۱۶ اسفند ۱۳۹۴

آهای خامنه ای! دیدی که حتی ادای انتخابات و دمکراسی هم گرفتاری دارد؟

آهای خامنه ای! دیدی که حتی ادای انتخابات و دمکراسی هم گرفتاری دارد؟ 
پرويز خزايى ، سفير سابق ايران در اسكانديناوى 16 اسفند 1394

یا ایها السیّدعلی!، انتخابات سراسری و دمکراسی ریشه دار، در نظامهایی متعلق به عصر جدید است، وقتی تو آنرا با سریشم محصول کارخانه حوزه قم، میچسبانی اش به ولایت مطلقه فقیه و آن قانون اساسی کذایی- که ولی فقیه را نماینده خدا برروی زمین و کاردار موقت حکومت مطلقه بر امت اسلام تا ظهور مهدی میداند- همانند آن است که دستگاه موتور پیشرفته برقی اتوموبیل "تسلا" و یا موتور "هیبرید" و یا دستگاه رد یاب هوشمند هدایت اتومبیل های مدرن این قرن و "جی پی اس" را بگذاری روی یک شتر و انتظار داشته باشی که آن زبان بسته، با سرعت 250 تا 300 کیلومتر در ساعت، در اتوبانهای آلمان جاده پیمایی کند!!.

