را با منتهای مدارا و انعطاف، طی دو سال و نیم پشت سر گذاشتند. حتی بعد از تصویب قانون اساسی ولایت‌فقیه، مجاهدین که به آن رأی نداده بودند و تحریم کرده بودند، با التزام عملی و مرزبندی ایدئولوژیک و سیاسی با آن سعی کردند در پراتیک و تجربه سیاسی، راهی برای یک تغییر مسالمت‌آمیز در ایران ایجاد کنند. ولی خمینی تیغ را برای نابودی مجاهدین و هر ندایی که علیه حاکمیت انحصاری و حاکمیت این تروریسم ولایت‌فقیه در ایران بلند می‌شد کشیده بود. قبل از صدور حکم قتل‌عام مجاهدین در سال 67، در فاز سیاسی، آخوندی در بم افشا کرد که خمینی، مخفیانه فتوایی داده بود که خون مجاهدین و هواداران و مال و نوامیس آنها هدر است. این آخوند، زیر شکایت یک هوادار مجاهدین که اسباب و اثاثیه خانه او در بم دزدیده شده بود نوشته بود که به حکم خمینی هدر است و اصلاً شکایت شما مقبول نیست.

برای مقاومت ایران، چه به‌لحاظ نظری و تئوریک و چه به‌لحاظ عملی و در تجربه سیاسی، ماهیت رژیم بسیار مسجل و مشخص بود. در شرایط بعد از جنگ ضدمیهنی هم، که رژیم مجبور به خوردن زهر آتش‌بس شد، این تهدید جهانی به قوت خودش باقی بود. کما این‌که بلافاصله خودش را به اشکال دیگری نشان داد و خمینی فتوای ترور رشدی را داد که دنیا را تکان داد.

 البته آن موقع کشورهای اتحادیه اروپا سفرای خود را فراخواندند و واکنش شدید نشان دادند، ولی بعد، اگر ‌چه که تهدید واضح بود و تیغ‌کشی تروریستی و ارتجاعی خمینی، بدون مقید بودن به هیچ حد و مرز جغرافیایی، علنی بود ولی در مقابل آن انعطاف نشان دادند و از تمرکز روی آن خارج شدند.

واقعیت این است که تروریسم، یک منشأء بالفعل مشخص سیاسی، نظامی و مالی دارد و آن، حکومت آخوندی و به‌طور خاص  سپاه پاسداران  و نیروی تروریستی قدس است که سازمان‌یافته برای این کار است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که خود خمینی آن را بنیانگذاری کرد، اساساً نیروی نظامی و عملی پراتیک بنیادگرایی و افراطی‌گرایی است. سپاه، نیرویی نیست که برای ایران و ایرانی و مرزهای ایران نقشی داشته باشد، بلکه برای انقلاب اسلامی و خلیفه انقلاب اسلامی و برای پیشبرد آن درست شده و سازمان پیدا کرده است.

بعد از خمینی هم، خامنه‌ای سپاه قدس  را از معاونت اطلاعات نظامي درست کرد. كه معاونت مسئوليت ترورهاي خارج كشور را داشت كه حمله به مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت توسط یک تیپ به فرماندهي این معاونت سپاه که به آنجا فرستاده شده بودند انجام شد. رفیق دوست وزیر سپاه زمان رفسنجانی گفت که هم ایدئولوژی و هم تی.ان.تی آن از ما است. در واقعه اخیر پاریس هم، رئیس‌جمهور فرانسه در اولین نطق خودش گفت که ”ما با یک ارتش تروریستی مواجه هستیم که خارج از خاک فرانسه توطئه‌ها را تدارک می‌بیند.

این نیروی سیاسی و نظامی که با افکار ارتجاعی و بنیادگرایانه موجودیت جهانی پیدا کرده، از زمانی شکل پیدا کرده که حکومت خمینی ایجاد شده است. اگر ‌چه که ممکن است اختلافاتی بین خودشان باشد ولی این تهدید جدید جهانی با حکومت آخوندی شکل گرفته و توسط حکومت آخوندی، تحت عنوان سپاه و نیروی تروریستی قدس با ایادی و سرکرده‌هایش از وحیدی گرفته تا پاسدار  قاسم سلیمانی  و تا حسین همدانی که در سوریه کشته شد، آموزش نظامی گرفته و سازماندهی نظامی شده است.