حاجی!، دمکراسی از کلمه یونانی "دمو" یعنی مردم ( نه از امت اسلامی!)، می آید و انتخابات را متفکرین عصر های روشنگری و جنبش های فکری آزادیخواهی در دنیا پایه گذاشتند، نه در پستوهای حوزه ای که تو پرت و پلا میگفتی. حتما نام ژان ژاک روسو و کتاب "قرارداد اجتماعی" را نشنیده ای و یا اینکه، تو که در زیر چتر فاشیسم دینی ولایت مطلقه فقیه، با پررویی و فضاحت مطلقه، سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه را زورچپان کرده ای، باید بدانی که این از دست آورد های مرحوم شارل منستکیو و رساله "تفکیک قوا" است و نه بخشی از درس کتاب طریقه طهارت گرفتن توسط آخوندهای هم کیش ات، یا نظریه با پای چپ وارد مستراح شدن و یا طریقه تجاوز به دختران خردسال عقد شده، (حتی شیرخوار) و درس نجاسات و فتوای سوزاندن گاو مورد تجاوز قرار گرفته، در کتاب "تحریر الوسیله" و"توضیح المسایل" روح الله خمینی خلیفه اول و آخرت...(رجوع شود به هردو رساله خمینی که حی و حاضر الان درکتابخانه شخصی نگارنده برّوبر به من خیره شده اند).
بنابراین دیدی که همین دمکراسی و جمهوری بازی و نمایش مضحک و آبرو رفته انتخابات، کار دستت داد. این انتخابات، بقول فرنگی ها، "انتخاب بین طاعون و وبا" است. بین دو جناح از کاست آخوندهای حاکم و نیمه حاکم، از نوع معمم و مکلا و عبا پوش و یا یخه نخودی- است که بهتر بود نام دیگری برای آن پیدا میکردی. القصه، در این بازار مکّاره جدید، گرگ های سیاه رنگ و گرگ های خاکستری رنگ، بجان همدیگرافتادند، آخه چون قرار بود که مردم تنها، بین این دو گروه وحوش درنده، انتخابی داشته باشند.
باری، مع الاسف، - بقول امام راحل ات-، چون تو زور خمینی را نداشته و نداری، چون تو در منجلاب داخلی و منطقه ای و بین المللی روز بروز گوشه دیوار نشین تر میشوی، نتوانستی این بار بهتر مهندسی کنی و دیدی که گرگهای خاکستری در موضع بس ضعیف تری قرارت دادند. حتی اگر آرای دهات و شهرهای دورافتاده را سرهم کنی و خود را در موقعیت بالاتری قراردهی، ضربه سوء استفاده از نام انتخابات را حسابی خورده ای!. بنده میدانم که از علوم جدید مهندسی – از قبیل مهندسی الکترونیک، مهندسی ساختمان، مهندسی مکانیک و... – تو و آقا مجتبی تنها در رشته مهندسی انتخابات در حوزه مربوطه فارغ التحصیل و مجتهد فساد و جهل و جعل و ریا شده اید!
بنابراین، اینکه دمکراسی بازی و کمدی انتخابات و تفکیک قوا، برایت مسئله ساز تر شد، شاید محصول نفرین روسو و منتسکیو بود و یا لعنت بزرگ تاریخ. درهرصورت- همانند آن دو جام زهر قبلی- هرچه بود، نوش جان و گوارای وجود!
درپایان، شخص بنده پیشنهادم به شما این است (آهای بچه ها! فردا ببینید که شبدرقلی ها میگویند فلانی به خامنه ای نامه نوشته!!) که بقول هندی ها، "مهربانی کرو" و این موتورهای پیچیده و سنگین وزن "تسلا" و "هیبرید" را از روی کوهان این شتر بیچاره بردار، این جمل بیچاره را از اتوبان بین فرانکفورت و برلین فورا خارج کن تا بنزها و تسلا ها زیرش نگرفته اند و بپر روی کوهانه آن حیوان و بران در کوره راه و مال رو ها. البته اصلح این است که روی آن حیوان چپکی بشینی، یعنی روی مبارک بطرف کپل شتر کنی- همان کاری که با جوانان بیچاره میهن من بر روی الاغ میکنی و در شهر میچرخانی و سپس گاماس گاماس، این بقیه راه بسوی قرون وسطی را در مال رو ها بران و برو تا زمانیکه، نه چندان دور، ترا هم - مانند رهبرعقیدتی ات شیخ فضل الله نوری- این ملت بزرگ و مقاومت همیشه در صحنه اش، از گرده آن مرکب چهارپا پایین بیاندازد. پس وعده ما در اولین مال رو!. از آنجا که الان داری با شترت (جملک)، از اتوبان فرانکفورت- برلین خارج میشوی، بقول آلمانی ها "گوتن ریسن!" سفرخوش!.
لرها وکردها (در زبان تقریبا مشترک "لکی")، بهترین اش را دارند که نه تنها دعای سفر نیست بلکه نفرین سر سفر است: "بسم الله و مِلّا!" (با کسر میم و تشدید روی لام) ترجمه: راه بیفت! اما با گردن که بنام خدا، بشکند!
لکن برای تو که کم کمکی زبان عربی برای مصرف فوری بر منبر روضه در مشهد و تبریز آموخته بودی: رحلتک و مماتک سیعُدُّه!
پرویز خزایی- هفته اول مارس 2016 اسکاندیناوى 
  ·  

افشای جهره های جنایت کار سپاه قدس پاسداران خامنه ای در سوریه- پاسدار محسن چیذری

محسن چیذری

مشخصات شخصی:
۵۵ ساله.از تهران.ساکن شهرک محلاتی.
گذرنامه ها:
D9014601
N15740673

محسن چیذری از جمله فرماندگان سپاه سوریه نیروی قدس بوده و نیز در راس واحد عملیاتی و آموزشی این نیرو قرار دارد. پیش از این چیذری در انجام فعالیت های مشترک با نیروهای نظامی بومی در عراق علیه نیروهای آمریکایی حاضر در آن کشور فعال بود. وی در اوائل سال ۲۰۰۷ توسط ارتش آمریکا در عراق دستگیر شد و گزارشات مشروحی در مورد قاچاق سلاح جهت نظامیان بومی عراقی شامل سلاح هایی که از آنها در ترور سربازان آمریکایی در عراق استفاده شده بود در اختیار او کشف شد. با توجه به تلاش های اخیر حکومت ایران در راستای مبارزه با گروه داعش در عراق، احتمال می رود که سپاه قدس از تجارت چیذری نیز در این منطقه کمک بگیرد.
چیدری به دلیل اقدامات خود در کشور سوریه و به جرم "نقض حقوق بشر و سرکوبی ملت سوریه"  مشمول تحریماتی از جانب وزارت دارئی ایالات متحده آمریکا شده است.
سپاه سوریه که چیذری یکی از فرماندگان آن به شمار می رود، در ماه مه سال ۲۰۱۱، دو ماه پیش از آغاز اغتشاشات در سوریه و وقایع بهار عربی تشکل شد. سپاه پاسداران ایران و نیروی قدس، رخدادهای بهار عربی در چند کشور عربی منجمله کشور های لیبی، مصر، تونس و یمن را فرصت خوبی برای مداخله وتحکیم عوامل اسلامی در کشورهای مذکور تلقی کردند.
در عین حال، رژیم ایران سعی بر حفظ حکومت بشار اسد داردِ، چراکه او را یک شریک استراتژیکی مهم در مثلث ایران، سوریه وحزب الله و عاملی بس مهم در کمکهای نظامی به سازمان حزب الله می پندارد. کمک به سوریه از طریق نیروی قدس وتوسط اعزام ده ها نظامی که اکثر آنها فرماندهان ارشد سپاه میباشند انجام میگیرد. این افراد در زمینه نظامی، راهنمایی وآموزش نحوه جمع آوری اطلاعات و از این قبیل به سوریه کمک می رساند. وظیفه این نیرو در سوریه، تجمیع تمامی مساعدات رژیم ایران به حکومت اسد از لحاظ نظامی می باشد.

۱۵ اسفند ۱۳۹۴

پاسدار رضایی: باید هوشیار باشیم زیرا توطئه در کمین است

پاسدار رضایی: باید هوشیار باشیم زیرا توطئه در کمین است


پاسدار محسن رضایی سرکرده سابق  سپاه پاسداران  روز پنجشنبه 13اسفند94 طی سخنانی در صومعه سرا از شرایط بحرانی منطقه ابراز نگرانی کرد و گفت: ”نباید اجازه دهیم ناامنی در منطقه به نفع یکی از قدرتهای آمریکا، عربستان و ترکیه تمام شود، باید از تجزیه عراق، سوریه و یمن جلوگیری شود و اگر این آتش تمام نشود ناامنی آن را وارد ایران می‌کنند.

دبیر مجمع تشخیص مصحلت نظام آخوندی با اشاره به دخالتهای رژیم در سوریه و یمن و عراق افزود: ”امروز خط امنیت ایران را دو هزار کیلومتر عقب راندیم که باید این خط حفظ شود و مسأله مهمی است. باید هوشیار باشیم زیرا توطئه در کمین است “.

وی همچنین گفت: ”ممکن است چند ماه دیگر کشورهای منطقه درگیر جنگ شوند و این حوادث زمینه‌ساز جنگ جهانی سوم است. … “.

خامنه ای وضربه منطقه ای دیگر- معنای سیاسی نظامی وارد شدن حزب‌الشیطان لبنان در لیستهای تروریستی

خامنه ای وضربه منطقه ای دیگر- معنای سیاسی نظامی وارد شدن حزب‌الشیطان لبنان در لیستهای تروریستی


شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و متعاقب آن شورای وزیران کشورهای عرب در تونس، حزب‌الشیطان تحت الحمایه رژیم ایران را در لیست تروریستی قرار دادند، این اقدام رژیم خمینی را به‌شدت نگران و وحشت‌زده کرده است. چرا؟
با اندکی دقت در واکنشها و اظهارات مهره‌های رژیم و مشخصاً معنای سیاسی و نظامی این لیست‌گذاری می‌تواند به این سؤال پاسخ داد.
سایت حکومتی بلاغ (12اسفند) «به نوشته الاخبار، این مبالغه نیست اگر بگوییم، حزب‌الله در استراتژی حضور نظامی روسیه در سوریه، مسئولیت بخش عملیات زمینی را بر عهده دارد؛ بنابراین در صورت تروریستی خواندن حزب‌الله و انجام حملات علیه آن در سوریه، به‌مثابه این است که علیه ارتش سوریه و روسیه اقدام شده است»
سایت حکومتی خدمت (12اسفند) :
« عربستان سعودی  و دیگر کشورهای عربی که روابط خود را با ایران در ژانویه قطع کردند قصد دارند با قرار دادن حزب‌الله در لیست گروه‌های تروریستی، ضمن مقابله هرچه بیشتر با ایران اقدامات آنها را در سوریه تضعیف کنند».
به این ترتیب اولاً رژیم می‌داند که مواضع اعلام شده توسط عربستان و کشورهای عرب را باید جدی بگیرد و جدی هم گرفته است؛ زیرا همان‌طور که آن مفسر عرب گفت: «این تصمیم به‌منظور مواجهه گسترده با پروژه رژیم ایران در منطقه است. این تصمیم با تأخیر زیادی گرفته شده است و می‌بایست عربستان سعودی در سال 2013 که گروه‌های تروریستی را لیست‌گذاری کرد این تصمیم را اتخاذ می‌کرد» (جمال قاشقچی ـ تلویزیون الجزیره (12اسفند).
ثانياً، کاملاً مشخص است و کسی تردید ندارد که این اقدام کشورهای عرب، در واقع علیه کارفرمای حزب‌الشیطان یعنی دیکتاتوری تروریستی حاکم بر ایران است، حتی رسانه‌های خود رژیم هم، چنان که دیدیم، صراحتاً به این واقعیت اذعان می‌کنند.
روشن است که وقتی حزب‌الشیطان مورد حمله و لیست‌گذاری قرار می‌گیرد، رژیم ایران هم که پدرخوانده آن است، مورد اتهام قرار می‌گیرد و واکنش نشان می‌دهد، مورد جدیدی نیست و همیشه هم بوده است؛ اما واکنشهای رژیم چیزی بیشتر از این را نشان می‌دهد؛ این همه واکنش ناشی از چیست؟
چنان که دیدیم، بعضی از سایتهای رژیم تلاش می‌کنند این طور جلوه دهند که حزب‌الشیطان جزیی از استراتژی حضور نظامی روسیه در سوریه است و آنها جنگ واحدی را پیش می‌برند که نیروی هواییش از روسیه است و نیروی زمینی‌ش از حزب‌الشیطان! اما این نعل وارو زدن برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت است؛ زیرا واقعیت این است که اولاً حزب‌الشیطان جزیی از استراتژی نظامی رژیم در سوریه است و نیروهای آن و پاسداران رژیم دوش به دوش هم و اغلب آمیخته با هم عملیات می‌کنند و اگر حزب‌الشیطان هدف قرار بگیرد، پاسداران رژیم هم هدف قرار می‌گیرند؛ ثانیاً همان‌طور که همه تحلیلگران و ناظران امور سوریه می‌گویند، ورود روسیه به جنگ سوریه، خاستگاه و نقطه عزیمتی کاملاً متفاوت از رژیم دارد، روسیه صرفاً برای گرفتن امتیاز در سایر زمینه‌ها وارد این جنگ شده و طبیعی است که اگر ببیند قضیه جدی شده و با کشورهای عرب، رو در رو قرار می‌گیرد، با توجه به منافع هنگفتی که در رابطه با این کشورها دارد، حاضر نیست این منافع را فدای وارد شدن در جنگی کند که انتهایش اصلاً روشن نیست. با همین حساب و کتاب بود که روسیه در طرح صلح مشترک با آمریکا وارد شد؛ صلحی که رژیم به‌شدت از بابت آن آشفته است و آن را صلحی آمریکایی می‌نامد. اگر روسیه آن طور که انتظار می‌رود و محاسبات معمول سیاسی حکم می‌کند، وارد یک پروسه سیاسی شود (که شده) و بخواهد آن را تا انتها طی کند؛ رژیم در عرصه سوریه تنها خواهد ماند و همین چشم‌انداز است که رژیم را این چنین هراسان و حشتزده کرده است؛ زیرا اگر بایستد و به‌لحاظ نظامی با نیروهای ائتلاف رو در رو شود، در منطق تعادل‌قوا و دو دو تا چهار تای نظامی، هیچ چشم‌اندازی جز خرد شدن و شکست ندارد و اگر هم عقب‌نشینی کند که خود خامنه‌ای گفته است معنی آن چیست. بنابراین رژیم در صحنه سوریه هیچ آینده و چشم‌اندازی جز شکست؛ شکستی که به سرعت به داخل خودش می‌ریزد، ندارد!