تمرکز روی این کانون اصلی و افشا و مقابله با آن، تمام تاریکی‌ها و ابهاماتی که رژیم سعی دارد به آن دامن بزند و رد گم کند را کنار می‌زند. این تمرکز، هم وظیفه را مشخص می‌کند، هم راه را نشان می‌دهد و هم آن تهدید و کانون خطر را برجسته می‌کند. اولین وظیفه نیروهای این مقاومت و حامیان آن در پیشبرد این ایده، شعار خلع‌ید از این رژیم و از نیروهای تروریستی آن مثل سپاه قدس است، خلع‌ید از قلب این پدیده شوم و جایی که از آن تغذیه مالی، سیاسی و نظامی می‌شود.

آنچه که اکنون در خیابانهای پاریس، در شارلی ابدو و سالن کنسرت باتاکلان می‌گذرد، زاد و ولد و نتیجه این کانون صدور تروریسم در جهان است که مجاهدین در نظر و در عمل، شناخت بسیار عمیقی نسبت به آن داشتند و به همین دلیل روی آن تأکید داشتند. تأکید مقاومت ایران و نشانه‌روی دقیق سیاسی به کانون خطر و مشکل و تهدید جهانی، یک خدمت بزرگ به جهان و بشریت معاصر است که قدردانی کسانی که منصف هستند و کسانی که عمیقاً آکادمیک به این موضوع توجه داشته‌اند را موجب شده است.

باتلاق زهر اتمی و تنگنای سیاسی رژیم ولایت فقیه

باتلاق زهر اتمی و تنگنای سیاسی رژیم ولایت فقیه

حملات تروریستی در پاریس

حملات تروریستی در پاریس


جنایت تروریستی پاریس، ابراز خوشحالی رژیم آخوندی در رسانه‌ها و مطبوعات را به‌دنبال  داشت. موضع‌گیریهای رژیم مبنی بر متهم کردن فرانسه و این‌که جنایت صورت گرفته ناشی از عملکرد فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی است، در شرایطی صورت می‌گیرد که شاهد یک برانگیختگی جهانی، علیه این اقدامات تروریستی هستیم. واکنش‌های ننگین رژیم در این رابطه، هم برای جامعه بین‌المللی و هم برای هموطنان خودمان و نیروهای سیاسی از جهات زیر قابل‌توجه است:
الف. از نظر اخلاقی. در این موضع‌گیریها، رذیلت و شقاوت و بربریت و توحشی موج می‌زند که خاص خمینی و پروده‌های او است. حادثه دلخراش کشتار و به خاک و خون کشیده شدن افراد بیگناه در خیابان و در سالن برنامه هنری و در اطراف استادیوم، جهانی را به انزجار برانگیخت. به همین خاطر، آن‌قدر این واکنشها و ابراز خوشحالیها و ذوق‌زدگیهای رژیم آخوندی، ننگین و فضاحت‌بار است که حتی یکی از روزنامه‌های رژیم نوشته بود که این واکنشها با هر معیاری کار درستی نیست.
ب. از نظر ماهیتی. در واکنشهای رژیم، یک ماهیت منحصربه‌فرد بیرون می‌زند. این ذوق‌زدگی و واکنش نشان‌دادن در مقابل این مدل جنایات و سنخیت با این بی‌رحمی و شقاوت، جنس و ماهیت رژیمی که بی‌دریغ در میهن ما کشتار می‌کند و رکورددار اعدام در جهان است را نشان می‌دهد. اعدام نوجوانان، اعدامهای سیاسی، قتل‌عام‌های سیاسی و کشتارهای بی‌سابقه، محصول شقاوت و درنده‌خویی این رژیم است. رژیمی که عواملش با شقاوت و با قصد قتل‌عام و از بین بردن تمامی نفرات، اقدام به شلیک80 موشک به لیبرتی محصور می‌کند. تفسیر جنایت پاریس هم، حکایت از یک ماهیت خاص دارد که عبارت است از: کشتار، کشتار و کشتار. از نظر ماهیتی، بین رژیم ولایت‌فقیه و این قبیل جنایات - ورای هر ارتباط مفروض عملی و اجرایی که داشته باشند- یک سنخیت خاص وجود دارد. ماهیت، مشترک است. ذوق‌زدگی‌ها و نحوه ورود و فرهنگی که در تیترهای مطبوعات رژیم موج می‌زند، یک رویکرد ضدانسانی و واقعاً وحشی است که هر انسانی را منزجر می‌کند. در نقطه مقابل، اشرف‌نشانها و هموطنانمان ما در سراسر دنیا، با شرکت در تجمعات و بزرگداشت‌ها، همبستگی مردم ایران را با ملت فرانسه اعلام کردند. قرار گرفتن پرچم‌های ایران در کنار پرچم‌های فرانسه، نمادی از این همبستگی بود. موضعگیری و پیام رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت برای همدردی با مردم فرانسه که صمیمانه‌ترین تسلیتها را به مردم فرانسه گفت مرزبندی بین واقعیت ایران و ایرانی و ماهیت رژیم آخوندی بود تا همگان بدانند که این واکنشها از سوی رژیمی اشغالگر و تروریست که به‌صورت یک بلا و آفت بر کشور ما نازل شده، هیچ ربطی به ایران و ایرانی ندارد؛ به‌همین خاطر هم اتفاقاً اولین کسانی که نسبت به این واکنشها باید ابراز تنفر و فاصله کنند، خود مردم ایران و نیروهای سیاسی ایرانی هستند.