خامنه ای وشقه بیشتر بعد از نمایش انتخابات - اعتراف به «رأی سلبي»

خامنه ای وشقه بیشتر بعد از نمایش انتخابات - اعتراف به «رأی سلبي»
    
با گذشت بیش از یک هفته از نمایش انتخابات رژیم، اما هنوز کشمکش میان دو باند در مورد نتایج این نمایش و این‌که برنده و بازنده کیست و کدام باند دست بالا را پیدا کرده است، ادامه دارد.

هر کدام از دو باند رژیم، درباره نتایج نمایش انتخابات رژیم آخوندی، تعبیر و تفسیر خودشان را دارند و در چارچوب جنگ باندی، باند خود را برنده و باند حریف را بازنده این نمایش و زورآزمایی معرفی می‌کنند، اما اگر بخواهیم واکنش باندهای رژیم را دسته‌بندی کنیم، علاوه بر حملات شدید به باند رقیب، شاهد حملات یا انتقادات دیگری هستیم که به مسایل درونی هر کدام از دو باند که گویای تشتت آنهاست برمی‌گردد. برای نمونه هفته گذشته، به‌خاطر نتایج این نمایش، آخوند شجونی گفت: «مردم تهران ضدانقلاب و ضد ولایت‌فقیه هستند». از طرف باند مقابل، مرعشی مهره نزدیک رفسنجانی، مردم شهرستانها را «غیر سیاسی» معرفی کردکه این اظهارات واکنشهای منفی هر دو باند را در پی داشت. روزنامه حکومتی «جهان صنعت» 15اسفند، که وابسته به باند رفسنجانی روحانی است این هر دو را مورد حمله و سرزنش قرار داده و می‌نویسد: «از یک‌سو شاهد اتهام‌زنی‌هایی (در) اردوگاه اصول‌گرایان... و زدن زشت‌ترین، ناشایست‌ترین و شرم‌آورترین برچسب‌ها به رای‌دهندگان تهرانی بودیم و از سوی دیگر... اصلاح‌طلبان چه متلک‌ها و چه طعنه‌ها... نثار... اردوگاه مقابل نکردند».

از طرف دیگر با موضعگیری مشابه، در روزنامه رسالت15اسفند از باند خامنه‌ای مواجه بودیم.

به این ترتیب، نتایج انتخابات نه تنها، موجب جنگ باندی میان دو باند رژیم شده، بلکه درون هر باند هم، در هم ریختگی و تشتت ایجاد کرده است.

حالا اگر بخواهیم از نگاه باندها به این نمایش نگاه کنیم، برنده و بازنده اصلی کیست؟

گذشته از این‌که هر باند، خودش را برنده نمایش انتخابات معرفی می‌کند، اما کیهان امروز «پیروز مطلق» این نمایش را «نظام جمهوری اسلامی» معرفی کرده و متقابلاً نوشته شکست خورده این نمایش «دشمنان اصلی این نظام» هستند. با توجه به واکنشهای دو باند که اشاره شد و تشتتی که نتایج انتخابات در هر دو باند ایجاد کرده، این حرف کیهان، در واقع نعل وارونه و بیان معکوس این واقعیت است؛ که در واقع بازنده این نمایش، نظام آخوندی است و برنده دشمنان اصلی نظام، یا تنها هماورد و جایگزین سیاسی نظام حاکم، یعنی مردم ایران و مقاومت مردم ایران هستند.

این واقعیت، امروز از خود رسانه‌های باندهای رژیم هم سر بیرون زده است، مثلاً روزنامه حکومتی مردم‌سالاری، وابسته به باند رفسنجانی روحانی می‌نویسد: «مسجّل آن است که مردم آمده بودند تا بیشتر رأی سلبی خود را به رخ افراطیون بکشند».

معنای این حرف این است که همین افرادی هم که به هر ترتیب پای صندوقها آورده شدند، به‌خاطر ضدیت با خامنه‌ای و باندش، به ما رأی دادند. نه این‌که دل خوشی از ما داشته باشند یا به خود ما رأی داده باشند. قبلاً این حرف را از رسانه‌های باند خامنه‌ای شنیده بودیم، اما این واقعیت آن‌چنان نیرومند و غیرقابل کتمان است که حالا باند رفسنجانی روحانی هم به آن اذعان می‌کنند.

از طرف دیگر، روزنامه حکومتی شرق، یک روزنامه دیگر وابسته به باند رفسنجانی روحانی هم می‌نویسد: «(مردم) به‌نوعی از امر سیاسی به امر اجتماعی گذر می‌کنند... مانند خانه‌تکانی... اگر خانه‌تکانی مجلس هم با این نیت روی داده باشد، زنگ خطری است جدی برای تمام طیف‌های سیاسی».

این نیز هشدار می‌دهد که همانهایی هم که رأی دادند، خواسته‌شان خانه تکانی است، آن هم نه فرضاً در مورد باند رقیب، بلکه تأکید می‌کند: این هشداری است به تمام طیفهای سیاسی! یعنی هر دو باند.

پس امروز دیگر این باندهای رژیم هستند که با عبارتهایی مثل «رای سلبی» و «خانه‌تکانی»، اعتراف می‌کنند که در این نمایش، تمامیت رژیم بازنده بوده است.

خامنه ای وکل نظام در نمایش انتخابات بازنده بود - نتيجه انتخابات جلوه‌ای از ‌“مرگ بر اصل ولایت‌فقیه“

خامنه ای وکل نظام  در نمایش انتخابات بازنده بود - نتيجه انتخابات جلوه‌ای از ‌“مرگ بر اصل ولایت‌فقیه!“

مرگ بر اصل ولایت‌فقیه، سالهاست که شعار اصلی مردم ایران است. در قیامهای سال 88 این شعار با بلندترین صداها و با جردادن تمامی عکسها و پارچه‌نوشته‌های مربوط به خامنه‌ای و هرچه نشان ولایت‌فقیه داشت در ایران و جهان انعکاس یافت.

این شعار هم‌چنان شعار اصلی مردم است و در فرصتهای مختلف به انواع مختلف خود را بروز می‌دهد. یک جلوه‌اش در همه‌پرسی مربوط به یارانه بود که نزدیک به صددرصد مردم ایران با مخالفت با طرح نظام، نشان دادند که یکپارچه ضد رژیم هستند.

در وسط دعواهای بعد از نمایش انتخاباتی هم این نفرت مردم بروز پیدا کرد و هردو دارو ودسته‌ی رژیم به این اعتراف کردند. (البته در لابلای همان ادعاهای دروغینی که ادعا می‌کردند که ملت رأی داده).

این جملات را بخوانید:

«مردم تهران نیامدند که به اصلاح‌طلبان رأی دهند؛ بلکه آمدند به اصلاح‌طلبان رأی دادند تا اصول‌گرایان که تهدید تلقی شده بودند در مجلس حضور نداشته باشند و از این منظر اصول‌گرایان به استراتژی غلط خود باختند نه به اصلاح طلبان».

یعنی می‌گوید به قول معروف کسی حبا لرفسنجانی یا روحانی رأی نداده، بلکه بغضا لخامنه‌ای بوده که در حقیقت همان اصل و کل نظام است.