ج. از نظر سیاسی. به‌رغم این‌که در درون رژیم هم بعضی می‌گویند که این موضع‌گیریها غلط است ولی آنچه که رژیم را به اتخاذ چنین موضع‌گیریهایی برمی‌انگیزد وضعیت سیاسی خاص این رژیم است، رژیمی که در باتلاق زهر اتمی و زهر و بن‌بست سیاستهایش در سطح منطقه گیر کرده است. رژیمی که بعد از برجام، در برشام و سرنوشت بشار اسد که پرونده‌یی از جنایت و کشتار بیش از 300هزارتن و آوارگی 12 میلیون تن از مردم سوریه را پشت سر دارد گیر افتاده است و بن‌بست سیاستهایش را به چشم می‌بیند. به همین خاطر، شاهد یک همزمانی و بهره‌برداری و همسویی سیاسی خاصی دقیقاً در روزی که کنفرانس وین تشکیل می‌شود با جنایت پاریس هستیم. خواست‌هایی که در ارگانهای رژیم آخوندی و از زبان مقامهای رژیم آخوندی بروز پیدا می‌کند، عبارتست از همان چیزهای که این عملیات تروریستی برایش تدارک دیده شده است تا به این ترتیب در مذکرات وین تأثیر بگذارد. لبه تیز حملات در روزنامه‌های رژیم متوجه سیاست دولت فرانسه است که تأکید دارد بر این‌که بشار اسد منشأء بحران و تروریسم در سوریه است و او نمی‌تواند در حاکمیت جای داشته باشد. پیش از این فرانسه، پرونده تحقیقات جنایات جنگی بشار اسد را در قضاییه‌اش باز کرده و این پرونده را با هزاران سند و مدرک و عکس و تصویر به دادگاه بین‌المللی ارجاع داده است. در نشریه‌های سپاه پاسداران و ارگانهای آخوندی، حرف این است که چرا فرانسه برای حکومت سوریه تعیین‌تکلیف می‌کند و نشست وین باید از این مسأله فاصله بگیرد. معلوم است که رژیم می‌خواهد از جنایت دست‌پروردگان و فرزند خوانده‌های تروریست خودش یعنی داعش بهره‌برداری بکند تا در مذاکرات بین‌المللی حول سوریه فشار بگذارد و بگوید که این ترورها ناشی از این است که شما دنبال کنار زدن بشار اسد هستید. این موضعی است که جابه‌جا در موضع‌گیریهای سیاسی رژیم خیلی واضح دیده می‌شود.

بنابراین این فضیحت اخلاقی و سیاسی و بین‌المللی، به تنگنای سیاسی رژیم و باتلاق زهر اتمی و زهر منطقه‌یی که علی خامنه‌ای در آن دست و پا می‌زند برمی‌گردد. سیاستی که با همه فضیحتش، محکوم به شکست و رسوایی است.

آفسايد- نفوذ - نفوذ؟ از در نفوذ, از پنجره نفوذ, از زير منبر نفوذ, از زير عبا و عمامه نفوذ, همه جا وحشت از نفوذ. نفوذ چي تو چي؟ كي از چي مي ترسه؟