این اعتراف بالا، از امیر محبیان است در گفتگویی در 12اسفند 94، که در استدلال برای اثبات این حرفش می‌گوید اصلاً مردم به‌اصطلاح اصلاح‌طلبان را نمی‌شناخته‌اند.:

«تناظر یک‌به‌یک نامزدهای دو لیست نشان می‌دهد 75 درصد لیست اصلاح‌طلبان ناشناخته بودند و فقط 25 درصد آن برای مردم شناخته شده بود در حالی‌که در طرف اصول‌گرایان فقط 15 درصد ناشناخته بودند و درصد شناخته شده‌ها 85 درصد بود».

حالا سؤال این است که آن شناخته شده‌ها، که 25 درصد آن از به‌اصطلاح طلبان و 85 درصدشان از اصول‌گراها بوده‌اند چه کسانی بوده‌اند؟ جواب روشن است: همانها که تا کنون به‌عنوان نظام در حکومت بوده‌اند که شناخته (بخوانید منفور) بوده‌اند.

عین همین اعتراف را در حرفهای احمد مسجدجامعی می‌بینیم که بیانیه‌یی علیه رئیس شورای  شهر تهران  صادر کرده بود و در آن نوشته بود: «این‌بار هر چند جامعه به کسانی رأی می‌داد که چندان آنان را نمی‌شناخت ولی مصمم بود برای پیشبرد و پیشرفت حیات مدنی و زندگی اجتماعی خود، باید به آنهایی که می‌شناسد رأی ندهد و از چهره‌های جدید بهره گیرد. در واقع یک موضع سلبی موجب به‌میدان آمدن مردم شد. روزنامه حکومتی اعتماد 12اسفند 9»

بگذریم که در این وسط ادعاهای رأی دادن هم درست نیست چون اغلب مردم ایران این نظام را طردکرده بودند و حوزه‌های خالی و ابراز تنفرهای مردم که در رسانه‌های جهانی منتشر شد این را نشان داد. اما این اعتراف از سوی خود عوامل رژیم که مردم از شناخته شده‌های این نظام متنفرند، خودش بروز همان شعار مرگ براصل ولایت‌فقیه است

اما یک جلوه‌ی دیگر از تنفر مردم از این نظام، حرفهای مکارم شیرازی است، که روز، 12اسفند گفت: با دروغ گفتن اعتمادها از بین می‌روداین آخوند اضافه کرد مبادا مسئولان دولتی نتیجه انتخابات را دلیل رضایت مردم از وضع موجود تلقی کنند».

خامنه ای ورفسنجانی وجنگ هژمونی - خیز رفسنجانی برای جذب عناصر ریزشی نظام ولایت فقیه

خیز رفسنجانی برای جذب عناصر ریزشی نظام ولایت فقیه


به‌دنبال شکست سنگین خامنه‌ای در نمایش انتخابات رژیم، باند رفسنجانی- روحانی برای بهره‌برداری از موقعیت و جلب عناصر ریزشی نظام به طرف خودشان، طراحی می‌کنند. در مقابل، سرکردگان پاسدار و امنیتی باند خامنه‌ای با گوشزد کردن تهدیدهایی که متوجه کل نظام است، می‌خواهند تلاش آنها را خنثی کنند.

رفسنجانی روز سه‌شنبه اعلام کرد به شکرانه برتری باند وی در نمایش انتخابات، به همراه حسن خمینی به مشهد سفر کرده است که ناظران آن را مشابه سفرهای وی به مشهد و قم در سال ۸۸ برای یارکشی در میان آخوندهای حوزه و بالابردن موقعیت خودش در خبرگان می‌دانند. به‌خصوص که آخوند صافی از مراجع حکومتی که گفته می‌شود ۹۵سال سن دارد، با رفتن نزد حسن خمینی شروع به سیخ زدن به خامنه‌ای کرده و با کنایه به بی‌اعتباری ولی فقیه پوشالی، گفته که جای خالی خمینی محسوس است!

در همین حال، رسانه‌های باند رفسنجانی، موضوع بازگشت وی به تریبون نمازجمعه رژیم را مطرح کرده‌ و از جمله نوشتند: «مطالبه (ما) خواندن خطبه‌های نمازجمعه توسط کسی (است) که بیشترین رأی تمام ادوار انتخابات خبرگان را به دست آورد».

مهره‌های این باند هم‌چنان برهم‌خوردن تعادل رژیم را برای امتیاز گرفتن از خامنه‌ای، گوشزد می‌کنند. آخوند منتجب‌نیا گفت: این انتخابات «یک رفراندوم» بود و غلامعلی رجایی از مهره‌های رفسنجانی هم خط‌ و نشان کشید که: از هم‌اکنون می‌توان پیش‌بینی کرد که انتخابات شورای شهر، هم در تهران و هم غیرتهران، تبدیل به توفان خواهد شد.

در همین حال سرکردگان نظامی رژیم نسبت به خطری که پس از نمایش انتخابات، تمامی حاکمیت آخوندی را تهدید می‌کند، هشدار می‌دهند. پاسدار جعفری، سرکرده کل  سپاه پاسداران  خامنه‌ای گفت: برخی عوامل داخلی تهدید و خطر اصلی برای (نظام) هستند. دشمن امروز از هر طریقی سعی در ضربه وارد کردن به نظام را دارد و برای رسیدن به اهداف خودش جنگ نرم را آغاز کرده است.

پاسدار محسن رضایی، سرکرده اسبق س‍پاه نیز گفت: دشمن در انتخابات اخیر جنگ نرمی را علیه ما به راه انداخت و چنان با امکانات سایبری و نرم‌افزاری به صحنه آمد که بسیار عجیب بود. این طرف لیستی را معرفی می‌کند و دشمن با تهدیدسازی حساب‌شده اذهان مردم را تغییر می‌دهد و این تغییر به گونه‌یی است که حتی صدا و سیما نیز حریف آن نمی‌شود.

در شرایطی که ولایتی آتش‌بس در سوریه را تلاش آمریکا برای حذف بشار اسد و به ضرر رژیم دانسته، پاسدار رضایی همچنین گفت: جنگ امروز ما از دروازه‌های دمشق آغاز شده و تا کوچه‌های خیابانهای تهران ادامه دارد. آنجا نبرد است و این‌جا مقاومت. به نقاط حساس عبور از خط‌‌های خطرناک رسیده‌ایم و دیگر روز گذران کردن زندگی نیست و باید در همه حال آماده باشیم.

در حالیکه سرکردگان امنیتی و پاسداران، نسبت به خطر این وضعیت برای کل حکومت هشدار می‌دهند، برخی آخوندها و مهره‌های باند خامنه‌ای با پرت‌وپلا گفتن و اذعان به ضربه وارد شده به عمود خیمه نظام، تشتت باند غالب را به نمایش می‌گذارند. از جمله آخوند مصباح گفت: نباید به خواست مردم اهمیت داد. حافظ (نظام) ما باید یک اسلام شناس باشد مگر انقلاب ما سیاسی بوده که سیاستمداران بخواهند آن را اداره کنند.

قاضی‌پور ازعوامل خامنه‌ای در ارومیه گفت: مجلس جای زنان نیست. جای مردان است. مملکت را آسان به دست نیاوردیم. اظهارات مهوع این عضو مجلس ارتجاع حتی با واکنش یک تشکل رژیم در ارومیه روبه‌رو شد و آنان خواهان رد اعتبارنامه قاضی‌پور شدند.

آخوند مرتضی روحانی از مهره‌های باند خامنه‌ای نیز در مورد این باند گفت: اصول‌گرایی جریانی است که از جهت نظری ضعیف و از جهت عملی ناکارامد است. خواسته‌های بزرگی دارد ولی شعورش کم است.